-
جمعه بازار !
جمعه 8 آبان 1405 18:21
روزهای جمعه که برنامه ددر نداشته باشیم برای صبحانه خانه مادرم می رویم ! چندباری که رفته ایم حالا عادت کرده است و حوالی ساعت 9 که می شود زنک می زند که کجائید !؟ البته اکثرا در آن زمان توی راه هستیم ! این چند روز گذشته برنامه ددری نداریم ، هم وضعیت هوا خیلی درهم برهم هست و هم اینکه باید برای ماشینمان تایر تازه بگیرم ؛...
-
او اولماسین بو اولسون !
پنجشنبه 7 آبان 1405 12:28
این اصطلاح که در عنوان آمده است در محاورات عمومی ما استفاده می شود و بمعنای " این نشد ، آن " یعنی وقتی آدم برای نیازی دنبال چیزی می رود ، رفع نیاز مهمتر است از این دست و آن دست کردن برای انتخاب رنگ و مدل و ...(!) ؛ مگر اینکه فرصت و امکانش بوده باشد ! این اصطلاح بعدها در یکی از فیلم های معروف آذربایحانی ،...
-
چو غنچه گرچه فروبستگی ست کار جهان !
پنجشنبه 7 آبان 1405 11:27
روزها می گذرند و بقول بزرگی چون می گذرند باکی نیست ! ولی آیا واقعا باکی نیست !؟ آیا ما برای پاس کردن دقایق بدنیا آمده ایم یا باید از این پاس های مکرر به گل های فراوانی دست پیدا بکنیم !؟ خیلی ها همان مساوی را هم خیلی می دانند ! و برخی ها همین که با اختلاف یک گل جلو بیافتند و حفظ نتیجه بکنند راضی از میدان خارج می شوند !...
-
انتخابات ...
چهارشنبه 6 آبان 1405 09:52
کارگاه دوستم هستم و یک نفر جوشکار آمده تا کمی کار بکند و سر میز صبحانه سرگرم دادن توضیحات مکفی در رابطه با انتخابات کشور دوست و باجناق ، اسرائیل هست !؟ با حرارت خاصی داشت توضیح می داد که گفتم :« اگر در تل آویو بودی ! تنناهایاهو ، تو را بعنوان رئیس کمیته کف و هورای حزب خودش انتخاب می کرد !؟ شاید هم یکی از وزرایش می...
-
هوای پائیزی ...
سهشنبه 5 آبان 1405 14:34
این روزها هوا خیلی پائیزی است ... دلمان کمی ددر رفتن می خواهد ... یکی از دوستانم بیمار است و خانه نشین شده است و من دلم نمی آید بدون او بروم ! ... از طرفی هم آسمان بیشتر از زمین پائیزی شده است و رفتن به برخی مناطق ریسک بالا محسوب می شود ! ... کمی هم باید به سر و وضع ماشین برسیم که خودش پائیزی دیگر است ! به دوستی داشتم...
-
اینترنت !
سهشنبه 5 آبان 1405 09:27
آیا شما هم مشکل اینترنت دارید !؟ من دیشب یک ساعت نشستم تا فایلی که فرستاده بودند دانلود شود ! شاید باور نکنید ۴۶۵ کیلوبایت بود ! همچنان که منتظر بودم و اموات مسئولین بالادست و متولیان مخابرات و ... را پذیرایی می کردم (!) یاد سالهای دورتر افتادم ؛ مثلا سال ۷۶ ! دوستانم خارج نشین شده بودند و از طریق آنها من در فیسبوک...
-
انگشت مکن ... تا کس نکند مشت !
یکشنبه 3 آبان 1405 13:39
دیشب رفتم خانه مادرم تا پیش او باشم ، با علم به اینکه به دلایل متعدد در خانه مادرم چیزی بنام آسایش و ارامش و خواب راحت وجود ندارد !؟ بزرگترین عامل هم خود مادرم می باشد که اهل سر و صدا کردن است ! وقتی هم می خوابد صدای خروپف اش عالمی دارد ! با این تواصیف من فکر می کنم تمرین ماندن در شرایط سخت می کنم ، و رفتم !؟ تقریبا...
-
صدر خبرها !
شنبه 2 آبان 1405 17:51
این روزها اخبار عجیب از هر چیزی بیشتر است ؛ که یکی از یکی عجیب تر می باشد ! در فرانسه مترفی که خودش در نگاه آمریکایی ها به کشور چپ ها معروف می باشد (!؟ رئیس جمهور مکرون ، چپ ها را مقصر اعلام کرده که می خواهند دموکراسی فرانسه بزرگ را تحت الشعاع قرار بدهند ؛ در فرانسه ، چپ به کمونیست ها می گویند ، در آمریکا چپ به...
-
شب شعر ..
شنبه 2 آبان 1405 08:10
دیعصر مهمان و مدعوی یهویی برای یک مراسم شعرخوانی بودم ... دوستم زنگ زد و چند لحظه صحبت و در ادامه برایم دو فقره بلیط فرستاد برای شرکت در مراسم شعرخوانی ! سالهای قبلتر ، بیشتر می رفتم ! ولی بتدریج که فضا یک جورایی ناجور شد نرفتم و البته که در این مورد اشکال فنی از من بود و جنبه تحمل آدمهایی که از من بهتر و بالاتر بودند...
-
میان پر یا میان چی !
پنجشنبه 30 مهر 1405 07:13
اگر محل خانه تان خیلی خوب است (!) و با توجه به متراژ و موقعیت و ... برای هر کاری خوب است ! به جز اینکه املاکی ها هر از گاهی سلام بیجا می دهند تا ببینند احیانا قصد فروش خانه تان را دارید یا نه !؟ اگر از دهان یکی از اعضای خانه پریده باشد که قصد فروش دارید !؟ هر روز باید به شصت تا تلفن جواب بدهید ... ول نمی کنند !؟ این...
-
یک روز زندگی !
چهارشنبه 29 مهر 1405 20:17
دیروز والیبال بودم و خیلی هم خسته شده بودم و البته خیلی هم چسبیده بود ؛ هم بازی ، هم از شدت عرق لباس به بدنم ! و بعد هم که یک دوشی گرفتم و چون قرار بود شام نخوریم یک پیتزا نیم متری سفارشی خوردیم و در ادامه هم بانو می رفت پیتزا را بیاورد من سفارش یک کیک دادم که آنهم مگا-کیک از آب درآمد و به حساب گرامیداشت " روز...
-
ددی بمب !
سهشنبه 28 مهر 1405 20:19
بعضی از دوستان فکر می کنند که من همه چیز را می دانم و برای همین پرسش های عجیب می پرسند و به جواب های غریب می رسند !؟ امروز صبح شاگرد مغازه همسایه آمده بود در مغازه دوستم نشسته بود ! از من پرسید :" این پدر بمب ها چیه ! " گفتم : " تو نسل جدید هستی و نمی دانی معنای واقعی پدر چیه !؟ " قدیم در برخی خانه...
-
تو بی ما چگونه ای ؟
سهشنبه 28 مهر 1405 13:37
به دوستم در مارسی فرانسه پیام گذاشته بودم تا ببینم چکار می کند !؟ خیلی وقت بود که با هم ارتباط نداشتیم و از برخی پیام رسان ها هم خارج شده بود ( به گفته خودش بخاطر امتحانات دانشگاه و ... ) و تنها راهی که داشتم فیسبوک بود ! امروز فیسبوک برایم عکسی از 17 سال پیش آورده بود؛ پناهگاه دوم قله آرارات ! من و فیسبوک دوستان...
-
توهین نژادی یا نژادپرستی !
دوشنبه 27 مهر 1405 08:32
دیروز طبق معمول و طبق آنچه انتظار می رفت ، بازی ملوان انزلی با تراکتور تبریز به ناهنجاری کشید و بعد از کش و قوس فراوان که قابل پیش بینی بود (!) تراکتوری ها در بازی خاضر نشدند و تیم را بیرون کشیدند و بازی لغو شد !؟ و انواعی از هجمه های یکطرفه در فضای مجازی راه افتاد ... نژادپرستی و توهین نژادی دو روی یک سکه هستند ! و...
-
یادآوری
شنبه 25 مهر 1405 19:37
یادآوری های فضای مجازی یکی از قسمت های خوب این فضا می باشد و البته پیام هایی درخود دارد و یکی اینکه هرگونه فعالیت در فضای مجازی در یک جایی ذخیره می شود و شاید یک جایی به درد بخورد !؟ حتی آنها که مثل من یک آدم معمولی در یک زندگی معمولی هستند !؟ این عکس را در اینترنت دیدم و بلافاصله ذهن شلوغ من دست به کار شد !؟ به فکرم...
-
جهان لوگوئی !
جمعه 24 مهر 1405 13:36
امروز روز پرستار است و پرستاران از بهترین افراد جامعه هستند که در سخت ترین و اخلاقی ترین و بهترین شغل کار می کنند ! کاری ندارم که کم کار باشند یا بیش از حد مسئولیت پذیر ولی همانقدر است که کم کارترین پرستار از پرکارترین کارمند بانک شریف تر است ! این روزها و مخصوصا بعد از چند جنگی که پشت سر گذاشتیم (!) کارزار لوگوئی از...
-
خودنمایی !
پنجشنبه 23 مهر 1405 12:27
انسانها تلاش زیادی می کنند تا آنگونه که دوست دارند دیده شوند و با کمی سعی و تلاش دیده می شوند! ولی چون سیستم تشخیص هر فرد با دیگری فرق دارد ، مردم همدیگر را آنگونه که دیده می شوند ، قبول نمی کنند !؟ یکبار در ایام قدیم ؛ زمان ما معروف شده بود که شش ماه که از قضیه ای بگذرد قدیمی می شود !؟ فکر کنم برای نسل جدید، هفته قبل...
-
ممد بوقی !
چهارشنبه 22 مهر 1405 23:42
عنوان را همینطوری و بدون بررسی جوانب اش نوشته ام و گمان می کنم این ممد بوقی همان لیدر هوادار یکی از تیم های پایتخت بوده باشد و شاید هم حالا منتظر رحمتی که برسد یا نرسد !؟ امروز رفته بودم خانه مادرم برای شام و یک ساعتی پای تی وی بودیم ! البته وقتی من باشم ، می زنم به شبکه خبر و یا خاموش می کنم ! اگر کنترل دست مادرم...
-
حس برتر !
چهارشنبه 22 مهر 1405 09:29
نوراخانیم توی اتاقش علوم تمرین می کرد و رسیده بود به حواس پنجگانه ، آمد پیش من و همان ها را از من پرسید تا بداند من هم می دانم یا نه !؟ و سوال کرد ... من زود جواب بدهم ، بازی بد پیش می رود و کار به قهر و جنگ می کشد !؟ باید کمی خنگولک بازی دربیاورم و گیج بازی تا جریان بازی دوام بیاورد !؟ ( فکر می کند که یک نفر هست که...
-
نیت خیر !
سهشنبه 21 مهر 1405 12:41
دیعصر یهوئی بلند شدم و گفتم که به خانه مادرم می روم برای شام و شاید هم همانجا ماندم ... مادر من خیلی به تنها ماندن عادت کرده است و البته که لذتش را برده است و حالا که کمی کم تحرک شده است و خانه نشین ! حوصله اش سر می زود و می خواهد همیشه کسی در اطرافش باشد و البته همچنان تنهایی اش هم محفوظ باشد ! مثلا می خواهد یکی از...
-
ابر و باد و مه و باران همگی سرکارند !
سهشنبه 21 مهر 1405 07:57
روزگار غریبی شده است ! دیروز نیم ساعت پای تلویزیون بودم و زملن پخش خبر بود !! مسئول هدفمندی می گفت باید مردم خوداظهاری کنند تا تکلیف مبلغ اضافی یارانه معلوم شود !! مسئول کار و رفاه می گفت برای یازده میلیون واریز مبلغ اضافی شده است !؟ میناخانم هم گفت که مبلغ قطعی همان پانصدهزار می باشد !؟ یعنی سه سازمان دخیل در امور...
-
قلب و زبان عافل !
دوشنبه 20 مهر 1405 21:22
لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ. امام علی (علیه السلام) فرمود: زبان عاقل پشت قلب او قرار دارد در حالى که قلب احمق پشت زبان اوست! انسان عاقل نخست اندیشه مى کند سپس سخن مى گوید در حالى که احمق نخست سخن مى گوید و بعد در اندیشه فرو مى رود، به همین دلیل سخنان عاقل، حساب شده،...
-
توهین !
یکشنبه 19 مهر 1405 09:33
توهین در معنا بمعنی سبک کردن و شکستن اعتبار شخص یا چیزی می باشد ! و علاوه بر مسایل قضایی و حقوقی که می تواند بدنبال داشته باشد (!؟) یک واقعیتی را هم نشان می دهد و آن اینکه در حالت عادی (!) ، غالبا ، توهین کننده در جایگاه پائین تری قرار دارد و این اقدام را می کند تا توهین شونده را که بالاتر قرار دارد را همسطح خود و...
-
گوهر اشک !
شنبه 18 مهر 1405 08:48
یاد پروین اعتصامی گرامی و روحش شاد که در مناظره اشک و خون در منظومه « گوهر اشک » چقدر جالب بیان کرده بود که « تاب من از تاب تو افزونتر است / گرچه تو سرخی بنظر من سپید » حیف است که این منظومه هر از گاهی خوانده نشود و در زمانه ما ، هفته ای یکبار هم زیاد نیست ؟! آن نشنیدید که یک قطره اشک صبحدم از چشم یتیمی چکید برد بسی...
-
دور دلتنگی !
جمعه 17 مهر 1405 19:04
صبح جمعه می خواستیم برویم جنگل نوردی و برگ کوبی !؟ خبر رسید که بواسطه مه غلیظی که در منطقهوجود دارد ، هنوز پائیز خودش را نشان نداده است ! رطوبت بالا و دمای ثابت مه باعث می شود که زمین دوباره سبز بشود ... برای صبحانه رفتیم خانه مادرم و فرصتی شد تا من در مراسم چهلم یکی از همسایگان قدیمی شرکت کنم ... محله قدیمی ، پوشه ی...
-
خلاصه نویسی
پنجشنبه 16 مهر 1405 14:15
دیروز در فضای مجازی ، به چند صفحه برخورد کردم که محتوایشان خلاصه نویسی برخی کتاب ها بود و در نوع خود جالب ... هم تصویر داشت و هم تخلیص ! مثلا « آناکارنینای تولستوی در سه دقیقه » ، « ابله داستایوفسکی در دو دقیقه » و ... فرصت نداشتم زیاد ببینم برای همین به یکی از نوجوانان مشرف به جوانی (!) فوروارد کردم که هر از گاهی با...
-
فلسفه داشتن !
پنجشنبه 16 مهر 1405 10:28
از چند روز پیش بانو و نوراخانیم در تدارک پنهانی مراسم تولد برای من بودند ، البته می دانستند که موافقت ضمنی من را ندارند چه برسد به ذوق مرگی در زمان سورپرایز شدن !؟ من اصولا اهل سورپرایز شدن نیستم و حالا یادآن دوربین مخفی افتادم که در روسیه (!) یکی رفته بود داخل سطل آشغال و وقتی کسی آشغالش را درسطل می انداخت ، آن را...
-
۱۵ مهر !
چهارشنبه 15 مهر 1405 10:30
نمیدانم کار خود روزگار است یا کار تندباد حوادث است که گاهی همه چیز را جمع می آورد و پست دیواری جمع می کند !؟ این روزها ، نیمه مهرماه را چنان قرق کرده اند که به زحمت جا برای سالروز تولد من مانده است !؟ از یک طرف مصادف با هفتم اکتبر است و سیاسیون را مشغول کرده است !! از طرفی روز تولد سهراب سپهری است و شعردوستان قرق کرده...
-
بعد از نیمروز !
سهشنبه 14 مهر 1405 20:35
بعد از ظهر باید می رفتم والیبال ، بهانه برای نرفتن داشتم ولی نمی دانم ایراد از نسل ما و تربیتی که شامل حال ما شده است ، هست (!؟) یا مشکل شخصی من است که تا جریان اورژانسی نشده است ، پایبند عهدی که بسته ام می مانم (!)؛ حتی اگر این عهد ، اوکی دادن به حضور در یک جمع ورزشی در زمان مشخصی باشد ! خیلی از دوستان با بهانه هایی...
-
تا نیمروز ...
سهشنبه 14 مهر 1405 13:57
باید یک سفارش را می رساندم ، اول صبحی یکی از نگهبانان را دیدم که چند روزی بود که نبود ! مکافات داریم ؛ سراغ یکی از نگهبانان را وقتی می گیری فکر می کنند در خفا ، سر و سری داریم !؟ نبودنش را جویا شدم و گفت :« برای عمل آب مروارید رفته بودم و از امروز برگشته ام سر کار » گفتم :« خدا را شکر که عمل موفقیت آمیز بود و مرا...