-
تنها باش !!
جمعه 15 فروردین 1399 12:51
وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت ( سهراب سپهری ) مطالعه کردن باعث می شود تا ما مطالب زیادی بخوانیم ولی این دریافت ها دلیل بر ادراک ما نیستند ... اینها یک سری قالب و کلمه هستند با بارهایی معنایی خاص و البته نسبی (!) و ما بمروز زمان وقتی به معناهایی در زندگی می رسیم یادمان می آید که آن قالب و آن کلمات ردیف شده در کنار...
-
و چهارده بدر !!
پنجشنبه 14 فروردین 1399 20:08
امسال به خاطر کرونا و ممنوعیت برای حضور در طبیعت ( که اصولا در زمان های قبل هم ما نمی رفتیم !! ) و بخاطر اینکه سیزده به دلش نگرفته باشد (!) سیزده را کمی طولش دادیم تا نوع خانگی اش سری برای بلند کردن در خاطرات داشته باشد و تا چهارده ادامه دادیم ... دیروز تدارکات ناهار سیزده زیاد شده بود و برای همین نصفش را نگهداشتیم...
-
سیزده بدر بالکنی !!
پنجشنبه 14 فروردین 1399 19:43
طرف های عصر بود که هوا بارانی شد و همه می دانیم که باید زیر باران رفت !! حالا که روزگار کرونایی شده است می شود با ماشین رفت و از باران لذت برد !! خیابان ها وقتی به عصر نزدیک می شویم شلوغتر می شوند و مردمانی که مثل ما فکر می کنند زیادند و این جای شکر دارد !! البته کسانی هم دیده می شوند که هنوز خیلی عادی زندگی را پیش می...
-
سیزده بدر کرونایی
چهارشنبه 13 فروردین 1399 15:38
امسال کرونا بدجور به ذوق مردم زده است ، البته سهم مردم ما و چین بدلیل تقارن روزگار کرونایی با ایام عید سال نو کمی بیشتر از بقیه ی ملت ها شده است ... تمام مواردی که دولتی ها و ملتی ها در مواجهه با آنها مستاصل شده بودند به دست کرونا جمع و جور شده اند ... امروز برای سیزده بدر دعوت بودیم بالکن خانه مادربانو ... با توجه به...
-
فضای مزاجی !!
سهشنبه 12 فروردین 1399 20:03
در این یکی دو روز که رئیس جمهور تندروی آمریکا بیکباره رنگ باخت و حتی موقع حرف زدن بغض کرد و به اتفاق بزرگی که دامنگیر کشورش شده اشاره کرد!! دیگر مطلب خاصی در مورد ایران در فضای مجازی بالا نمی آید !! انگار خبرهای این روزها با مزاجشان سازگار نیست !! البته من غالبا سری به اینستا می زنم تا ببینم تازه چه خبر است !!؟ همیشه...
-
تبلیغات در فضای گل آلود !
سهشنبه 12 فروردین 1399 19:25
-
رنگ بهاری ...
دوشنبه 11 فروردین 1399 15:43
حوالی ظهر نوراخانیم خوابش می آمد ولی شلوغی می کرد، تا اینکه از مبل بالا رفت و با کله آمد پائین !! این جور مواقع خواب بهمراه گریه راحتتر می آید !!! ما که در عنفوان نوزادی بودیم (!) رسم بود که کودک را بهمراه گریه می خواباندند که فرموده اند : " چشمان نمناک به خواب نزدیک تر هستند !! " و خلاصه اینکه رفتیم کمی...
-
فاصله اجتماعی !!
شنبه 9 فروردین 1399 15:44
اصولا فاصله اجتماعی خیلی خوب است !! حتی در موسیقی وقتی فاصله ها رعایت نشود ، نت ها در هم قاطی شده و سمفونی بلبشو اجرا می شود !!! همین چند جمله چقدر معرف جامعه ی امروزی و زندگی امروزی ماست !؟!؟ وقتی فاصله اجتماعی رعایت نشود باعث می شود تا برخی قانون ها رعایت نشود !! و رعایت نشدن برخی قانون ها همیشه به نفع کسانیست که...
-
ما و کرونا !!
جمعه 8 فروردین 1399 18:33
ما در زبان خودمان ، کمی بیشتر از خیلی از زبان ها و شرایطی که بر آنها حاکم است (!) واژه های جدید را آورده و خودمانی می کنیم و کمی بعد هم یکی می آید و می گوید آن که در انگلیسی می گویند همینی هست که در زبان ما به آن می گویند این !!! و این مورد شامل همین هم می شود : داویرنا به زبان ما و دبرنا به زبان غیر زبان ما !! این...
-
تئوری توطئه !!
جمعه 8 فروردین 1399 15:25
چند روز پیش در همین بحبوحه ی روزگار کرونائی که مردم ما بیشتر از پیش چشم به دنیای مجازی داشتند !! دوستی که اخیرا برای نجات ایران آستین بالا زده و هر روز چند استوری در می کند تا مثلا جواب دندان شکن به دوستانش که به نظر او تفکرات مارکسیستی دارند ، بدهد !! و بخاطر کرونا و مدیریت ایران (!) اظهار فضلی کرده بود و بعد رشته...
-
قرآن بخوانیم ...
جمعه 8 فروردین 1399 15:15
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ به نام خداوند رحمتگر مهربان وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ﴿۱﴾ واى بر هر بدگوى عیبجویى (۱) الَّذِی جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ ﴿۲﴾ که مالى گرد آورد و برشمردش (۲) یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ ﴿۳﴾ پندارد که مالش او را جاوید کرده (۳) کَلَّا لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ ﴿۴﴾ ولى...
-
فال و حال روز
چهارشنبه 6 فروردین 1399 15:48
از قرار معلوم تجویز جناب حافظ برای رها شدن از دست کرونا ، ماندن در خانه به مدت 40 روز می باشد!!! این حافظ هم برای خودش نوستراداموسی بوده هااااا!!! سحرگه رهــــــــــــروی در سرزمینی همیگفت این معمــــــــــــــا با قرینی که ای صوفی شراب آن گه شود صاف که در شیشه برآرد (بماند) اربعینـی خدا زان خرقه بیـــــزار است صد...
-
معایب و مزایای قرنطینه !!
چهارشنبه 6 فروردین 1399 13:46
دیشب برای بعد از شام مهمان داشتیم ؛ آنهم زوجی از نوع قرنطینه ی نسبتا بالا که به غیر از کارهای خیلی خیلی ضروری ( درمانی ) بیرون نمی روند ... بقول خودشان از 25 اسفند در خانه بودند تا دیشب !! البته یک تک پا برای دیدن پدر و مادرشان رفته بودند ... پدر و مادر خانم در اراک تشریف دارند و قرنطینه ی آنها بسیار شدیدتر است و بچه...
-
دیروز ...
چهارشنبه 6 فروردین 1399 10:51
دیروز بالاخره انتقال مطالب وبلاگ را به پایان رساندم و حوالی ساعت 5 عصر بود که برای پرینت گرفتن آماده شدند !! نوراخانیم هم کم کم از سر بیخوابی داشت سر به سر ما می گذاشت ... اخیرا کلی حرف برای زدن دارد و وقتی نمی تواند ، جیغ می کشد !! گفتیم برویم بیرون تا هم نوارخانیم در ماشین بخوابد و هم اگر جایی باز بود (!) بدهیم برای...
-
شوخی های کرونایی در فضای مجازی(!)
سهشنبه 5 فروردین 1399 15:59
از بیکاری یه جاهایی از خونه رو داریم تمیز میکنیم که اصلا تو سند قید نشده بود خیر نبینی کرونا سال، 99هم نامگذاری شد سال دوری و دوستی آقا رئیس جمهور امروز گفت: از کرونا هم عبور میکنیم. اما نگفت افقی یا عمودی وقتی روحانی میگه نگران نباشید یاد مامانم می افتم که دمپایی به دست میگفت: وایسا کاریت ندارم از بس تو خونه نشستم به...
-
یک روز در خانه !!
دوشنبه 4 فروردین 1399 18:53
دیروز بانو پیشنهاد داد که حالا که خانه نشینی ام زیاد شده است (!) مطالب وبلاگ 98 را جمع کنم برای کتاب شدن !! و من هم اطاعت کرده و شروع کردم به انتقال مطالب به برنامه ورد و مجلد سازی و ویرایش آنها ... دیروز مطالب سه ماهه اول را انتقال داده بودم و بعد هم که رفتیم خانه ی مادربانو برای ناهار و خانه ی مادرم برای شام و شب...
-
صبح برفی ...
یکشنبه 3 فروردین 1399 14:20
صبح از پنجره بیرون را نگاه کردم و دیدم کولاک هست ! اول تعجب کردم ولی خیلی زود یادم افتاد در منطقه ی ما فروردین ادامه ی زمستان است و گهگاه سرما و برف دارد ... خرید لازم بودیم و برای همین رفتم برای خرید نان و کمی خرت و پرت از نوع سوپری !! نان را گرفتم و از قرار معلوم یکی قبل از من آمده بود و به نانوا سفارش کرده بود که...
-
بامادور !
شنبه 2 فروردین 1399 15:12
یخچال را باز کردم تا یکی دو فقره گوجه فرنگی بگذارم کنار خورشت (!) تا کمی رنگی بشود !!! ولی نداشتیم ؛ نبود ؛ تمام شده بود (!!) صدایم را می شنوی آقای وزیر قرنطینه (!؟) حالا من به کدام شماره گویا و توانا در یاری رساندن زنگ بزنم !!؟ خانه ی مادرم که بودیم ، فشار آب آنقدر کم شده که به طبقه دوم نمی رسد !! مردم خسته از مراجعه...
-
اندر احوالات اندرون ها ...
شنبه 2 فروردین 1399 12:05
گفته اند که یکی از نام های روز قیامت ، روز آشکار شدن باطن و اسرار درونی انسان ها می باشد !! و در آن روز اندرون انسان ها به نمایش گذاشته می شود و چه شود !؟!؟ و ایضا دنیا و عقبای انسان ها مثل آینه همدیگر را نشان می دهند ... در این میان برخی بازی های روزگار از قبیل سیل ، زلزله و حتی همین کرونا (!) باعث می شوند تا بواسطه...
-
سالی که گذشت ، گذشت ...
جمعه 1 فروردین 1399 09:23
سالی که گذشت ، خوب یا بد (!) محصول اندیشه و عمل خودمان بود و احیانا محصول همکاری ها و هماندیشی هایمان و صدالبته محصول مخلوطی ازآگاهی ها و ناآگاهی مان ، در تعریفی کلی تر محصول تعارضاتی که داشتیم... برای ساختن سالی زیبا باید از همین حالا آستین ها را بالا زد ... سالی که گذشت ، سال خوک بود ... برای کسانی که اهل دنبال کردن...
-
عیدتان مبارک
پنجشنبه 29 اسفند 1398 12:52
-
ارزش حرف !؟
چهارشنبه 28 اسفند 1398 12:24
چند روز پیش رئیس جهمور گفت که قرنطینه ی عام نداریم و از این حرفها ... کمی بعد شیپورها راه افتادند ، حرف چاق کن های داخلی یا خارجی !! و این حرفها را بگوش همه رساندند ... قرنطینه ی خانگی ۲۵درصد بیشتر شد !! تا دیروز خبری از ترقه بازی نبود ، الا در میان هواداران خاصش که کرونا و تیفوس و طاعون به آنها کارگر نیست ... و کمی...
-
عیدانه ...
سهشنبه 27 اسفند 1398 19:51
امروز کمی کار داشتم و سری به چاپخانه زدم ، از بس به شلوغی بی مورد عادت کرده ایم (!!) خلوتی معقول کوی و برزن ، به نظر دلگیر می آمد !! حوالی ظهر سری به مادرم زدم ، البته کمی هم برای پیگیری مسایل دیگر بود ؛ مثلا مخزن آبگرمکن دیواری خانه برادر کوچک سوراخ شده بود و نیاز به تعویض داشت ... کمی معطلی و بالاخره مخزنی که...
-
یادی فراموش نشدنی !!
یکشنبه 25 اسفند 1398 09:02
خبر رسید ، دکتر غلامحسین فرنود درگذشت ... مثل خیلی از خبرها کوتاه بود ! مخصوصا در این روزها که مردم درهای ارتباطات اندک را هم بسته اند تا ارتباطات کرونایی را قطع کنند ، این از دست دادن ها و از این دست از دست رفتن ها ، خاص تر شده است !! خدا را چه دیدیم ، شاید اینگونه از اجتماع مردم ناسپاس رفتن، برای بزرگانی که...
-
این روزهای آخر سال ...
شنبه 24 اسفند 1398 11:16
این روزها همه ( کسانی که در فضای مجازی فعال هستند !! ) در حال پخش کردن انواعی از فیلم ها و نصایح بهداشتی پزشکی به همدیگر هستند ؛ و در کنار آن توهین به شعور مردم هم ادامه دارد !! مردم ما در این سالها به کمک فضای مجازی و فضای آلوده ی حقیقی به یک شعور خاص رسیده اند و آن اینکه به همه شک کنند !! شک کردن باعث شده است تا...
-
و ما ادرائک ما کرونا !؟
چهارشنبه 21 اسفند 1398 12:34
دیعصر چند دقیقه مانده به دیشب (!) یهوئی تصمیم گرفتیم که املت بزنیم و چند لحظه بعد تصمیم گرفتیم که برویم و پیش مادرم این مراسم پرفیض را بجا بیاوریم ... سر راه نان تازه گرفتیم و البته کمی هم گوجه فرنگی !! با میوه فروش میدان کمی خودمانی تر شده ایم و گهگاه که مشتری نداشته باشد باهم شوخی هم می کنیم ... وقتی داشتم گوجه...
-
وای بر بدبختان !
شنبه 17 اسفند 1398 12:22
خیلی ها فکر می کنند آدم پَست آن کسی ست که از فرصت استفاده کرده و ماسک احتکار می کند تا چند برابر بفروشد !! شاید از این راه کمی بیشتر بدست بیاورد !! مطمئنا کسی که 20 میلیون ماسک احتکار می کند باندازه ی کافی دارد و صدالبته نه آنقدر که چشمش را سیرش بکند !! ولی به نظر من آدم پَست کسی ست که از فرصت استفاده می کند تا نسبت...
-
رنگ ها
شنبه 17 اسفند 1398 09:33
رنگ ها زندگی را زنده می کنند، جان دار و قابل لمس اند. می توان ایده های خود را بدون نیاز به گفتن و یا نوشتن، از طریق زبان پررمز و راز رنگ بیکدیگر منتقل کرد. رنگ ها و ترکیب های آن، واکنش و احساسات مختلفی را در ما برمی انگیزد. میتوان محیط آرام محل کار خود را با رنگ خاصی به محیط پراضطراب و نگرانی آور تبدیل کرد! در ماهیت...
-
پژوهش آماری !!
شنبه 17 اسفند 1398 00:40
امروز در خبری خواندم که 40 % افراد تهران در معرض ابتلای به کرونا هستند و از این میان اگر طبق فرموده ها درست باشد و 2 درصد فوت نمایند ، می شود چیزی حدود 160 هزار نفر می شود !! اینهم نوعی بازی با آمار است که اگر هم درست از آب درنیاید از نظر منطق ریاضی درست است !! اتفاقا عصر هم مطلبی خواندم از قول یک پژوهشگر دانشگاهی در...
-
ما و دیگران !!
جمعه 16 اسفند 1398 15:16
جمعه ها حوالی ساعت 7 می روم سنگکی محله ی مادربانو و بدون صف کشیدن و معطلی نان گرفته و می آیم ... ملت همیشه در صحنه تقریبا بعد از ساعت 9 می آیند و صف می ایستند و از همفکری باهم لذت می برند !! تا من سر خیابان را بپیچم ،ماشینی از کنارم رد شد و رفت جلوی سنگکی ایستاد !! مرد مسنی پیاده شد و وارد سنگکی شد ... وقتی من به...