-
یک سفر خوب ...
سهشنبه 7 دی 1400 12:23
پنجشنبه کار داشتم و داشتم از خانه بیرون می رفتم که بانو گفت : " کاش امروز می رفتیم تهران و تا یکشنبه برمی گشتیم !! " و من کار داشتم و رفتم بازار و البته بعد از آن رفتم سلمانی و ناهار را خانه مادرم بودم و بعد از خوردن ناهار پیام زدم به بانو که : " کی راه می افتیم !! ؟" جواب هم معلوم بود : "...
-
نورائیات !!
چهارشنبه 1 دی 1400 15:53
چند وقت پیش بود !! رفتیم طرف جلفا و از کلیبر به خانه برگشتیم ... این برنامه را بصورت تصویری در اختیار تماشای دوستان قرار داده بودم (!) ... یک نکته ای بود که باید یک هفته رد می شد تا دراختیار خواندن دوستان هم قرار می گرفت !! حوالی عصر بود که به کلیبر رسیدیم ... نه ساندویچی باز بود و نه رستورانی و نه ... خلاصه اینکه توی...
-
حادثه یلدایی !
چهارشنبه 1 دی 1400 14:01
متاسفانه دیشب در یلدایی ترین شب سال (!) حادثه ای ناگوار رخ داده و باعث کشته شدن 5 نفر و مصدومیت شدید بیش از 13 نفر شد !! حادثه این بود که کپسول های یک کارگاه که در همکف ساختمان بود منفجر شده بود ( چرائی اش می تواند سوی دیگر ماجرا را روشن بکند !! ) و ساختمان 5 طبقه بیکباره ،طعم آوار شدن را چشیده بود !! این اتفاق در همه...
-
یلدائیه !!!
سهشنبه 30 آذر 1400 17:13
و پائیز هم رفت که برود !!! امروز آنقدر شعر عاشقانه و پائیزانه در اینترنت ریخته بود که آدمی را بفکر فرو می بُرد که میان اینهمه عاشق (!) این چنین جامعه افسرده ای (!) چگونه می تواند شکل بگیرد !! مطمئنا 99% تقصیر دولت است !!! ولی همان یک درصد دروغ و ریا را هم که بین اینهمه عاشق پخش بکنیم (!!) مزه ی زندگی و اجتماع مان می...
-
جمعه را باید ساخت !!
جمعه 26 آذر 1400 23:40
برای جمعه کارهای زیادی داشتم ولی به بانو گفتم اگر برای جمعه پیشنهادی دارند بدهند وگرنه جمعه را از نوع تفریح کاری خواهم ساخت !! پیشنهادی نرسید و خودم پیشنهاد دادم برویم طرف آستارا و شاید هم مسیر اسالم به خلخال و ... شب که خانه مادربانو مهمان بودیم دیدیم که مادربانو هم پایی هست که با ما بیاید و برای همین با قصد تفریح...
-
تقسیم پول مفت !!
جمعه 26 آذر 1400 00:21
نهچند روز پیش داشتم به ورود یک مبلغ کمی هنگفت به زندگی ام فکر می کردم و یک مصاحبه گونه ای هم با یک خبرنگار سمج داشتم !!! مبلغ یکصد میلیارد تومان بود !! خلاصه اینکه خبرنگار گفت :« ۱۰ ثانیه فرصت دارید تا بگویید سومین کاری که با این پول می کنید چیست !؟» و من بلافاصله گفتم :« بیست و شش میلیارد و ششصد و شصت و شش میلیون و...
-
نورائیات
سهشنبه 23 آذر 1400 09:56
این برنامه : « red, stop _ green,, go » چند وقتیه که نوراخانیم پلیس راهنمایی خانه و خیابان شده است ... توی ماشین چراغ های راهنمایی را یادآوری می کند و توی خانه هم تمرین داریم ... مثلا من داشتم از خانه بیرون می آمدم جلویم ایستاد و گفت : رد هست ، بایست !!! چند ثانیه بعد کنار کشید و گفت : حالا گرین شد ، برو !!!
-
داور خود باشیم !!
دوشنبه 22 آذر 1400 23:48
در داستان ها آمده است که روزی حضرت یوسف که کودکی بیش نبود جلوی آینه نشسته بود و ناگهان آن زیبائی اعجازگونه اش را به او نشان دادند !! شیفته ی خود شد و با خود فکر کرد با این زیبایی اگر من بَرده بودم !؟ چقدر قیمت داشتم !! ؟؟ چند ماه نگذشت که برادرانش او را به چاه افکندند و قافله ای که رد می شد او را به بردگی خرید (!)...
-
نورائیات ...
دوشنبه 22 آذر 1400 22:10
یک مثلی هست که نمی دانم در فارسستان معادلش را چگونه می گویند و معادلی دارد یا نه !؟!؟ در منطقه ما مشهور است که می گویند : " مسلمانین سونکی عقلی !! " یعنی عقل دوم مسلمان !! و این را وقتی بکار می برند که کسی در مرحله اول انتخاب حسی می کند و بعد در دومین مرحله به مقوله تفکر می رسد !! حالا چرا این مثل را بکار...
-
عصر کردیم ...
جمعه 19 آذر 1400 21:15
امروز بعد از برنامه صبح جمعه ... راهی یک ددر شدیم تا هم هوایی تازه کرده باشیم و هم سری به فعالیت پائیز زده باشیم !! در منطقه ما می شود در یک ددر هم پائیز را دید و هم زمستان را و گاه یک اواخر فروردین زیبا ... بقیه به روایت تصویر دوراهی انتخاب مسیر !! چشم انداز برفی قله میشو !! جلفا !! چشم انداز قله کمچی !! مرزی بنام...
-
صبح شد ...
جمعه 19 آذر 1400 08:06
صبح جمعه هست ، شب خانه مادر بانو ماندیم !! صبح طبق معمول جمعه ها ، نیم ساعت زودتر از بقیه روزهای هفته بیدار شدم (!) ... حوالی ساعت ۵ بیدار شده بودم،،. یک چشم روی هم گذاشتم و یکهو هر چی کوهنورد توی حافظه داشتم توی خوابم ظاهر شدند ... حتی آنها که باهم سالهاست قطع رابطه داریم ، خوشان خوشان آمده بودند برای خوش و بش کردن...
-
کوتاه نوشت ...
دوشنبه 15 آذر 1400 07:52
چند هفته ای هست که شدیدا مشغولم و چون یکی دو جا حضور دارم برای همین وقت برای سرزدن به دوستان ندارم !! چند روز پیش یکی از دوستان پیام داده بود و سراغم را می گرفت و من هم از سر شوخی نوشتم که توی قرنطینه هستم !!! این روزها سرماخوردگی بوی کرونا می دهد چه برسد به کلمه قرنطینه !! خلاصه اینکه مصداق عبارت " یالان یالانی...
-
ددر از نوع خرید !!
جمعه 5 آذر 1400 23:19
امروز صبح باتفاق مادربانو و خواهربانو و خودمان (!) رفتیم مهاباد ... بازار مهاباد در میان بازارچه های دور و برمان از نظر جذابیت و قدرت فریب (!) رده ی دوم را دارد ... جلفا به خاطر دسترسی راحت تر ، امتیازش را بالا برده و ردیف اول را دارد !! جمعه گذشته ساعت 3 بعد از ظهر رفتیم جلفا و ساعت 10 شب در خانه بودیم !! برنامه ی...
-
نقدی بر یک نسیه !!
پنجشنبه 4 آذر 1400 07:28
اصطلاح شوگرددی تازگی هادر ایران هم رواج پیدا کرده است ولی مطمئنا با این اوضاع اقتصادی موجود رواج فرهنگی آن خیلی زمان بر خواهد بود !؟!؟ ولی می توان جریان شوگرددی را یک جور دیگر نگاه کرد ... لازم نیست همیشه چشمانمان را بشوریم و جوری دیگر ببینیم (!؟) گاهی می توان موضوعات را شست و دوباره به آنها نگاه کرد (!؟) مثلا در ده...
-
دو راهی های انتخاب !!
یکشنبه 30 آبان 1400 23:49
همیشه برای آدمها در طول زندگی دوراهی هایی در سر راه پیش می آید که می تواند با عقل و منطق آن لحظه اش (!) یکی را انتخاب بکند ... این انتخاب می تواند نتایج مثبت یا منفی کوتاه مدت داشته باشد و هم اینکه نتایج مثبت و منفی در طولانی مدت !! همیشه چیزی که در کوتاه مدت از آن رضایت داریم متضمن رضایت در طولانی مدت نخواهد بود !!!...
-
زندگی در جریان ...
چهارشنبه 26 آبان 1400 19:57
چند روزی هست که به دعوت دوستی رفته ام در یکی از انتشاراتی های قدیمی و در مجموع معروف (!؟ ) ، در مجموع معروف یعنی اینکه آدم هم در بدی معروف باشد و هم در خوبی (!) و این یعنی رمز موفقیت در کشور ما !! برخی ها هستند که یک طرف چهره اجتماعی شان که طرف ارباب رجوع باشد، خوب هست و طرف دیگر که با بازار کار باشد، بد هست !! در این...
-
رابطه بین نسلی !!
پنجشنبه 20 آبان 1400 07:51
دیعصر من والیبال داشتم و بازی تقریبا خیلی سختی داشتیم از همان گیم اول کارمان به 30 - 32 کشیده بود و ماراتن وار ادامه می دادیم ...از طرفی هم بخاری های تابشی بالای سرمان روشن بود و حرارت آنها مرا خیلی اذیت می کرد و هواکش ها هم باز نبود و باعث می شد در تقسیم اکسیژن بین خودمان و بخار ی های سقفی به مشکل بخوریم !! مشکل...
-
راز کرگدن ها !!
چهارشنبه 19 آبان 1400 15:13
کرگدن ها حیوانات عجیبی هستند البته قبلاها خیلی بودند ولی حالا خیلی کم هستند !! شاید یکی از دلایلی که برای انقراض حیوانی می توان برجسته تر کرد ، عدم انطباق با تغییرات پیرامون یا همان سخت سازگاری شان بوده باشد !! کرگدن ها بعد از فیل ها بزرگترین خشک زی ها هستند که طول شان تا 4 متر می رسد و آدم را یاد زره پوش های جنگی می...
-
فراموشی ...
یکشنبه 16 آبان 1400 20:10
این روزها سالگرد پدرم می باشد ... ده سال پیش در چنین روزهایی پدر فوت شد !! روز عرفه بود و حالا عرفه گردش کنان آمده تا اواسط تابستان ولی 15 آبان همانجایی هست که بود !! یادم هست 16 آبان که برای تشییع رفته بودیم تا ظهر هوا خوب بود و بعد از ظهر بیکباره افت دما در حد زمستان بود و عصر که مراسم شام غریبان داشتیم مهمان هایی...
-
جایی که هستم !!
جمعه 14 آبان 1400 22:09
امروز عصر رفته بودم پیش دوستم تا کمی کمکش کنم ... اوقات جمعه بیحال را باید با چیزی پر کرد و چه تفریحی بالاتر از کار !! من زا اول اینگونه به کار نگاه کرده ام و همیشه در فعالیت هایم برایم لذتی بود !! جوانی نشسته بود و داشت زمین و زمان را بهم می دوخت !! از بورس که رفت و به قول خودش برگشت خیری ندیده بود !! آنگونه که او...
-
یک روز شلوغ !!
جمعه 14 آبان 1400 09:50
دیروز روز تقریبا شلوغی داشتم و در یک محدوده ای با مترو و اتوبوس در حال تردد بودم ... ابتدا باید می رفتم میدان ساعت و پاساژ تربیت که روبروی مصلی تبریز بود ... توی پیاده رو پر بود از قیافه های ناساز که بصورت وصله های ناجور دیده می شدند !! *** در شهر ما این قبیل وصله های ناجور جمعیتی (!) عبارتند از تعدادی از کارمندان...
-
روزگارمان خوب است ....
پنجشنبه 13 آبان 1400 09:14
این روزها همه شاکی هستند و شاید بهتر است بنویسم این روزها خیلی ها از همه چیز شاکی هستند (!) و ازاینکه مثل خیلی ها نیستیم (!) خدار ا شاکریم !!! در روزگار توهم زندگی کردن و شاکی بودن زیاد به چشم نمی آید ؛ چون شامل اکثریت هست !! در این روزگار و هر روزگاری جزو خواص بودن شرط است ... شاکر بودن بمعنی اوضاع خوش اقتصادی و در...
-
آبان بی یادداشت !!
شنبه 8 آبان 1400 07:53
آبان دوست ندارد چیزی در آن ثبت شود ... چون هیچ همکاری مثبتی نمی کند !! حرفهایم بصورت نت برداشته شده اند ولی فرصت نوشتن نیافته اند !! هر از گاهی عکسی می گیرم که برای بیان منظورم از آن استفاده بکنم ولی آنها هم توی موبایلم ماندند و حالا که داشتم عکس های موبایل را توی کامپیوتر خالی می کردم !! یک جورایی دلشکسته رفتند توی...
-
نگاه تربیتی یا فلسفی !؟
پنجشنبه 29 مهر 1400 17:45
دیشب نوراخانیم در خانه داشت خیلی شلوغی می کرد و من و مادرش گیج خواب بودیم !! من از صبح ساعت 6 رفته بودم چاپخانه دوستم و بعد هم رفته بودم والیبال و حوالی 7 عصر باتفاق بانو و نوراخانیم رفته بودیم خرید و خلاصه چراغ قرمز باطری ام روشن شده بود و ... بعد از شام من دراز کشیده بودم و گهگاهی هم می رفتم توی چرت و برمی گشتم و...
-
بنده عشقم!!
چهارشنبه 28 مهر 1400 08:14
-
ددر پائیزی !
شنبه 24 مهر 1400 09:11
مطالب زیادی برای درج شدن در وبلاگ وجود دارد ولی این روزها هوا بقدری قاراشمیش شده است که آدم می ترسد حرفی بزند و قلبی برنجد !!؟؟ کلمات بیش از اندازه تیز شده اند و تا از زبانی به گوشی برسند صد جای دیگر را زخمی و لت و پار می کنند !! دیروز یک سر رفتیم طرف های ارسباران و کلیبر تا ببینیم پائیز امسال چگونه دارد خودش را نشان...
-
دغدغه ها ...
پنجشنبه 15 مهر 1400 08:50
چند روز پیش رفته بودم بانک ... اصولا بانک ها یکی از جاهای هستند من اعتقاد دارم باید در خدمت به ارباب رجوع و نحوه ی برخورد (!) سنگ تمام بگذارند !! و هیچگونه بدرفتاری و یا بی احترامی به ارباب رجوع در بانک ها را تحمل نمی کنم و برای همین بندرت پیش می آید که من بروم بانک و دعوا نکنم (!) و یادر حالیکه زیر لب غرغر نمی کنم...
-
و برگی دیگر ورق خورد ...
چهارشنبه 14 مهر 1400 08:55
امروز به روایت طوطیان شکرشکن شیرین گفتار و راویان اخبار ، ورق 51 را برگردانده و وارد محدوده 52 سالگی زندگی شدم ... تا حدود زیادی از زندگی ام راضی هستم و برای همین احساس خوشبختی دارم !! دیروز آخرین اتفاق خوبی که برایم رقم خورد ، دیدن یهوئی یک همکار و دوست قدیمی بود ... داشتم می رفتم چاپخانه دوستم که توقفی کردتا برای...
-
چه هنری را آرزو دارید ؟
شنبه 10 مهر 1400 22:57
دیروز من خیلی خسته بودم ... من معنی این آیه که شب را برای شما برای استراحت قرار داده ایم را خوب درک کرده ام !! چون وقتی کار داشته باشم ، چنان خودم را خسته می کنم که انگار چه خبر است !! زمان جنگ هم که می گفتند کربلا کربلا ما داریم می آئیم !! روی امثال من حساب باز کرده بودند والا با خیلی از این سر سفره ی رنگین نشسته های...
-
مشغولیت بعضی ها !!
جمعه 9 مهر 1400 10:11
بعضی ها خودشان را سرگرم می کنند !! بعضی ها همیشه سرشان گرم هست !!بعضی ها هم بعضی ها را اجیر می کنند تا دیگران را مشغول نگه می دارند !! بهرحال تا اجاق زندگی گرم است (!) دیگ مشغله می جوشد ... این روزها روزی برای مولوی کنار گذاشته شده است و مثلا در این روز مولوی را گرامیداشت می کنند !! مقدار زیادی ریخت و پاش سازمانی و...