قرنفیل ...

 

شب در خانه دورهم بودیم و یکی از لوازم دورهمی این روزها ، مشق نوشتن نوراخانیم هست !! بانو که باید مستقیم یا غیرمستقیم بالای سرش باشد و همیشه صدایش در فضای اتاق بپیچد تا نوراخانیم چند کلمه مشق بنویسد و منهم باید در همان حوالی باشم تا نوراخانیم بهانه نداشته باشد !!

  ادامه مطلب ...

دلخوشی های روزانه ...

 

نوشته بود:

اگر روزگار تو را  بخنداند ، جوان هستی !

اگر بگریاند ، کودک هستی !

ولی اگر نتواند تو را بخنداند و یا بگریاند ، مرد هستی !؟

  ادامه مطلب ...

تاریخ !

 

تاریخ برای عبرت گرفتن است ، البته اگر موردی برای افتخار باشد(!) ، شامل تاریخ نمی شود بلکه در پوشه فرهنگ قرار می گیرد !


ادامه مطلب ...

موش نشویم !؟

 

ازدحام در حد بالا ، اکثرا با سن بالا و متوقع برای احترام و ادب و دادن جا برای بزرگتر ... یک نفر جوان که نصف بدنش بدلیل سکته لمس بود نشسته بود و همه تیکه ها نثار او بود (!؟) گفتم :« از فردا با شناسنامه بیایید بالا تا صندلی به حقدار برسد ! » 


ادامه مطلب ...

خور و خواب و خشم و شهوت ...

 

سالهای دورتر که نوجوانی کمی تا قسمتی بیش فعال بودم و از وقتی که صبحها چشمانم را باز می کردم تا زمانیکه در همان اوایل شب بحالت بیهوش چشمانم را می بستم ، در ورجه وورجه بودم و مثلا ورزش !! باندازه یک فیل غذا می خوردم !؟ و غذاخوردن من زبانزد جمع فامیل و همسایه ها بود ...


ادامه مطلب ...