-
مداخلات ...
سهشنبه 28 بهمن 1393 13:10
یکی از دوستان پرسید : " نظر تو در مورد شانس چیست ؟ " گفتم : " شانس را فقط کسی حس می کند که دو کفه ی خوشی و ناخوشی اش مساوی باشد و تکان کفه ها برایش محسوس باشد !! یکی که زیادی حالش خوش است بدبیاری های بزرگ را هم شاید حس نکند و یا برایش انعکاس نداشته باشد و کسی که حالش زیاده خراب است و بخاطر چند هزار...
-
بو دار !!
دوشنبه 27 بهمن 1393 16:28
از یک متولد سال سگ انتظاری غیر از این نمی توان داشت ؟!! رفتم اتاق یکی از مدیران و وقتی وارد شدم دیدم عجب بویی در فضای اتاق پیچیده است ،البته سگ هم سگ های قدیم ؛ آخر بهمن ماه من داشتم بوی شفتالو در هوا رصد می کردم !! یک نفس عمیق کشیده و گفتم : " ازاین اتاق عجب بوی مستهجنی می آید !! " مدیر مربوطه خندید و کیف...
-
ورزش و سلامتی
یکشنبه 26 بهمن 1393 13:08
دیروز با همکاران رفتم فوتبال ... یکی دو ماهی می شد که فوتبال نرفته بودم برای همین تصمیمی برای زیاد دویدن و فیلم بازی درآوردن نداشتم ، یکی دو نفر هم بودند که باید توی مسیرمان به سالن می رفتند از خانه وسایل ورزشی برمی داشتند ، مسیری که رفتیم ناخودآگاه همان مسیری شده بود که همیشه می خواستم برای یکبار هم که شده از آنجا...
-
حیف که تمام شد ...
شنبه 25 بهمن 1393 12:39
سه روز تعطیلی کارخانه که بدون هرگونه پیش فرضی حتی از ناحیه بدبین ترین نفرات ، بصورت یکهویی اعلام شده بود باعث شد تا یک استراحت خوب داشته باشم ، برف روز پنجشنبه هم مزید بر علت شد تا قید از خانه بیرون رفتن را هم بزنم و بجز چند مورد که برای قدم زنی رفته بودم بقیه را در اتاقم ماندم ... سالهای نه چندان دور ، اگر روز تعطیل...
-
چَتــــــگرد هفته !! (1)
جمعه 24 بهمن 1393 12:27
قبلاها من یک دوستی داشتم که هر از گاهی نشست شبانه برگزار می کردیم ، البته دور میز پیتزا !! همیشه در زندگی من پیتزا یک بهانه بیشتر نبوده ولی چون نمی شود بی بهانه زندگی کرد برای همین همیشه پیتزا هم بوده !! قبلاترها دور بساط باقالی فروش بصورت سرپایی هم می شد نشست برگزار کرد ولی حالا نه از آن دوستان خبری هست و نه از باقلا...
-
توی تله ی برفی ...
پنجشنبه 23 بهمن 1393 17:42
برف می بارد برف ... امروز مثل همه ی روزهایی که مرخصی باشم و یا تعطیل کارخانه باشد راه افتادم تا به چند تن از دوستان سری بزنم ، لطافت هوای دیروز باعث شد تا امروز را هم روز با طراوتی ببینم و برای همین خیلی اردیبهشتی از خانه خارج شدم ، وقتی از اتاقم خارج می شدم چتر همیشه بی مصرفم به من چشمک زد که حداقل مرا با خودت ببر !!...
-
همینطور در تعطیلی ...
پنجشنبه 23 بهمن 1393 11:06
این روزها که تعطیل هستم و فرصت دارم می خواهم روی چند تا مسئله کار بکنم که یکی از آنها تمام کردن داستان انتقام است که با چند صفحه تایپ تمام می شود ولی مگر دارکوب های ساختمان بغلی که دارند قالب می بندند و آرماتوربندی می کنند می گذارند حواسم جمع کارم شود ... یکی دیگر از کارهایی که در نظر دارم انجام بدهم ور رفتن با دوربین...
-
انتقام
پنجشنبه 23 بهمن 1393 10:39
31 - " اول از هر چیز ، بنظر تو من چقدر به تو اعتماد دارم ؟ " - " اول از هر چیز ، من نه تنها به شما که به هیچکس اعتماد ندارم ، نیازی هم ندارم ... دوم اینکه شما بواسطه ی کارتان به هیچ کس اعتماد ندارید و من اصلا از این موضوع ناراحت نمی شوم ... " - " خیلی خوب شد ... من به شما اعتماد ندارم چون برای...
-
اولین روز تعطیل ...
چهارشنبه 22 بهمن 1393 18:12
خیلی سال پیش در دفتر حسابداری چاپخانه ای که با دوستم در آنجا شریک بودیم ، دوستم این جمله را نوشته بود " حتی ساعتی که خواب مانده است در طول شبانه روز دوبار کارش را درست انجام می دهد !! " برنامه ی سه روز آخر هفته ی من استراحت از نوع مطلق است ، چیزی که در شرایط فعلی تنها نیاز من اگر نباشد می تواند مهمترین آنها...
-
روزِ نو ...
چهارشنبه 22 بهمن 1393 10:04
-
روزهای خودسانسوری ...
سهشنبه 21 بهمن 1393 09:26
این روزها دلایل زیادی برای ننوشتن وجود دارد و یکی از آنها مشکلی است که کامپیوتر گرامی و شاید بهتر است بگویم مرورگر گرامی با صفحه بارگذاری وبلاگ دارد ... صفحه را جوری باز می کند که رفع تکلیف بشود والا به درد نمیخورد ... مثل حضور خیلی ها در صحنه زندگی ، در صحنه ی کار و خیلی صحنه های دیگر !!! سانسور چیز خوبی است یا نه به...
-
مشق شب ...
یکشنبه 19 بهمن 1393 23:05
... ... فکـــــر می کنم ... سکوت می کنم ... صبــــر می کنم ... ... ...
-
انتقام
شنبه 18 بهمن 1393 23:06
30 تقریبا دیروقت بود ... آرام از کوچه ی آنها وارد خیابان شدم ، کمی که راه افتاده بودم صدای استارت شدن ماشینی را شنیدم ، بدون اینکه سرم را برگردانم احساس کردم کسی سر کوچه کشیک بود برای پائیدن من ، عرض خیابان را بهانه کردم و در حالیکه صورتم را طرف تابلو نئون یک فروشگاه گرفته بودم سر کوچه را دید زدم ، یک پیکان زوار...
-
خواهم که دهم دل پس از این به پند واعظ ...
شنبه 18 بهمن 1393 22:03
-
...
جمعه 17 بهمن 1393 12:36
-
حکمت تائو ...
پنجشنبه 16 بهمن 1393 23:57
-
فراغت از فکر ...
پنجشنبه 16 بهمن 1393 23:14
فکر کردن چیز خوبی است ؛ ولی یک شرط خاص دارد !! فکر کردن باید خروجی داشته باشد وگرنه تهوع فکری می آورد و این اصلا چیز خوبی نیست ، البته آنهم بنوعی نشانه فکر کردن است و شاید برای خودش طرفدارانی داشته باشد !! امروز از اول صبح درگیر بودم و افکار زیادی را پاس کردم ، حوالی ساعت 11 احساس اینکه این فکرکردن دارد دور خود چرخیدن...
-
نترسید ، جواب بدهید ...
چهارشنبه 15 بهمن 1393 19:58
خسرو حکیم رابط کتابی دارد از روزنوشتهها و خاطرات خود به نام « من با کدام ابر ». در آن داستانی دارد که مضمون آن به شرح زیر است: روز سهشنبه در کلاس پنجم دبستان، به دانشآموزان گفتم که شنبه امتحان تاریخ و جغرافیا دارید: شفاهی روز پنجشنبه گفتم: امتحان تاریخ و جغرافیا داریم. همین امروز: کتبی. همه اعتراض کردند که امتحان...
-
آن سوی شب ...
چهارشنبه 15 بهمن 1393 09:38
دوست شما رفته است به کانادا ، در میان عکس هایی که برایتان می فرستد چه چیزی برایتان جالبتر خواهد بود !؟ عکس از ساختمان های بلند ، خیابان های تمیز و مرتب ، آدم هایی که شبیه خودشان هستند ، آرامش شهر ها و یا ... !؟!؟ اخیرا یکی از دوستان رفت کانادا ، از نظر زمانی چیزی حدود 12 ساعت عقب تر رفته است !! یعنی اگر اینجا 9 صبح من...
-
انتقام
سهشنبه 14 بهمن 1393 21:10
-
ما اینیم ...
سهشنبه 14 بهمن 1393 13:33
سه هفته پیش به یکی از دوستان زنگ زدم برای احوالپرسی ، توی گوشی بصورت درگوشی گفت که در هیئت کوهنوردی است وقتی بیرون رفت تماس می گیرد !! امروز اس ام اس زده ام که آنجا چکار داری که سه هفته است بیرون نیامده ای !!؟ === بعضی ها زور می برد تا در یاد بمانند ، هی زور می زنی تا خبری بگیری یک اتفاق پیش پا افتاده می آید جلو و تا...
-
لذت تماشا ...
دوشنبه 13 بهمن 1393 22:02
-
شوک عصرانه ای ...
یکشنبه 12 بهمن 1393 21:32
قبلا نوشته بودم که مسابقات گل کوچک کارخانه برگزار شده است و یکی از بچه های کارگاه ما که تازه مربی شده است ، آنهم در حد لالیگا !! مثل سالهای قبل برای کارگاه ما تیم بسته است که هیچکدام از نفرات خود کارگاه نیستند ... یک اسم و رسمی هم بهم زده که آن سرش ناپیدا !! برای خودش شده است یک " سپ گواردیولا " !! دو تا...
-
طرح دادو
شنبه 11 بهمن 1393 23:21
یک نیمچه طرحی برای دادو زدم و با لیزر برش دادم ، کمی کار لازم دارد تا بشود چیزی که دوست دارم بشود !! دیشب چند تا عکس عجله ای ازش گرفتم و یکی هم همینی هست که هست !! و البته یکی را هم جاکلید کرده ام و ... === امروز هم روز خوبی بود ، وقتی نمی شود برخی مطالب را همان موقع کالبدشکافی کرده در وبلاگ سوار کرد و به بعد موکول می...
-
روزگار خفاشی ...
جمعه 10 بهمن 1393 17:00
چند روز است که چشمانم نورآزار شده است !! همیشه در اوایل فصل زمستان و روزهای برفی و ... بدلیل اختلاف شدید نور در محیط و یا تفاوت شدید نور در دو محیط چشمان من دچار نورآزاری شده و شدیدا سرخ شده و اذیت می شوند ... در این زمان ها بیشترین مشکل من با منبع های نوری است و باید از آنها دور باشم ، یکی از آنها همین مونیتور است که...
-
انتقام
جمعه 10 بهمن 1393 10:08
-
شهریار ...
پنجشنبه 9 بهمن 1393 21:01
-
سایت جناب عزرائیل !!
پنجشنبه 9 بهمن 1393 12:44
در کامنتدانی یکی از دوستان زحمت کشیده و آدرس وبسایت جناب عزرائیل را برایم گذاشته بودند با این توصیه که بروید نام و سال تولدتان را وارد کنید و زمان مرگ و چگونگی اش را دریافت بکنید !! برای خود من چگونگی مرگ از زمان مرگ مهمتر بود !! پ ن : ماکیاولی گفته بود : " دشمنانت را بکش ، اگر توانستی دوستانت را هم !! "
-
جائزه ...
چهارشنبه 8 بهمن 1393 12:02
یک اس ام اس برای یکی از همکاران آمده با عنوان اینکه " شما بخاطر خوش حسابی از طرف همراه اول 40000000ریال برنده شده اید !! " ، بنده خدا از شدت ذوقی که کرده بود نمی توانست پیام را بخواند ، به من نشان داد که برایش بخوانم !!! بلافاصله یکی از همکاران پارازیت آمد توی ذوق طرف که اینها کلاه بردار هستند و می خواهند...
-
کامروایی ...
سهشنبه 7 بهمن 1393 16:02
چند روز است که اول صبحی احوالاتمان بهم نمی ریزد ، مثل خیلی سال پیش بدون استرس می آئیم سر خیابان و ماشین می آید و بعد هم می رویم سر کار !! یکی دو سال اخیر بدترین اوضاع حمل و نقل شرکت بود و یک پیمانکار بی مسئولیت و فاقد کاربلدی صرفا به خاطر داشتن یک برگه امتیاز (!!) مثل استخوان رفته بود توی گلوی خدمات کارخانه ... صبح...