-
وامطرنا مطرا ...
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399 22:49
و خدا را شکر که امروز را هم بخوبی گذراندیم و جای بسی شکر داشت !! دیده اید که برخی ها خود را در قالب جمع جا می زنند و می گویند ما دهه ی پنجاهی ها (!) ما دهه ی شصتی ها (!) و ... اینجور شد و آنجور شد و نفهمیدیم روزگارمان چگونه طی شد و ازاین حرفها !! و من وقتی حرفهایشان را می خوانم با خودم می گویم چه آدمهای منفعل و بدبختی...
-
وسوسه ...
سهشنبه 23 اردیبهشت 1399 17:53
امروز قرار بود بهمراه یکی از دوستان برویم برایش کوله پشتی بخریم ... حوالی ساعت 11 رسیدیم به جایی که چند فقره ورزشی فروش از نوع کوهنوردی وجود دارد و خوشبختانه هیچکدام نبودند و همسایه هایشان گفتند که کمی بعد می آیند !! کمی بعد که تقریبا ظهر می شد !! تلفنی با یکی از دوستان هماهنگ شدم که تولیدی بزرگ و برندی در زمینه...
-
پارک گردی ...
شنبه 20 اردیبهشت 1399 15:09
جمعه حوالی ساعت 11 بود که از خانه بیرون رفتم برای کمی قدم زدن !! برنامه ی خاصی نداشتم و برای همین پربار از آب درآمد !! رفتم طرف شاهگلی ولی زیاد شلوغ نبود و آن جمعیت کم هم زیاد قابل تحمل نبود (!) برای همین از کنار هتل رفتم بطرف تپه پرچم !!! البته پرچمش را باز کرده بودند نمی دانم بخاطر کرونا بود یا به کدام دلیل !!؟؟...
-
نمادها و نمودها !!
جمعه 19 اردیبهشت 1399 11:19
یک #نماد_شهری زیبا در بلوار شهریار تبریز و در کنار آن ماشین هایی که برای پارک کردن تا زیر نماد رفته اند !!؟ آیا شهرداری باید اطراف نمادها را دیوار کار کند !!؟ یک چند تایی کامنت داشتم که برخی جالب نیستند ولی برای ثبت هم بد نیستند !!! - آن نادانان دور مغزشان دیوار کشی کردن ، بجای دیوار باید در فرهنگ مردم خفته در خواب...
-
خواب های پریشانِ من !!
جمعه 19 اردیبهشت 1399 10:20
چند روز پیش باز از پریشان شدن خوابهایم نوشته بودم و اینکه تا صبح یک ببر بزرگ گیر داده بود به من و فوتورافچی و با ما بازی می کرد (!) و تا بیدار بشویم نصفه عمر شده بودیم و از این حرفها ... در این یکی دو شب گذشته هم خواب های پرکار و پر استرسی داشتم که خالی از لطف برای تعریف نیستند !! پریشب توی خواب یک عده را داشتم از...
-
آهای ...
جمعه 19 اردیبهشت 1399 09:45
این مورد که مینویسم تقریبا یک هفته پیش هم اتفاق افتاده بود و برای همین می نویسم تا بیادگار بماند تا بلکه رهایم بکند !! بهرحال روزگار کرونایی را می گذرانیم و اینطور که پیداست بازتاب ها و بازخوردهای کرونایی تا مدتها ما و جامعه ی ما را رها نخواهد کرد ... رفته بودم یکی از داروخانه های محله مان برای نوراخانیم شیر بگیرم ......
-
18 اردیبهشت
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399 10:11
-
نیم دور عصرانه ای !!
چهارشنبه 17 اردیبهشت 1399 20:28
یکی دو روز است که آسمان ابریست و باران می بارد ، از نوع خوبش !! البته دیشب باد هم داشتیم ، از نوع بدش !! عصر باید برای خرید بیرون می رفتیم ... نورا خانیم هم باید کمی می خوابید !! کمی دورمان را بزرگتر برداشتیم و رفتیم از شهر خواجه دور زده و برگشتیم !! کوههای رنگی و باران خورده بیشتر از قبل زیبا دیده می شدند و دشت های...
-
نیم روزی در کارخانه !!
سهشنبه 16 اردیبهشت 1399 19:05
چند روز پیش یک پست در مورد روز معلم نوشته بودم و حالا تقریبا 5 روز است که چیزی ننوشته ام !! انگار چند هفته است که از وبلاگم دور بودم ... اینجا یک خلوت خاص برای من محسوب می شود و در اینجا من با خودم حرف می زنم و می دانم در بین برخی جملات ، چه جملاتی را به عمد ننوشته ام و مطمئنا وقتی به نوشته هایم مراجعه می کنم ،...
-
روزی بنام معلم !!
جمعه 12 اردیبهشت 1399 14:23
امروز را در تقویم ملی کشور بنام معلم کرده اند !! و من این روز را برتمام معلمین خوبی که در این راه زحمت می کشند و آنها را نمی شناسم و همچنین بر تمام معلمین خوبی که در اطرافم هستند تبریک می گویم !! و در وهله بعدی بر همه ی معلمین تبریک میگویم جمیعا و رحمة الله و برکاته ... معلمی ده قسم است و یکی از آنها در مدرسه می باشد...
-
یه روزی بود ...
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 17:55
یک همچنین روزی در تاریخ بنام روز کارگر ثبت شده است ... در طول سالهایی که مشغول بودیم ، چنین روزی را گرامی می داشتیم !! ولی همین یک روز هم پس و پیش هایی در کارخانه برای خودش داشت که هر روزش را بنوعی خاطره می کرد !! امروز وقتی به خانه برگشتم ، دیدم که بانو یک کادو روی میز گذاشته است و بهمراه نوراخانیم رفته اند خانه...
-
خوابهای دو شقه !!
چهارشنبه 10 اردیبهشت 1399 09:42
ماه رمضان که می آید خواب دو شقه یم شود ؛ نصفش میماند برای قبل از سحری و نصف دیگر برای بعد از سحری !! حالا برای مردم این کفه ها فرق می کند برای برخی یکی می شود دو ساعت و دیگری ده ساعت ، و یا می آید در همان اندازه نصف نصف میزان می شود !! برای من در این چند شبی که گذشته شق اول چهار ساعت بود و شق دوم سه ساعت !! ولی از نظر...
-
هفته کاری ...
دوشنبه 8 اردیبهشت 1399 18:44
شروع هفته مقارن بود با آغاز ماه رمضان و من باید سری می زدم به چاپخانه دوستم که کمی ترافیک کاری داشت !! دو ماهی که با کرونا گذشت ضربه شدیدی به کسب و کارها وارد کرده است و بعد از اینکه کارها از سر گرفته شده است (!) ورم ناشی از این ضربه در فعالیت ها به چشم می خورد !! شنبه از ساعت 7 صبح تا ساعت 3 بعد از ظهر در چاپخانه...
-
ماه میهمانی !!
شنبه 6 اردیبهشت 1399 00:33
ماه رمضان امسال هم آمد و سعادتی ست که عمری بود و دوباره مهمان سفره رمضان شدیم !! انشاءلله که دست خالی نمانیم ... اگر دوست دارید که در این ماه قرآن بخوانید ، به این آدرس مراجعه کنید و استفاده ببرید ، http://tanzil.net
-
در باغ اردیبهشت
سهشنبه 2 اردیبهشت 1399 18:04
حوالی ساعت 11 از خانه بیرون زدم ؛ برای چند تماس تلفنی (!) این روزها وقتی موبایل به دست می شوم نوراخانیم سر می رسد و گوشی را می خواهد و خلاصه اینکه این رقیبِ گوشی مثل قبلی ها ( مادرم و مادرش !! ) نیست و همیشه پیروز جنگ است !! چند فقره خرید داشتم و چند فقره تماس تلفنی !! قدم زنان رفتم طرف شاهگلی و روی نیمکتی نشستم برای...
-
come back
سهشنبه 2 اردیبهشت 1399 10:18
بعضی اصطلاح ها چون از طریق گیم های مختلف در بین مردم رایج شده اند (!) اغلب مردم آنها را در حد همان گیم می دانند (!) و صدالبته که زندگی خیلی از مردم در حد همان گیم می باشد و سرگرم شدم مردم به روزمره گی های بیهوده که در کاتالوگ آفرینش هم آمده است !!! و حادترین این روزمره گی ها داستان کام بک و برگشت به وضعیت قبلی است !!...
-
جالب بود !!
شنبه 30 فروردین 1399 23:53
چند نمونه از مطالب مرتبط با کرونا خبر مهم و بسیار فوری: کرونا از ۲۴ ساعت آینده برای همیشه از بین خواهد رفت با حمایت رییس جمهور و تدبیر وامید ایشان و تلاش شبانه روزی جمعی از پزشکان و داروسازان برتر کشور دانشمندان داروسازی کشف کردند که اگه یک کوید به کوید ۱۹ اضافه کنیم میشه بیسکوید که به راحتی با چای قابل حله. لطفا پخش...
-
مجلد شدیم ...
شنبه 30 فروردین 1399 23:32
هفته ی اول سال 99 که خانه نشین بودیم و بیکار (!) مطالب سال 98 را منتقل کردم به برنامه ورد در آفیس و سپس کمی ویراستاری کردم و برای پرینت گرفتن آماده کردم ... و بعد از تعطیلات رسمی بردم پرینت گرفته و دادم دست آقای صحاف که برایم جلد بگیرد و گفت بعد از تعطیلات بیا و ببر !! پایان سال 98 و آغاز سال 99 را کلا در تعطیلات...
-
جمعه خوب !!
جمعه 29 فروردین 1399 17:14
دیروز عصر در راه خانه ی مادربانو (!) توی این فکر بودم که صبح اگر می شد که زنگ بزنم به یکی از این پیشکسوت جماعت کوهستان و دعوت بکنم که باهم برویم یک قدم زنی صبح جمعه ای چه می شود (!) ولی خُب جَوونی است و فکر و خیال زیاد !؟!؟ ( بعضی ها را نباید زیاد تنها رها کرد و باید گهگاه حالشان را پرسید !! ) شب در خانه مادربانو برای...
-
احاطه دنیای مجازی !!
چهارشنبه 27 فروردین 1399 10:53
این مطلب را دوستی برایم فرستاده بود که برای درج کردن و نگهداشتن جالب بود... گاهی کمی با تامل زندگی کردن خوب است !! این جک نیست بلکه یک واقعیت است که روزی همه ما را اسیر خود خواهد کرد :( گوگل ازهمه چیز خبردارد ؟ ) مکالمهای بین گوگل و یک فرد که قصد سفارش پیتزا را دارد: کاربر: سلام، اونجا گوردان پیتزا هست؟ گوگل: نه آقا،...
-
خواب در قرنطینه !!
چهارشنبه 27 فروردین 1399 10:45
در هفته ای که گذشت اوضاع خواب هایم زیاد خوب نبودند ... یعنی بهم ریختگی و در هم و برهم بودنشان بقدری بود که ارزش بیادآوری نداشت !! و البته برخی ها هم بلافاصله از یاد می رفتند ویا چند لحظه بیشتر نبودند (!) این فراریت ناشی از قاراشمیش بودن آنها بود !! ولی آنها هم دلخوشی یک جرقه را داشتند و همین که بودند خوب بودند !! مثلا...
-
روزگار رنگی ...
دوشنبه 25 فروردین 1399 21:38
زمستان که می آید همه چیز سیاه و سفید می شوند، سیاه و سفید هم نشوند خیلی یکنواخت می شوند انگار که رنگی ندارند ... بهار که می آید رنگ زندگی می آورد !! شکوفه ها روی درختان چیزی بیشتر از سفید هستند ... قهوه ای درختان خشک شده هم رنگی دیده می شوند!! امروز حوصله مان سر رفته بود ، خرید آرد را بهانه کردیم تا سری به اطراف هم...
-
باران های نیسانی !
شنبه 23 فروردین 1399 21:59
امروز قرق قرنطینه شکست و بیرون همه جا باز بود ... البته بیشترین نفع را دولت خواهد برد !! چون اگر قرق طولانی می شد باید مدیریت و تدبیر بکار می بستند و مچ دولت باز می شد !! در این مدتی هم که مردم به خاطر هم و به خاطر رودروایستی در و مغازه را تخته کرده بودند، هیچ گام موثری از طرف دولت برداشته نشد و بالاخره مردم به این...
-
بد نگوئیم به مهتاب اگر تب داریم ...
شنبه 23 فروردین 1399 19:34
من قبلا هم نوشته ام که برای از دست رفتن برخی ها ناراحت هستم ولی بدم نمی آید وقتی بنری می بینم و عکسی که بیادم می اندازد که صاحب عکس چه کسی بوده است !! برای کرونا سری به نشانه رضایت تکان بدهم !! دو روز پیش بود انگار که داشتم از خیابان خانه ی مادربانو رد می شدم و دیدم دارند بنری برپا می کنند ! لازم نبود نوشته های زیرش...
-
چند قدم با بهار
جمعه 22 فروردین 1399 13:40
چند روزی بود که فوتورافچی تماس می گرفت برای تجدید دیدار !! بالاخره مردم خواسته یا ناخواسته در قرنطینه هستند و دیدارهای اتفاقی و هر از گاهی هم باید طبق برنامه باشد و ... امروز در خانه بودم و تماسی برقرار شد و قرار شد بیاید دنبالم و برویم دوری بزنیم ... حوالی ساعت 11/30 باهم قرار را مدار کردیم و یک ربع بیشتر باهم نبودیم...
-
قرنطینه ...
جمعه 22 فروردین 1399 11:29
یک جایی دانته نوشته بود که هیچ چیزی دردناکتر از بیادآوردن روزهای خوشی در ایام ناخوشی نیست !! و شاید حرفی در همین مایه ها ... در تعریف و توصیف عذاب گروهی بود در دوزخ یا برزخ !!!! در این روزهای قرنطینه !؟ حالا چه قرنطینه اجباری با شعاع بیشتر و یا خود قرنطینه گی عده ای در خانه و یا ... در خانه نشسته باشی و یهو گوگل برایت...
-
عیدتان مبارک
پنجشنبه 21 فروردین 1399 00:13
-
و باز روز شرف الشمس !!
سهشنبه 19 فروردین 1399 11:51
از زیبائی هایی روزگار همین قل خوردن زمین است در مداری نامرئی به دور خورشید !! و اینکه روزها یکبار مصرف نیستند و می روند و دوباره می آیند و کار مردم را ساده تر می کنند !! روزی را بنام می کنند و هر سال عزیزش می دارند اگر چنین نبود باید ابتدای هربازه زمانی ، هیئت دولت در کنار لایحه بودجه (!) لایحه نامگذاری روزهایی را...
-
روز جهانی بهداشت !!
سهشنبه 19 فروردین 1399 10:41
امروز در تقویم مناسبتی جهان ، روز جهانی بهداشت است ... حدود 70 سال پیش در چنین روزی اساسنامه بهداشت جهانی به تصویب و امضا رسیده بود !! این روزها بیشتر از هر زمانی سیاسی بودن این سازمان و استفاده ی ابزاری از آن در جهان بچشم می خورد !؟!؟ باتوجه به همه گیری و شیوع بیماری کرونا و استیصال کشورهای ویترینی دنیا از نظر پیشرفت...
-
هفده بدر !!
دوشنبه 18 فروردین 1399 01:10
یکی از خوانندگان نوشته بودند که شانزده بدر در خانه برادربزرگ (!) و این مورد هم محقق شد ولی با یک روز تاخیر !!! شانزده بدر را خانه مادرم بودیم ... عصر مادرم زنگ زده بود که کلیدهایش در خانه مانده است و برای همین رفتیم خانه ی مادرم ؛ چون من کلیدهای خانه را دارم !! شام هم آنجا بودیم و بعد از شام به خانه برگشتیم ... مورد...