-
دیروز و امروز !!
دوشنبه 16 خرداد 1401 20:03
دیروز در خانه بودیم و منتظر رسیدن کسانی که در این چند روز ددر رفته بودند ... عصر باتفاق نوراخانی مو بانو از خانه زدیم بیرون تا مثلا برویم به یک کتابفروشی سر بزنیم !! قرار را به بسته بودن گذاشته بودیم ولی بهانه ای بود برای کمی قدم زدن و هواخوری ... یک جایی از مسیر ماشین را نگهداشته و راه افتادیم دنبال نوراخانیم !!...
-
همش یک ربع !!
جمعه 13 خرداد 1401 15:55
دیروز رفته بودیم ددر ... برادرزاده از تهران آمده بود و قرار بود بانو او را ببرد ارسباران را ببیند و عکاسی بکند !! صبح از ساعت 7 تا 12 شب بیرون بودیم و آخرای شب به خانه رسیدیم !! توی مسیر یک موسیقی متن داشتیم و آن عطسه های مداوم بانو بخاطر حساسیت بود و در جنگل چیزی که زیاد هست ، بوهای تحریک کننده حساسیت !! داستان ددر...
-
fifi
چهارشنبه 11 خرداد 1401 14:04
عنوان را نوشتم و بعد متوجه شدم که زبان را تغییر نداده بودم !!! منظورم همان به به!! به زبان خودمان شد که دیدم خیلی fifi شد !! حالا خوبه که جای امید هست و هنوز اوضاع آنقدر که نوراخانیم می گوید pipi نشده است !! یک چک داشتم و زمان زیادی برای خواباندن برای وصول ولی نگهداشتم و چون می دانستم که برای خواباندن در حساب باید...
-
زمین مانده !!
سهشنبه 10 خرداد 1401 22:41
امروز برای بعد از ظهر یک کاری داشتم و برای همین رفتم خانه برادرم در مرکز شهر !! خدا را شکر از هیچ چیز هم خبر نداشتم !؟ خلاصه اینکه من رفتنی ، هیچ خبری یا نشانه ای از خبر نبود !! خانه برادرم که رسیدم ... کمی بعد صدا می آمد انگار از مسجد سر کوچه شان (!) پرسیدم چه خبر است و خبر آمد که امروز در مصلی شهر ، اجرای سرود...
-
سلام فرمانده!!
دوشنبه 9 خرداد 1401 20:41
این روزها حساسیت زیاد به این سرود در فضای مجازی باعث شده تا من هم نسبت به آن حسایت پیدا بکنم !! البته یکی از دوستان نوشته بود که در این اوضاع فاجعه متروپل آبادان و موج تسلیت و تاسف و ... پرداختن صدا و سیما به این سرود (!) مناسب نبود !!؟ قبلا هم نوشته ام که کافیست 24 ساعت در فضای مجازی تحمل و صبر داشته باشید تا منبع...
-
ددر خردادی !!
شنبه 7 خرداد 1401 10:04
آخر هفته توفیقی شد تا برویم ددر خردادی !! مهمان بالدیز خانیم ( خواهر بانو ) بودیم در ویلای اداره شان که نوبتی به کارکنان داده می شود ... دورادور از جلوی محل مورد نظر رد شده بودیم ولی خیلی چیزها جوری که نشان می دهند نیستند ؛ گاهی پائین تر هستند و گاه بالاتر !! حوالی ساعت 7 صبح پنجشنبه راه افتادیم و خودمان را به کلیبر...
-
اعلامیه ها و مناسبت ها!!
چهارشنبه 4 خرداد 1401 08:39
دیروز در فضای مجازی اعلامیه ای منتشر شد که مدعی بود عده ای که بنام روانشناس و کارشناس تربیتی و ... در فضای مجازی فعالیت و اتفاقاموفقیت خوبی دارند !! از طرف نظام روانشناسی کشور مورد تائید نیستند !! شاید هم شماره نظام فعالیتی ندارند !! شاید هم مدرکش را ندارند !! و آن عده (!) هم این روزها در صدر محبوبیت و حداقل در صدر...
-
نقطه سر خط !!
دوشنبه 2 خرداد 1401 08:13
-
استاد فاطمی نیا
یکشنبه 1 خرداد 1401 00:25
امروز در تبریز بمناسبت درگذشت استاد فاطمی نیا ، یکی از بهترین ها در حوزه اخلاق اسلامی ، مراسمی در حسینیه هنر برگزار شده بود و من این پوستر را که مدیرکل ارشاد اسلامی در صفحه اینستایی خود گذاشته بود برداشتم ... امروز دردلم بود که به این مراسم بروم و نمی دانستم که این امر چگونه محقق خواهد شد !؟ وقتی چیزی به دلم بنشیند ،...
-
تماشای گذشته !!
شنبه 31 اردیبهشت 1401 16:31
یک زمانی وقتی می رفتیم ددر ، یکی هم بود که دوربین می آورد و با کلی وسواس چند تا عکس می گرفت ومعلوم نبود ، فیلم بسوزد !! یا حداقل یکی دو قیافه ناجور بیافتد !! و بعد هم چاپ کرده و به هم می دادیم تا بعدا سر آنها چی بیاید !!؟ ولی حالا به کمک تکنولوژی جیجیتالی !! هر کسی حداقل یک دوربین موبایل را همراه خودش دارد !! و بعدتر...
-
نقاشی خط
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1401 10:52
تاثیر تماشا کردن یک تابلوی زیبا می تواند از یک آرامبخش قوی ، قوی تر باشد ... خاصه که برای خواندن نیاز باشد که بیشتر وقت گذاشته شود و بیشتردقت شود !! آرام آرام که نگاه می کنید می بینید که از کنار نگاهتان ، صدای زمزمه شهرام ناظری هم می آید " در هوایت بی قرارم ، بی قرارم روز و شب !! "
-
تهاتر رفتاری !!
پنجشنبه 29 اردیبهشت 1401 09:47
از قرار شنیده ها ، افزایش اندک یارانه ، و در کنار آن برداشته شدن یارانه برخی اقلام و گرانی ظاهری آنها !! باعث شده است تا دولت در معرفی دست های پشت پرده که با ارز 4200 تومانی و در نهایت آرامش دست به غارت می زدند با وضوح بیشتری به چشم بیاید و داستان از حالت سیاسی به پرونده اقتصادی و قضایی تبدیل بشود!!! متهم کردن اشخاص...
-
غلط یا خلاف !؟
جمعه 23 اردیبهشت 1401 11:00
در هر جامعه ای نسبت به شعوری که در آن حاکم هست و طبعا از مسایل مختلفی تاثیر می پذیرد ، یک سری از طبقات مردم در شرایطی به سر می برند که خواه ناخواه در انتخاب روش ، گرایش به انتخاب روش غلط دارند و عموما این ضعف در انتخاب روش با سایر ضعف هایی که دارند پوشش داده شده و قابل اغماض می شوند !! مثلا وقتی خبر گرانی می پیچد و یا...
-
دغدغه مردم !!
چهارشنبه 21 اردیبهشت 1401 19:03
این روزها با بالا رفتن مبلغ یارانه ؛ حتی اگر خیلی ها ادعا بکنند که باز مبلغ ناچیزی هست (!!؟) یک چیز در راس دغدغه های مردم قرار گرفته است و از هم می پرسند : " یارانه ات واریز شده است !؟ " آیا واقعا دغدغه مردم در همین حد خلاصه می شود !؟ مردم از خیلی چیزها حرف می زنند !! و در فرهنگ ما زیاد حرف زدن خیلی وقت است...
-
یک دست شدن !!
دوشنبه 19 اردیبهشت 1401 16:36
یک دست بودن جمع در هر امری خیلی خوب است !! و بهمان اندازه یک دست کردن جمع کار سخت و عبثی هست !؟ و تقریبا مانند تلاش برای بدست آوردن طلا از مس می باشد (!) سودی که بدست می آید بسیار کمتر از هزینه و سرمایه ایست که صرف می شود !! البته سعی کردن برای یک دست کردن فعالیت ها و همسو کردن آنها ، ذاتا بد نیست و مطمئنا یک دست بودن...
-
خواب های آشفته 3 ( قسمت دوم )
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1401 18:45
شاید برخی فکر بکنند که اینها داستان کوتاهی هستند که بعنوان خواب ذکر می شوند تا بار حقوقی کمتری متوجه نویسنده بکنند !! ولی وقتی میزان تب بالاست و داروهای قوی تری استفاده شده است !؟!؟ از برآیند نفوذ خواب در بیداری و بیواری در خواب ، این چنین خواب-شیفته گی هایی تولید می شوند ... 2) توی خانه و پشت کامپیوترم بودم که بانو...
-
خواب های آشفته 3 ( قسمت اول )
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1401 17:29
در ادامه پست های قبلی دو فقره از خواب های این ایام تب آلود را بصورت مختصر (11) می نویسم که بیادگار بماند ... البته این خواب ها حدود 6 فقره بودند که قرار بود طبق معمول نت برداری کنم ولی حالا خیلی ها کلا از یادم رفته اند !! 1) یکی از این خواب های جالب مربوط به خبری بود که در رسانه ها پخش شده بود و در مورد وقوع زمین لرزه...
-
خواب های آشفته ( 2 - قسمت پایانی )
سهشنبه 13 اردیبهشت 1401 20:51
داشتم راه را دنبال می کردم تا ببینم ابتدای پله ها کجاست که از میان سنگی وارد شکافی شدیم و دری مقابلمان بود که ما را وارد اتاقکی شبیه آسانسور می کرد ... تابلو و کلیدی روی دیوار نبود و انگار مستقیم به بالا می رفت !! با خودم گفتم : " فکر می کردم باید برای چند هزار پله بالا رفتن باید آماده بشوم ... " ایستاده...
-
خواب های آشفته (2- قسمت اول)
سهشنبه 13 اردیبهشت 1401 19:56
امروز فرصتی شد تا توی موبایلم بنویسم ... توی کی برد در هر سطر یکی دوتا غلط تایپی همیشه هست و تازه بعد از اصلاح اولیه ، با چند مورد که از زیر دستم رد می شود ، منتشر می کنم ... خدا تایپ موبایلی را بخیر بکند ... یکی از زیباترین خواب_شیفته های اخیرم در رابطه با سفرم به منطقه تبت در چین بود ... و بحث های جالبی که با...
-
خواب های آشفته (۱)
دوشنبه 12 اردیبهشت 1401 17:43
یکی دو روز گذشته کمی تب داشتم و این کمی معنای زیادی دارد ، تا آلارم های بدن من شروع بکنند به ارسال علایم و تا من بیایم به آنها توجه بکنم (!) چند روز از بیماری سپری می شود ... ما در ترکی یک فعلی داریم با عنوان « اویماخ » که مثل خیلی از افعال در جاهای مختلف با کاربردهای عمومی و اختصاصی بکار می رود ... اویماخ از حالات...
-
ماه نو و حرفهای کهنه !!
دوشنبه 12 اردیبهشت 1401 15:56
دیروز بیست و نهم ماه مبارک رمضان بود و طبق معمول طاقت خیلی از روزه داران و روزه خواران طاق شده بود ... و طبق روال آخر ماه رمضان هر ذهن و اندیشه ای مستعد شده بود به یک جرقه !!! بر اساس بازسازی یک تمثیل قدیمی و جابجایی کلمات می توان نوشت : « هر مومنی دین دار هست ولی هر دین داری مومن نیست !! » البته در این میان می شود به...
-
جیش پارتی
شنبه 10 اردیبهشت 1401 21:05
نوراخانیم رفته دستشویی ، مامانش پشت سرش رفته ، میگه مامان در بزن ! مامانش در زده ، باز کرده میگه : ول کام تو مای جیش پارتی !!!
-
روزهای بارانی
شنبه 10 اردیبهشت 1401 19:09
دیروز بعد از اذان ظهر از خانه زدیم بیرون که جذابیت های اردیبهشت را از دست نداده باشیم ... زنده شدن طبیعت یک حال و هوای خاصی دارد ... مخصوصا سرسبزی همه جا ، از بالای کوه گرفته تا ته دره های ماسه ای!! برنامه خاصی نداشتیم و برای همین هوس کردیم که برویم طرف شهرستان هشترود و از طبیعت اطراف قلعه ضحاک دیدن بکنیم ... اردیبهشت...
-
ره آورد !!
چهارشنبه 7 اردیبهشت 1401 17:49
چند وقت پیش بود که نوشتم یکی از دوستان که مهاجرت کرده به کانادا ، آمده بود ایران و دو نوبت دیدار خوب و صمیمی باهم داشتیم که یکی از آنها آخرین نشست قرن بود و دومی هم اولین نشست قرن جدید ... دوست من موقع آمدن چند قلم برای دوستان کادویی بعنوان یادگاری یا یادمانه یا همان ره آورد !! آورده بود و به من داد که به آنها برسانم...
-
سرای میرزا مجید !
سهشنبه 6 اردیبهشت 1401 18:12
یکی دو روز پیش بود که بالدیزخانیم ( خواهربانو ) برای افطاری مهمان دعوت شده بود و بعد از بازگشت ، پرس و جو کردیم و دیدیم مهمان افتتاحیه یک مجموعه هنری از نوع کاشیکاری بودند !!! یک مجموعه کارگاهی بزرگ کاشی که اخیرا محوطه های کارگاهیش را بازسازی و نماسازی کرده و قسمتی را هم با عنوان " سرای میرزامجید " بصورت...
-
گیم باز !!
چهارشنبه 31 فروردین 1401 16:03
توی اتوبوس ایستاده بودم و همزمان که با راننده حرف می زدیم و البته بنوعی داشتم حرفهایی که به شاگرد پیرش می زد را تائید می کردم (!) موبایل روشن بود و داشتم گیم بازی می کردم !! این بازی را یک مدتی رها کرده بودم و اخیرا دوباره استفاده می کنم ... من زیاد اهل گیم بازی کردن نیستم ولی برای تنوع هم که شده گهگاه به برخی از این...
-
اولین مطالعه سال !
دوشنبه 29 فروردین 1401 18:14
در مورد تاریخ صفویه قبلا کتاب هایی خوانده بودم و وقتی کتابی که تازه خریده بودم و در مورد زندگینامه شاه اسماعیل صفوی بود را خواندم ، دیدم که بمرور زمان مطالب زیادی را فراموش کرده بودم ... در مورد مطالعات تاریخی باید تکرار را در برنامه گذاشت !! کتابی که در دست داشتم یک بررسی تاریخی بر اساس مدارک موجود و مستندات ذکر شده...
-
روز جمعه (2)
شنبه 27 فروردین 1401 15:02
حوالی ساعت 2 ظهر بود که حرکت ما بطرف جلفا شروع شد ... نوراخانیم سر راهش آنه اش ( مادربانو) را برداشته بود تا باتفاق هم برویم جلفا !! تقریبا تمام مسیر شلوغ بود ، هم جمعه بود و هم اینکه سیل روزه خواران شرعی و غیرشرعی (!) در جاده بودند !! برخی از تجزیه طلب ها و پانترک ها که اخیرا قبله شان را بطرف ترکیه کرده اند و...
-
روز جمعه (1)
شنبه 27 فروردین 1401 14:45
روز جمعه صبح که بیدار شدم کمی کلافه بودم ... که بیشتر به دو تکه شدن خواب ربط داشت و البته خوابی که دیده بودم !! ... کمی بعد بانو پیشنهاد داد که بعد از اذان ظهر یک سر برویم جلفا ... اگر شد خریدی برای نوراخانیم داشته باشیم و اگر هم نشد تماشا ی مسیر خالی از لطف نخواهد بود !! حوالی ساعت 11 بود که از خانه زدم بیرون و رفتم...
-
روزی که گذشت ...
شنبه 20 فروردین 1401 11:04
دیروز روز شرف الشمس بود و من بنا به یک عادت خودپسندانه (!) در این چنین روزی برای دوستانی که بیادم بیایند (!) طلسم شرف الشمس را می نویسم ... اگر تاثیری هم نداشته باشد مطمئنا برایشان هزینه ای هم ندارد !؟ می ماند خودم که از این حسم رضایت خوبی دارم و همین کم نیست !! دیروز نشستم برای نوشتن ... ساده ترین آداب این کار را...