-
ددر یهوئی !!
یکشنبه 16 خرداد 1400 10:58
ما هم مثل خیلی از مردم همیشه در صحنه (!) می نشینیم و یهو برنامه می گذاریم و اجرا هم می کنیم و اتفاقا این قبیل برنامه هایمان خوب از آب درمیآید ؛ چون فشرده هستند و جایی برای اشتباه ندارند !! ما اهل از حالا بنشین و برای سه ماه بعد برنامه بریز نیستیم !! بلد نیستیم !! یاد هم نداده اند !!! چون بلد نبوده اند !! جهت اطلاع...
-
طوفان فراموشی ...
چهارشنبه 12 خرداد 1400 15:58
گاهی اوقات پیش می آید که در برخی برخوردها که ماشاءالله کم هم نیستند (!) به جریانی بنام فراموشی معکوس برخورد می کنم که گاه برای من جالب است و گاه برای طرف مقابل و گاه برای هر دو طرف تعجب برانگیز !! مثلا من جایی بودم و دوستی داشت از صعودمان به دماود در چند دهه قبل حرف می زد و من بیشتر از همه زل زده بودم به حرفهایش و...
-
خواب جدید !!
دوشنبه 10 خرداد 1400 09:18
من هیچ شبی نیست که خواب نبینم ولی فرصت یادداشت کردن آنها را ندارم و یکی هم اینکه دوست ندارم خواب هایم که تقریبا از همه رقم هستند را بنابه ملاحظاتی سانسور بکنم !! و برای همین اکثرا خواب های سیاسی - الهی برای نوشتن می مانند !! من ندیدم ولی تعریف می کنند که تی وی برنامه ای داشته برای کسانی که به کما رفته اند و برگشته اند...
-
امروز مائیم و شما !!
دوشنبه 10 خرداد 1400 08:47
یکی از دوستان نقل می کرد که دایی جان از آمریکا آمده است !! دایی جان بعد از مدت ها زندگی مرفهانه در آمریکا (!) به کسوت بازنشستگی درآمده و هر سال حدود ششماه در ایران به سر می برد ... ضمنا دایی جان دو نوبت واکسن اش را زده است و خیالش از بابت کرونا راحت تر تشریف دارد !! دایی جان را من از نزدیک دیده ام ... یکی از قوانین...
-
عجله در خدمت کردن !
یکشنبه 9 خرداد 1400 09:04
صبح رفته بودم نان تازه بگیرم ... وقتی من رسیدم یکی هم قدم هایش را تندترکرده بود که مثلا زودتر از من برسد !! نان تمام شده بود و باید تا دوره پخت بعدی صبر می کردیم ... این رفتار در جامعه ی ما این روزها بیشترتر دیده می شود !! البته قبلا هم بود و مرحوم نادرمیرزا آن را شعر کرده بود ... سرعت خودروها در چراغ زرد دوبرابر...
-
لیست انتخاباتی ( 40+)
چهارشنبه 5 خرداد 1400 09:19
دیروز من یک لیست دیدم از نامزدهای تائید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان !! و اصلا هم شوکه نشدم !؟ برای این یک مورد هم باید دنبال یک روانکاو حاذق بروم !! و البته وقت نداشتم و امروز صبح از فرصت در خواب بودن اهل و عیال استفاده کردم و نیم ساعتی در فضای مجازی معلق بودم !؟ در اطراف من کلی آدم کله معلق وجود دارد (!) کسانی که...
-
روزی بزرگ
دوشنبه 3 خرداد 1400 08:36
سوم خرداد روزی بزرگ در تقویم حیات ایران می باشد ، روزی که دفاع از تمامیت ارضی کشور با تمام وجود و در بدترین شرایط از نظر کمبودها و هرج و مرج اداری کشور ، صورت گرفت !! در تقویم کشورها ، روزهای کوچک و بزرگ زیادی رقم می خورند ، که در کل تقویم حیات آن کشور را می سازند !! یکی از شاخصه های ملتهای کشورهای جهان سوم این است که...
-
کاریکاتور ما !!
یکشنبه 2 خرداد 1400 21:12
چند بار دوستان لطف کردند و تصویر مرا نقاشی کردند ! البته رئال !!! و من همیشه فکر میکردم که از آدمهای جدی و واقعی کاریکاتور می کند و نقاشی واقعی من تقریبا همان جایگاه کاریکاتور را دارد !! بفکر هم نیفتاده بودم تا از یکی بخواهم تا کاریکاتورم را بکشد !! شاید هم یکی کشیده باشد و حالا یادم نمانده باشد !! دیروز باتفاق...
-
ضدآرامش ...
جمعه 31 اردیبهشت 1400 10:21
در خبرها آمده که مردی باتفاق همسرش ( یکی از مهمترین قسمت های داستان !! ) پسر و دخترش و ایضا داماد را کشته است ، نه در یک اقدام جنون آمیز بلکه در یک پروسه منظم و مرتب و چندساله !!! خوشبختانه قاتلین از طیف فکری خاصی معرفی نشده اند ولی از قرار معلوم وضع زندگی بدی هم نداشته اند !! حالا همه از هر طیفی دارند درباره شان حرف...
-
پول دوشی !!
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1400 08:30
گوشیم چند روز بود که به مشکل برخورده بود و مقداری پول توی گلویش گیر کرده بود (!) خلاصه بردم دادم تعمیراتی تا آن مقدار پول را از گلویش بیرون بیاورد !! زندگی گاهی حجامت می خواهد و خدا را شکر در اطرافمان باندازه کافی ؛ و گاه کمی زیادتر (!) اشخاصی هستند که خون اضافی ، باد اضافی ، آب اضافی و پول اضافی زندگی را بگیرند !! ما...
-
زندگی از نمای نزدیک ...
یکشنبه 26 اردیبهشت 1400 13:51
امروز نورا خانیم را برده بودم پارک ... پارک نزدیک خانه ی ما شرقی ترین قسمت شاهگلی هست و پارکی ست برای بچه های اوتیسم !! که نه تنها بچه ها که اغلب بزرگترها از آن استفاده می کنند !! یک بار من توی راه ایستادم و روی پله ی یکی از خانه ها ، بند کفشهایم را بستم ، حالا نوراخانیم از جلوی هر خانه ای رد می شود ، خم می شود و مثلا...
-
خط جدید !!
شنبه 25 اردیبهشت 1400 17:05
اشتباه نکنید ، زندگی بر مدار همان سه خط کذایی می چرخد (!) فرقش این است که این روزها سیاست های کشورداری همش از نوع خط سوم است و چشم انداز آینده ، واضح و معلوم نیست !! منظور من از خط جدید یک خط جدید اتوسرانی است که دیشب در خواب سراغم آمده بود !! رفته بودم پیش یک آشنا تا برای یکی کار پیدا بکنم و آن یک نفر نمی دانم کجای...
-
یک نیم دور اردیبهشتی !
جمعه 24 اردیبهشت 1400 16:13
حوالی ظهر بود و موقع خواب نوراخانیم بود ، باتفاق رفتیم نیم دوری زدیم تا نوراخانیم راحتتر و بی اذیت تر بخوابد !! یک تماشایی هم ما کرده باشیم ... مسیرمان باید جوری می بود که به تله ی پلیس نمی افتادیم !! برای همین رفتیم جاده باسمنج - لیقوان !! می دانستیم که شلوغ خواهد بود ولی باندازه ی تماشا از ماشین رفته بودیم !! دو طرف...
-
روزگاران ...
جمعه 24 اردیبهشت 1400 12:23
خیلی سال پیش ... حالا دیگه واقعا خیلی سال شده است !! من تصمیم گرفتم تا مقداری از دانسته ها و یافته هایم در زمینه گردشگری را تبدیل به یک مجموعه بکنم تا دیگران هم از آن استفاده بکنند و هم اینکه دانسته ها و محفوظاتم قبل از اینکه به باد فراموشی سپرده شده و یا خاک فراموشی رویشان را بگیرد ، بصورت نوشته بماند برای بیادگار و...
-
یک صبح جمعه
جمعه 24 اردیبهشت 1400 09:02
امروز صبح رفتم تا نان تازه بگیرم ... بعد از سی روز صبحانه نخوردن (!) وقتی آدم می رود نان تازه بخرد ، انگار در یک شهر غریب به دزدی رفته است !! دو تا از نانوایی ها بسته بودند و از قرار معلوم قبل از تعطیلی راهها ، به روستایشان رفته بودند !! یک جایی هم تازه باز شده است و روش پخت نان کمی ماشینی تر و صنعتی تر تشریف دارد ،...
-
عید مبارکی ...
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1400 09:49
روزهای خاص همیشه خوب هستند ، حداقل این است که ما را از گرفتاری ها و عادات روزمره رها می کنند !! اگر کار خاصی هم نکنیم ، همانقدر که فکرمان فکر می کند که روز خاصی هست برای کفایت حداقلی خوب است !! سیاسی شدن یک حالتی بیمارگونه است که می تواند جوانب مختلفی از زندگی انسان ها را تحت تاثیر خودش قرار بدهد !! متاسفانه مردم...
-
روزهای بارانی !!
شنبه 18 اردیبهشت 1400 09:24
بعد از اینکه مردم کلی پشت سر ابرها حرف درآوردند و از بی آبی شکایت کردند و حتی تئوری جنگ آب دوباره قوت گرفت !! و ایضا کارشناسان خیلی برجسته دوباره از بحران آب حرف زدند !! چند روزی هست که به کوری چشم برخی از صاحب نظران (!) و به روشنی چشم امیدواران (!) مرتب باران می بارد !! دیروز عصر چنان بارشی داشتیم که شدتش خبر از...
-
نورائیات !!
سهشنبه 14 اردیبهشت 1400 00:54
امشب نورا چادر نماز مادرش را آورده بود پیش مامانش ، که ببند به سر من ، می خواهم الله اکبر بخوانم !! و بعد دنبال بابایش می گشت تا ازش عکس بگیرد !! بچه های دهه نودی هستند دیگر ... خیلی ها ، همین سی چهل سال پیش ، تا زمان سربازی رفتن و گواهینامه گرفتن و احیانا عکس دار کردن شناسنامه ، عکسی از خودشان نداشتند !! حالا بچه ها...
-
روزگار اردیبهشتی
جمعه 10 اردیبهشت 1400 12:44
چند وقتی هست که فرصت نوشتن ندارم ... اتفاقا موارد زیادی برای درج کردن داشتم ! با اینکه اتفاقات این روزها بیش از حد تکراری شده است ولی زندگی حتی در میان تکرارها هم چیز تکراری نست !! دور و برمان در حوالی انتخابات پر شده از انواع حرف و حدیث های مناسب این ایام !! برخی ها فکر می کنند که این اوضاع در کشور ما خوبیت ندارد و...
-
از ماست که بر ماست ...
سهشنبه 31 فروردین 1400 20:49
دیروز ماست خوردم از نوع اورجینالش ، و کمی حالم خوب نبود ؛ آن هم ازنوع اورجینالش !!! ولی بقول سهراب که می گفت : ریه های لذت ، پر اکسیژن مرگ است ... برخی لذت ها ارزش کمی دل درد کشیدن دارد ! فقط نمی شود با هر کسی دردِ دل کرد !! شاید شما هم از آن دسته فرستنده ها و گیرنده های فیلم های موجود در فضای مجازی هستید !! برخی ها...
-
این روزها ...
دوشنبه 30 فروردین 1400 21:41
یکی از برنامه های ماه رمضان برای آدم های بی برنامه ، کلافگی شدید است !! مخصوصا در برخی ساعات و منجمله در ساعت عصرگاهی !! و یکی از مواردی که کلافگی را تشدید می کند ، بدخوابی است !! البته این روزها بدلیل گرمی بازار کرونا ، و تعطیلی های عمومی و گاه جسته گریخته (!) حجم بزرگی از اوقات بطالت که در ساعات روزمره، پخش و پلا...
-
عصرانه گردی ها !
یکشنبه 29 فروردین 1400 19:30
حال هوا که خوب باشد ، حال ما هم خوب می شود !! خسته شدیم از بس در خانه نشستیم و ابرهای آسمان را نگاه کردیم !! مخصوصا که اغلب این ابرها ، نازا بودند و بجای باران ، کمک حال باد بودند !! چند روزی هست که بعد از ظهرهای نزدیک عصر ، باتفاق نوراخانیم می رویم پارک و ایشان مشغول سرسره بازی می شوند؛ آنهم با چه ولعی !! و وقتی از...
-
ممنوع یا ممنون !!
پنجشنبه 26 فروردین 1400 18:00
دیشب کمی پای تی وی بودم و اتفاقا به بازی تراکتور با پاختاکور رسیدم !! درست همان لحظه تراکتور یک گل خیلی زیبا خورد و نتیجه شد 2 - 2 !! از قرار معلوم تراکتور بازی دو - بر صفر پیش را رسانده بود به مساوی 2-2 !! و چند دقیقه بعد یک گل دیگر هم دریافت کرد و یک گل عقب افتاد !! و بالاخره به کمکِ کمک داور که آفساید را کمی نادیده...
-
اتفاقات رمضانی !
پنجشنبه 26 فروردین 1400 17:44
دیروز بعداز ظهر زنگ زدند و قرار شد برای افطار برویم خانه برادربزرگم که سهام افطار اول ماه را از مادر خریده بود (!!) و بنوعی اولین افطار بعد از فوت برادرم محسوب می شد ... خلاصه اینکه سرراه خواستم از نان-شیرینی های مخصوص ماه رمضان بخرم ، ما به آنها کمانج یا کماش می گوئیم و نمی دانم جا ی دیگر چه می گویند !؟ چون ماه رمضان...
-
موسم رمضان الکریم ...
سهشنبه 24 فروردین 1400 08:59
امروز را برخی کشورها اول رمضان اعلام کرده اند و برخی از کشورهای دیگر از فردا ماه رمضان را شروع می کنند ... بازار نقادی و تجزیه و تحلیل های معمول هم که کم کم راه افتاده است ؛ مخصوصا از طرف کسانی که روزه نمی گیرند !! دیروز عصر خانه ی مادرم بودیم و رفتم از بالکن یک نیم نگاهی به آسمان کردم ؛ شاید هلال ماه را ببینم !!...
-
زندگی های بی فلسفه !
سهشنبه 24 فروردین 1400 08:49
حکیمی در راهی می گذشت ، دید مردی سرسفره نشسته و در سفره خربزه بود و عسل !! گفت : " این دو باهم نمی سازند ! " و دنبال کار خود رفت ... کمی بعد که برگشت دید آن مرد حال خوشی ندارد و بر خود می پیچد !! گفت : " من به تو گفتم که اینها باهم نمی سازند !! " مرد گفت : " اتفاقا با هم ساخته اند تا روزگار...
-
رفتی و رفتن تو فرقی نکرد جانا !!
یکشنبه 22 فروردین 1400 08:41
من قبلا هم گفته ام که اگر یک مشاور خوب پیدا بکنم ، چند نوبت باید بروم برای جراحی روانی !! دیشب خبر رسید که فلانی فوت کرده است !! بهترین سهمی که از زندگی برده بود بالای 80 سال سن بود !! بهترین سهمی که بابت اینهمه سال به زندگی بخشیده بود را نمی دانم !!؟؟ چند وقت پیش کلاهم توی هم رفته بود ، یک عده از موقعیت اش استفاده...
-
شروع هفته با تعطیلات !!
شنبه 21 فروردین 1400 16:19
یکی از مزایای ایرانی بودن این است که اگر توی خیابان و بدون مقدمه کسی را دعوت بکنند که سوار یکی از این مینی بوس فضایی ها شده و برای چند ماه زندگی به یکی از کرات نزدیک ؛ مثلا همین مریخ برود (!) بی هیچ دردسری می تواند برود ... و شاید اصلا فرقی بین زندگی در مریخ با زندگی در ایران وجود نداشته باشد !!! و این نهایت شناور...
-
سیزده بدر ...
جمعه 13 فروردین 1400 14:30
اولین سیزده قرن جدید هیچ فرقی با آخرین سیزده قرن قبلی نداشت و هنوز سایه ی کرونا بر زمین و زمان مانده است ... پارسال این موقع خانه مادربانو بودیم و منقل موجود در بالکن در بدر کردن سیزده نقش برجسته داشت ، مراسم پرفیض جوجه کباب برگزار کردیم ... عکسهای پارسالی که زیرشان هشتک سیزده بدر بالکنی خورده بود ، دو روز گذشته...
-
نیم روزی در مسیر زندگی ...
چهارشنبه 11 فروردین 1400 11:13
دیروز حوالی ساعت 10 بود که راه افتادم طرف خانه ی برادرم ... دستگاه مان ایراد پیدا کرده است و قرار بود یک تعمیرکار بیاید !! همزمان برادرزاده از دردِ دوره ای روده رنج می برد و برادر گرفتار درد کلیه اش شده بود !! رفتم تا میدان محله مان تا با تاکسی قسمتی را بروم و بقیه را با اتوبوس های BRT !! چند گام ابتدایی را درگیر بودم...