-
برای سنوار
شنبه 28 مهر 1403 15:38
آدمهای بزرگ ، یهوئی بزرگ نمی شوند ... آدمهای بزرگ را از تعریف دشمنانش می شود شناخت ... یحیی سنوار هم از آن دسته آدمهای بزرگ بود که حتی دشمنش هم تعریف شایسته ای از او داشت ! یحیی از نوع آدمهای بادکنکی نبود که در فضای رسانه بزرگ شده باشد ... یحیی سنوار با همان بمبهایی کشته شد که هر روز مردمش هم با آن بمبها کشته می شدند...
-
ساحل انار ...
شنبه 28 مهر 1403 14:15
آدمها باید موقع نام گذاری خیلی دقت بکنند که حق همه ی موارد دخیل و حاضر را ادا بکنند ، درقدیم الایام این گونه بود که برای یک منطقه ، صرفا برای شناسایی نامی انتخاب می کردند ... احتیاط لازم این بود که بزرگترین نشانه را اساس می گرفتند ، مثلا نام دلالت داشته بر رودخانه یا کوه یا یک مشخصه خاص ! ما سالهاست که قسمتی از ددرهای...
-
دولت بی آبرو ...
چهارشنبه 25 مهر 1403 11:35
تا وقتی که آبرو و اعتبار کسی از بین نرفته است ، می تواند لنگ لنگان خودش را جایی برساند ولی امان از بدآورد روزگار و بی آبرو شدن ... باید دو تا آجر بگذارد ، یکی به حساب اندوختن اعتبار و یکی برای ارتزاق ... داستان رئیس جمهور پرادعای ما که اتفاقی رئیس جمهور شده است تلاش برای اندوختن آبروی به باد داده شده قبلی و پیش بردن...
-
پیامی از آرش کمانگیر
یکشنبه 22 مهر 1403 21:43
-
مهمانان این روزها !!
شنبه 21 مهر 1403 22:45
چند روز پیش در تلویزیون بیژن عبدالکریمی را بعنوان کارشناس مهمان و یا هر چیز دیگری دعوت کرده بودند تا ایشان بعنوان یک دکترا دار ( و البته نه یک دکترین فلسفه !؟ ) در مورد مسایل مختلف و حوادث و رویدادهای جهان و ...کمی حرافی بکند !؟ شاید در وهله اول این سوال پیش بیاید که چرا من ایشان را یک دکترادار و نه دکترین فلسفه معرفی...
-
خرید دامادی ...
شنبه 21 مهر 1403 19:12
یکی دو روز پیش بود که برادربزرگم تماس گرفت و قرار گذاشت تا بهمراه دخترش ( عروس خانم ) و آقای داماد باشم برای خریدهای آقای داماد ... البته وقتی گفت که نمی داند چه کسی و کسانی از طرف داماد حضور خواهند داشت ، کمی برقم پریدچون برای برخی همراهی ها اصلا مساعد نبودم (!؟) ولی بعدا تماس گرفتند و قرار شد که من و دایی عروس با...
-
گفتگو
پنجشنبه 19 مهر 1403 11:07
دیروز بازار بودم و یکی به طعنه گفت :« شما را نمی دانم ، من تا صبح از استرس خوابم نمی برد ... » ( منظورش حمله احتمالی از ناحیه « زدی ضربتی ، ضربتی نوش کن ! » بود ) گفتم :« ما همش یک ساک کوچک دلار داریم که آن را زیر بالشم گذاشته ام ، اگر موشک مستقیم به من خورد که هیچ ، ولی اگر ساختمان بغلی خورد ، توی خرابه ها دنبال...
-
کوراوغلی ...
چهارشنبه 18 مهر 1403 11:25
داستان حماسی کوراوغلی ( پسر مرد کور ) یکی از فراگیرترین داستان های ترکی می باشد و در همه مناطق ترک نشین از ترکیه تا آذربایجان و شمال خراسان تا آسیای میانه در نهایت محبوبیت بازگو می شود ... ته مایه داستان ، مثل همه داستانهای عامه پسند ، مبارزه طبقه پایین با ارباب ها و پاشاها و حکومت وقت است !؟ پدر کوراوغلی که مسئول...
-
میراث ...
سهشنبه 17 مهر 1403 08:13
میراث یا ماترک هر دو کلمه عربی هستند و البته مقدار زیادی بار حقوقی و فقهی دارند !! ولی در کل به هر چیزی که از یک فرد به جا می ماند اطلاق می شود ... اینکه ما فکر بکنیم تمام آنچه از یک فرد به جا می ماند مقداری پول و چند متری زمین از نوع خانه و مغازه و ... باشد نوعی خُردنگری به زندگی آن فرد می باشد !؟ زندگی فرد می تواند...
-
ضریب نفوذ شایعه ...
دوشنبه 16 مهر 1403 19:41
در عصر و دنیایی که ما زندگی می کنیم ، علوم بطرز عجیبی در هم تنیده شده اند و برای تسلط داشتن بر امور جاری زندگی ؛ چه در سطح خانه و چه در سطح جامعه ، باید برخی ابزارها و معادلات و تست ها را در دست داشت ... ما برای زنده ماندن می جنگیم !؟ ( حتی در بهترین شرایط مثلا صلح ! ) علم مدیریت ، چه در یک محیط کاری یا محیط آموزشی و...
-
نیمه مهر آمد ...
شنبه 14 مهر 1403 22:54
و چنین شد که سالی هم گذشت ... نمی دانم به عمر یکسال افزدوه شد یا از عمر یک سال کم شد ... ولی می دانم که هر چی بود خوب بود ، چرا که معتقدم وجود در بدترین حالت از عدم بهتر است ؛ آنچه در وجود هست ، امکان هست و آنچه در عدم هست ، محال است !! گذراندن اسب عمر از پنجاه سالگی موهبتی ست ، و باید شکرگزارتر از قبل بود !! و من که...
-
تغییر ...
سهشنبه 10 مهر 1403 18:33
امروز یک حایی رفتم برای کمی قیمت کردن و شاید سفارش ... هر از گاهی ما دستی به سر و وضع خانه می کشیم ، مبل ها را که جابجا می کنیم ، طرح های تازه به ذهن مان می رسد !! گاهی فکر می کنم که گرانی هم چیز بدی نیست !؟ توی همین گرانی ها و تورم لجام گسیخته که پهلوان پنبه ، سه ماه قبل ، می آمد تا کنترلش کند و حالا که به آرزویش...
-
فرهنگ
سهشنبه 10 مهر 1403 12:27
هفته ای که در آن هستیم ، مصادف با روزهای خاصی بود و یکی از آنها برا ی ناشنوایان اختصاص داشت ... دیروز در مهدکودک نوراخانیم بهمین مناسبت مراسم ویژه ای برگزار شده بود و ضمن اجرای رفتارهای خاص که بنوعی تداعی کننده ارزش بینایی و ... می باشد چندین حرکت و رفتار با ناشنوایان ؛ مثلا نحوه سلام دادن به آنها و خداحافظی کردن و...
-
نورائیات
دوشنبه 9 مهر 1403 00:23
در خانه نشسته بودم که زنگ واحد را زدند و می دانستم نوراخانیم بهمراه مادرش هستند ، کمی با تانی رفتم و در را باز کردم ... بلافاصله و قبل از اینکه وارد بشوند ، نوراخانیم در حالیکه به جای کفش داشت کاپشن اش را در می آورد گفت : « باباااا یک شاعری بود که خیلی وقت پیش مرده است ، اسمش شمس تبریزی بود ! » خیلی تعجب کردم و البته...
-
این روزها ...
شنبه 7 مهر 1403 21:51
این روزها دیگر هیچ خبری شگفت انگیز نیست ، چون دیگر ملاحظه ای و قانونی نمانده است (!) حالا اگر روزی برسد و خبری نرسد ، باید شگفت زده شد !! شاید دیروز بود یا پریروز که در فضای مجازی خواندم که سیدحسن خمینی نامه ای به سیدحسن لبنان نوشته و ابراز ارادت و علاقه کرده به همجواری و همرزمی و ... !!؟ با خودم گفتم این دیگر چه صیغه...
-
ماحصل هفته ی گذشته !!
جمعه 6 مهر 1403 13:37
در حالیکه تعداد همراهان رئیس جمهور در سفر به نیویورک بین عدد 12 و 186 نفر بلاتکلیف مانده است ، از نهاد ریاست جمهوری خبر رسیده که هر دو عدد غلط می باشد !؟ البته من جای این نهاد بودم به صراحت می گفتم به شما چه ربطی دارد !؟ و یا آن را امنیتی می کردم تا کسی سوال نکند !! ولی اینکه اعلام کرده اند تعداد همراهان بین 80 تا 90...
-
مشت نمونه خروار
چهارشنبه 4 مهر 1403 22:39
امروز سیرک بزرگ پایتختی ها ، که به آن دربی هم می گویند (!) بین دو باشگاه بزرگ فرهنگی (!) ورزشی پایتخت و البته در استادیوم آلومینیوم اراک برگزار شد !! این تقابل همیشه حساس که غالبا به نتیجه مساوی ختم می شود ، در دقایق پایانی با گلی که از پنالتی بدست آمد به نفع پرسپولیسی ها تمام شد و استقلالی ها دست خالی ماندند !؟ طبق...
-
حادثه طبس
دوشنبه 2 مهر 1403 22:45
در هیچ کجای دنیا ، هیچ کاری را بی دلیل سخت و زیان آور اعلام نکرده اند !؟ یعنی دولتها که نوکر و دست نشانده ی سرمایه داران و سرمایه گذاران هستند (!؟) و ریالی در حق کارگران و کارکنان ریخت و پاش نمی کنند به این راحتی ها شغلی و کاری را سخت و زیان آور اعلام نمی کنند ... معدن یکی از کارهای سخت و سنگین در تمام ادوار بوده است...
-
نورائیات
جمعه 30 شهریور 1403 17:46
دیروز حوالی ظهر رفتیم طرف جلفا ، بقول بانو :« جلفای خونمان کم شده بود ! » البته تا جلفا برسیم کلی خوش گذرانده بودیم ... جلفا فقط عنوان برنامه بود ! مثلا رفته بودیم تا هوایی تازه کنیم و شاید برای نوراخانیم یک چیزهایی بخریم ... وقتی به جلفا رسیدیم ، هوا ابری شده بود و باد قبل از باران می وزید ... و کمی بعد کمی باران...
-
جنگ در جیب مردم !!
چهارشنبه 28 شهریور 1403 15:46
خیلی سال پیش ،نویسنده ای یک کتاب نوشت که برای زمان خودش تخیلی بحساب می آمد و آینده را ترسیم می کرد ؛ ۱۹۸۴ (!) حالا در سالی که هستیم از چشم انداز تخیلی آن نویسنده ، چهل سال جلوتر رفته ایم ... در اخبار شنیدیم که در اثر انفجار پیچرهای دستکاری شده (!) و شاید هم دستکاری نشده و از قبل برنامه ریزی شده ، در لبنان ، توسط...
-
روز شهریار
سهشنبه 27 شهریور 1403 14:58
-
نورائیات
یکشنبه 25 شهریور 1403 14:36
اخیرا توجه نوراخانیم به یک توصیه در مورد استفاده از موبایل و کامپیوتر ، روی خوش نشان داده و دیشب قبل از خواب آمد و گفت :« بابااااا ... نیم ساعت قبل از خواب موبایل را باید کنار بگذاریم !! » ما هم که دوست نداریم در مقابل حرف درست بایستیم ، گفتیم « چشم ... !! » همان لحظه که موبایل را کنار می گذاشتم یک نیمچه خبری خواندم...
-
دریایی به نام تهران
شنبه 24 شهریور 1403 12:28
از بچگی یک عبارت را همیشه می شنیدیم ، « تهران دریاست ! » و حالا هزار سال است این عبارت در ذهن و تجزیه و تحلیل های روزمره مان تکرار می شود ... خاصیت پایتخت کشوری بودن ، شبیه دریا بودن است ... و من همیشه دوست داشتم بروم تهران زندگی بکنم !؟ ولی گردش روزگار جوری چرخید که در یک مقطعی ، برادرم رفت تهران و من مجبور شدم بمانم...
-
سلام تهران ...
پنجشنبه 22 شهریور 1403 10:01
یکی از فامیل ها ، در تهران ، دچار یک اشکال یهویی شده است و حدود یک هفته است که در بیمارستان و عمل بود و بعد به خانه برده شده است برای ادامه استراحت ... دلم می خواست بیایم و به بهانه عیادت ببینمش (!) مادرم هم هل داد که برو فلانی را ببین و برای همین تصمیم قطعی شد ... دوستم ( آن دیگر دادو ) قرار بود بیاید تهران ، دماوند...
-
یا شانس ...
دوشنبه 19 شهریور 1403 22:09
امروز سه فقره منبر گذاشته بودم ؛ زندگی روزمره جوری شده است که بدون صحبت نمی گذرد ؛ خیلی وقت است که خوشی و ناخوشی ملاک نیست !! منبر گذاشتن یک جورایی فرار کردن از پای صحبت های ناخواسته و نچسبی ست که دیگران باز کرده اند ... قدیم ها یک عده ای ، وقتی توی جمعی کار می کردند که اکثر همکاران سیگاری بودند (!) برای اینکه بوی...
-
بنزین ...
شنبه 17 شهریور 1403 21:36
انگار ما در میدان جنگ زندگی می کنیم و البته در وسط میدان و یا اگر هم وسط میدان نباشد یک جایی مثل خاکریز مقدم و هر یکی از رئیس جمهورها به نوبت می آیند و با دستخطی که در دست دارند ، روی خاکریز که همان سر ما باشد می ایستند و با دوربین روبرو را نگاه می کنند و بعد آنچه وظیفه ی مقدرشان هستند را اعمال کرده و می روند ......
-
سال صفر !
پنجشنبه 15 شهریور 1403 09:37
پیرمردی در اتوبوس نشسته بود و موقع نشستن به من گفت :« ماه صفر هم که تمام شد ! » گفتم :« حاجی ... ماه کدوم بود !؟ کل امسال ، سال صفر است ! » مردم دور و زمانه ما ، بدجور در میان روزمرگی ها و اعتقادات و ... گیر کرده اند !؟ هم برخی مسایل را دودستی می چسبند و همزمان در جمله دیگری ، آن مسایل را رد می دهند ... البته و...
-
تکریم و معارفه ...
چهارشنبه 14 شهریور 1403 03:01
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن روز دگر به کندن دل زین و زان گذشت این ببت شاعر ( احیانا شاید کلیم بوده باشد !) وصف دو روز عمر شاعر بود و در مقیاسی بزرگتر وصف سی سال از پاستورنشینی دولت های بعد از جنگ ... هر کسی می آید قطار دولت را خالی می کند و با تشکر از زحماتی که شاید قابل تکریم بود (!؟) عده ای را پیاده می کند و...
-
فرهنگ ژاپنی
دوشنبه 12 شهریور 1403 22:40
و می گویند در فرهنگ ژاپنی ها ، کمد وجود ندارد و اعتقاد دارند وسایل باید همیشه دم دست باشند و استفاده بشوند ... با همین تراز جزئی یک ایرانی را با یک ژاپنی بسنجیم ، خیلی چیزها برملا می شود !! سالهای دور یک مدیر از کارخانه نیسان ژاپن ، بعد از بازنشستگی ، از طرف کشورش بعنوان سفیر کار موفق (!؟) راه افتاده بود و به کشورهایی...
-
روزنوشت ...
یکشنبه 11 شهریور 1403 18:36
دیروز باتفاق بانو رفته بودیم دندانپزشکی برای امورات ایمپلنت و ... برای بانو ! از چند وقت پیش برنامه داشتیم و حلاصه اینکه جور شد و جور کردیم تا برویم دندانپزشکی !! در این دوره و زمانه به دندانپزشک رفتن دل شیر می خواهد ... تا همین یک ماه پیش بیمه درمانی ما برای دندانپزشکی هم تا سه ایمپلنت در سال برای هر نفر پوشش بیمه اش...