-
آیتی بهتر از این می خواهید
چهارشنبه 17 تیر 1405 11:06
به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است. حرف هایم ، مثل یک تکه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد. و به آنان گفتم : سنگ آرایش کوهستان نیست همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ . در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است که رسولان...
-
ریاضی !
سهشنبه 16 تیر 1405 15:21
امروز رفته بودم بازار تا سری بزنم و برگردم ، گاهی بانو می پرسد که کار یا سفارشی داری که به مرکز شهر می روی و من می گویم نمی شود که مناظر روزی بود باید یکحرکتی هم از خودمان نشان بدهیم ... می روم و دیده می شوم و برمی گردم ! توی اتوبوس دو نفر داشتند حرف می زدند ، حرف خاصی هم نداشتند و معلوم بود از تعطیلات زیاد ، کلافه...
-
اشک و حسرت ...
سهشنبه 16 تیر 1405 09:02
اشکهای رونالدو در پایان بازی دیشب ثابت کرد که سن فقط یک عدد نیست ! ( واقعیت تلخی ست که باید پذیرفت ! ) و ناراحتی ترامپ در پایان تلخ شکست مقابل بلژیک ثابت کرد که با پول و قدرت نمی شود از سرنوشت و حقارت فرار کرد !؟ می شود رای فیفا را برگرداند ! ( ولی در دل فوتبالی های جهان هووو شد ! ) می توان در خانه خود و در میان...
-
رفرش ...
دوشنبه 15 تیر 1405 10:12
یکی از مزایای چهار ساله بودن جام جهانی این است که فرصت می دهد تا تماشاچی ها و هواداران فوتبال ( و نه طرفداران یک کشور یا تیم و فرد خاص !) حافظه شان را رفرش کنند و پایبندی به فلان سبک و فرد و... را رها کنند و ببینند آنچه هست ! و لذت ببرند از آنچه هست ! دیروز شاید کمتر کسی در دنیا بود که ته دلش با برزیل نباشد و البته به...
-
کشور موقت !
شنبه 13 تیر 1405 22:52
مثلا کانادا هم یکی از سه میزبانان جامجهانی بود ، برای کشوری که فوتبال در آن تازه راه افتاده است ، حضور در این بازیها افتخار بزرگی ست ولی میزبان شدن به لطف جیب پر پول است !! و همین کانادا برای بازی خود در مقابل مراکش ، به آمریکا پرواز کرد تا میزبانی باشد مهمان در خانه میزبان دیگر ؛ با پلاک میزبان موقت (!؟) یا همان...
-
دروغ و توهم !
شنبه 13 تیر 1405 10:12
ملانصرالدین داشت به خانه می رفت و دید که بچه ها با سر و صدای زیادی توی کوچه بازی می کنند ، فکری به سرش زد و گفت :« بچه ها ، سر کوچه دارند حلوا خیرات می کنند !» بچه ها بازی را رها کرده و دوان دوان رفتند ، ملا کمی ایستاد و دید کسی از بچه ها برنگشت ، خودش هم بطرف سر کوچه برگشت و گفت :« شاید هم واقعا دارند حلوا خیرات می...
-
آدمهای موقتی !
جمعه 12 تیر 1405 10:56
این روزها به لطف کدام مدیریت غلط (!) و برای پوشاندن کدام تصمیم غلط (!) مجوز ورود انواع ماشینهای لوکس صادر شده است ؟! یعنی اگر دولت بیاید ماشین های کم مصرف و با شناب محدود ( برای کاستن مصرف انرژی و کاهش تصادفات !؟) اقدام نماید ، هم حیب مفتخورهای بالانشین کم نصیب می ماند و هم داد نماینده های در واقع نماینده مافیاهای...
-
جام جهانی ...
جمعه 12 تیر 1405 07:37
ایام جام جهانی ست و خواه ناخواه همه درگیر آن هستند ، حتی کسانیکه تا این لحظه نخواسته اند از بازی ها ببینند و یا مثل من ، هر از گاهی و تصادفی ، چند دقیقه ای از برخی بازی ها دیده اند و یا خیلی ها که از خواب زده اند و تا می توانستند بازی ها را دیده اند !؟ همه درگیر بوده اند !؟ المپیک و جام جهانی وقتی برگزار می شود ،...
-
قضا و قدر ...
چهارشنبه 10 تیر 1405 10:44
جوان بود و پر از سوال ! این روزها آدم دلش به حال نوجوان ها و جوان ها می سوزد !؟ برای طرح سوال در ذهنشان آرامش ندارند و برای دریافت راهنمایی و جواب هم چندبرابر مشکل دارند !؟ پرسید :« شما به قضا و قدر اعتقاد دارید ؟» گفتم :« چرا که نه ... هم اعتقاد دارم و هم با آنها زندگی می کنم ، ولی بیشتر با قدر سر و کار دارم تا قضا...
-
عراقی !
سهشنبه 9 تیر 1405 12:32
توی اتوبوس نشسته بودم ، پیرمردی سوار شد ، جوانی بلند شد و جایش را به او داد ، تیپ پیرمردهای شهر نبود ! تشکری که کرد نشان می داد فارس زبان می باشد و آنهم نه فارس تهران ، چون غلظت بالایی در تلفظ داشت ... بعد از اینکه نشست به بغل دستی اش گفت :« من باید بروم خیابان فردوسی ، لطف کن خبرم کن ! » ( با یک فارسی شکسته بسته !؟)...
-
فوتبالی
سهشنبه 9 تیر 1405 09:10
اینکه اگر فلان پاس فلان می شد و فلان شوت اگر گل می شد ، چه می شد !؟ همیشه در فوتبال هست .. و برای همین کارشناسی های درپیتی را می توان تا ابد کش داد ؛ خاصه اگر یک طرف بحث کسی باشد که چانه اش فوتبالی باشد ، مثل گزارشگرهای ورزشی !؟ دیروز یکی داشت کارشناسی می کرد و من صبر کردم و وقتی تمام شد ، اولین خاطره ام از حضور در...
-
سه دیالوگماندگار !!
شنبه 6 تیر 1405 18:39
در چند روز گذشته دو فوتی داشتیم که با عنوان « مرگ همسایه » و « مرگ همنورد » در موردشان پست گذاشتم ، بماند بیادگار ! ولی چگونه می شود که دو فرد دور ، با سابقه یا بی سابقه ، می آیند و در قاب خاطره ماندگار می شوند !؟ خاصه برای من که هر هفته یکی دو بار سر خاک می روم برای تدفین و تشییع دوست ، آشنا ، فامیل و ... « مرگ...
-
ریزنوشت ها ...
شنبه 6 تیر 1405 12:13
برای خیلی ها مهم نیست که از موقعیتی که دارند ، جلو بروند یاعقب بروند ؛ مهم این است که جابجا بشوند !؟ ( البته برای حفظ ظاهر و فریب اذهان عمومی ، شاید بهانه ها و ادله هایی بیاورند !) و حالا چرا باید جابجا بشوند ، یک حکایت جالب در ایام قدیم برای این مورد ساخته اند : جوجه هدهد به مادرش می گوید :« مامان ، فضولات کل آشیانه...
-
و عاشورایی که گذشت ...
جمعه 5 تیر 1405 19:24
دیروز عاشورا بود ، مثل همه ی عاشوراهایی که می آیند و می روند و برای خیلی از مردم بیشتر از یک کارناوال عزا نیست ، البته با سرگرمی ها و تفریحاتی که گاه آن را به یک کارناوال شادی تبدیل می کند و چرا کارناوال !؟ چون خیلی ها دوست دارند نقش تماشاچی را داشته باشند !! و هنوز مردم نسبت به سیاهپوشی در این روز ، اردات و تعصب خاص...
-
تاسوعا ...
چهارشنبه 3 تیر 1405 23:25
امروز از صبح آمدیم خانه مادرم و بعد از ظهر رفتم بازار تبریز ، برای دیدن هیئت های مذهبی که بصورت سنتی به بازار می آیند ... چند سالی هست که از آن شور و شوق قدیم خبری نیست ، شاید یک دلیل این باشد که فضای سنتی و قدیمی بازار ، تحمل چند برابر شدن هیئت ها و همچنین چند برابر شدن جمعیت تماشاچی و به تبع این دو ، چند برابر شدن...
-
مرگ همنورد !
دوشنبه 1 تیر 1405 20:54
حاج الماس ، پیرمرد خوبی بود ! بعد از چهل سال تراشکاری ، خودش را بازنشسته کرده بود و می گفت می خواهم کمی هم زندگی بکنم ! آشنایی ما به سالهای ۷۵-۷۸ مربوط می شد ، در برنامه های تور شرکت می کرد و در برنامه های صعود به قله های منطقه هم چندین بار باتفاق هم به سهند و سبلان رفته بودیم و آدم خوش مشربی بود و البته از مال دنیا...
-
به وقت خاطره !
یکشنبه 31 خرداد 1405 22:42
سی و شش سال پیش ، سی و یک خرداد سال شصت و نه ، من در خانه نشسته بودم و داشتم فوتبال جام جهانی می دیدم که مادرم بالا آمد و از من پرسید :" زلزله را متوجه شدی !؟ " و جواب من منفی بود ... زمین در منطقه رودبار - منجیل لرزید و یکی از خاطرات تلخ تاریخ معاصر را رقم زد !! در آن روزها من سرباز بودم و آمده بودم مرخصی و...
-
مرگ همسایه !
شنبه 30 خرداد 1405 23:30
حوالی ساعت 11 بود که داشتم از خانه بیرون می رفتم ، شنبه را نمی شود در خانه نشست و باید روز اول هفته آستین همت را بالا زد و حتی باندازه چند قدم در راه طلب راه رفت ... طبق معمول خیابان کم عرض ( معمولی!!؟ ) شلوغ بود ... برخی ها که هنوز جوهر گواهینامه شان خشک نشده است ، به لطف بازار خراب و اقتصاد مدیریت شده توسط علم...
-
نتایج فوتبالی
شنبه 30 خرداد 1405 13:27
در همین دور و ابتدای دور دوم بازی های جام جهانی فوتبال و حتی والیبال (!؟) نتایجی رقم خورده است که هم کارشناسان درپیتی می توانند ساعت ها حرف بزنند و هم اینکه جایی برای حرف و حدیث مغرضانه باقی نگذاشته است !؟ کانادا در یک بازی پر گل ، قهرمان آسیا را با نتیجه ۶-۰ عقب گذاشت که در نوع خود می تواند یک مبدا برای تاریخ ورزش...
-
تفاهم ! با کلی سوءتفاهم !؟
جمعه 29 خرداد 1405 15:08
وقتی تعداد منافق ( اهل ریا و دو ورو ! ) بیشتر از تعداد افراد پای کار باشد ( این در مورد هر کاری صدق می کند ! ) همیشه حرفهای زیادی برای گرم کردن بازار غیبت وجود خواهد داشت ... البته شاید خیلی ها به این مسایل نگاه دینی نداشته باشند و در نظردادن ها باندازه کافی بی پروا باشند که حساب آنها از این مقوله جداست !؟ این روزها...
-
ساک خاطرات
جمعه 29 خرداد 1405 14:06
من از قدیم الایام برخی وسایلی که داشتم را توی یک ساک بزرگ می ریختم و این وسایل یا با ارزش بودند و یا برایم خاطره انگیز بودند ... و هر از گاهی به این ساک ها و کیف ها مراجعه می کنم ؛ برای یافتن چیزی و چیزهایی دیگری هم به چشمم می آیند ! چند وقتی بود که دنبال یک انگشتری می گشتم و بانو می گفت که جعبه انگشترهایم را توی ساک...
-
چندمین روز از فروردینی که گذشت
چهارشنبه 27 خرداد 1405 10:08
نوشته بودم که حوالی یازده و دوازده فروردین برای مراسم تشییه و تدفین خاله دوستم ( آن یکی دادو ! ) باتفاق بانو رفتیم کرمانشاه و البته جایی که رفته بودیم بنوعی مرکز جمعیتی از اهل حق بود و بنوعی امکان ورود برای غیر وجود نداشت و ما زیادی نردیک خواص بودیم و اجازه حضور یافتیم ! از بالا دستور رسیده بود که بخاطر شرایط جنگی و...
-
جام جهانی
سهشنبه 26 خرداد 1405 13:28
دیروز اتفاقی رسیدم پای تی وی و بازی بین مصر و بلژیک در جریان بود و البته مصر با یک گل جلو بود و باندازه کافی شگفت آور ( البته روی کاغذ و توی ترازوی نام ها !) همان لحظه یک تعویض برای بلژیک و همان لحظه تبدیل به دقیقه نشده بود که ، مهاجم تازه وارد گل تساوی را زد و شگفتانه ی بلژیک خوشحالی مصری ها را کم اثر کرد ! بعد از سه...
-
توجه
دوشنبه 25 خرداد 1405 23:02
قسمت کامنت و درج نظر را بچه های بالا بسته اند و ربطی به صاحب وبلاگ ندارد ، فقط مانده ام با اینهمه قدرت بچه های بالا ، چرا در پایین ، اینهمه نابسامانی و آتش به اختیاری وجود دارد !؟
-
اینترنت
دوشنبه 25 خرداد 1405 15:19
این روزها اینترنت در کشور یک چیزی در ردیف مال یتیم است و تقی به توقی نخورده (!؟) و یا خورده (!؟) اولین قربانی اینترنت است ... با اینترنت خانگی که مثلا فیبرنوری هست (!) نمی شود تلوبیون دید و ایضا خیلی کارهای دیگر و توی خانه باید پای فای را بست و به اینترنت گوشی وصل شد !؟ خدای نکرده دولت مردان و دولت دوستان فکر نکنند که...
-
امروز !
یکشنبه 24 خرداد 1405 19:05
یک عده دوست دارند که این جنگ به هر قیمتی تمام بشود و یک عده هم هستند که دوست ندارند این جنگ به هر قیمتی تمام بشود! امروز یکنفر از همسایه ها توی صف نان از من می پرسید :« بنظر شما بهتر نیست ، جنگ را تمام بکنند تا از این بلاتکلیفی راحت شویم ؟» گفتم :« اگر به نظر من و شما بود ، شاید اصلا جنگی رخ نمی داد ولی جاهای دیگری ،...
-
افتتاحی با طعم انتقام !
شنبه 23 خرداد 1405 09:47
دیروز عصر در تبریز ، یک افتتاح بزرگ صورت گرفت که بیشتر طعم انتقام از رفتارهای سالهای دور حکومت داشت ... عمارت کلاه فرنگی تبریز در منطقه باغشمال که زمانی به آن باغ شازده هم می گفتند در دوران پهلوی ها مورد سوءنیت حکومت مرکزی قرار گرفته بود و برای زدودن خاطرات قاجارها که تبریز ولیعهد نشین آنها بود ، بهمراه صدها اثر و...
-
زندگی ادامه دارد ...
شنبه 23 خرداد 1405 09:28
برخی ها چنان شیفته و بنوعی مسخ اخبار سیاسی ؛ بقول خودشان سردرگم (!) ، شده اند که اصل و فرع زندگی را گم کرده اند و احتمالا تا چند سال بعد این مسخ شده گی آنها را رها نخواهد کرد ... من هر روز سری به بازار می زنم و هنوز برخی ها دارند با سماجت تمام کارشناسی اخباری را می کنند که در ادامه به جملاتی مانند همه ی اینها دروغ است...
-
آخر الزمان
پنجشنبه 21 خرداد 1405 08:57
ما در آخرالزمان زندگی می کنیم ، آخرالزمان مقطعی از زمان می باشد که انگار صفحه جدیدی به زندگی افزوده نمی شود و همه دارند همان صفحات قبلی را به روش های مختلف مرور و یا بازی می کنند ... مثلا در این مقطعی از زمان که ما قرار داریم ، درک تاریخ برایمان راحتتر شده است! این روزها همه ضرب المثل ها و حکایات ها و روایت ها مثل یک...
-
بسلامتی ...
چهارشنبه 20 خرداد 1405 23:08
بعد از سه ماه ، وبلاگ باز شد و من مطلبی که سه ماه پیش در حالت چرکنویس بود را بدون اینکه نکاه بکنم ، منتشر کردم ... سه ماه در نوبت نشر بودن هر اشکالی داشته باشد را توجیه می کند ! و در این سه ماهی که گذشت چقدر با خودم حرف زده ام ! و چقدر تنهاتر شده ام ! و صدالبته که زندگی همچنان جریان دارد و ما اینروزهادر قسمت آبهای...