خانه عناوین مطالب تماس با من

یادداشت های دادو

یادداشت های دادو

درباره من

ادامه...

روزانه‌ها

همه
  • نگین شیراز
  • مرزهای مشترک
  • همـــساده ها
  • لحظه هایت آرام
  • یک نفس زندگی به سبک تازه
  • افسانه
  • خرمالوی یاد
  • من و آینه

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • سبلان اولی (2)
  • سبلان اولی (1)
  • برداشت غلط ...
  • انگار ...
  • اربعین ...

بایگانی

  • مرداد 1405 18
  • تیر 1405 37
  • خرداد 1405 14
  • اسفند 1404 25
  • بهمن 1404 41
  • دی 1404 28
  • آذر 1404 23
  • آبان 1404 16
  • مهر 1404 22
  • شهریور 1404 22
  • مرداد 1404 20
  • تیر 1404 29
  • خرداد 1404 31
  • اردیبهشت 1404 21
  • فروردین 1404 24
  • اسفند 1403 18
  • بهمن 1403 22
  • دی 1403 29
  • آذر 1403 20
  • آبان 1403 19
  • مهر 1403 21
  • شهریور 1403 18
  • مرداد 1403 24
  • تیر 1403 24
  • خرداد 1403 18
  • اردیبهشت 1403 29
  • فروردین 1403 30
  • اسفند 1402 23
  • بهمن 1402 27
  • دی 1402 28
  • آذر 1402 15
  • آبان 1402 27
  • مهر 1402 22
  • شهریور 1402 26
  • مرداد 1402 23
  • تیر 1402 27
  • خرداد 1402 27
  • اردیبهشت 1402 26
  • فروردین 1402 23
  • اسفند 1401 16
  • بهمن 1401 12
  • دی 1401 9
  • آذر 1401 15
  • آبان 1401 18
  • مهر 1401 17
  • شهریور 1401 10
  • مرداد 1401 11
  • تیر 1401 15
  • خرداد 1401 18
  • اردیبهشت 1401 16
  • فروردین 1401 15
  • اسفند 1400 9
  • بهمن 1400 7
  • دی 1400 11
  • آذر 1400 11
  • آبان 1400 9
  • مهر 1400 10
  • شهریور 1400 15
  • مرداد 1400 22
  • تیر 1400 13
  • خرداد 1400 15
  • اردیبهشت 1400 11
  • فروردین 1400 18
  • اسفند 1399 18
  • بهمن 1399 6
  • دی 1399 13
  • آذر 1399 14
  • آبان 1399 21
  • مهر 1399 25
  • شهریور 1399 20
  • مرداد 1399 20
  • تیر 1399 14
  • خرداد 1399 21
  • اردیبهشت 1399 17
  • فروردین 1399 34
  • اسفند 1398 23
  • بهمن 1398 17
  • دی 1398 22
  • آذر 1398 29
  • آبان 1398 25
  • مهر 1398 15
  • شهریور 1398 25
  • مرداد 1398 20
  • تیر 1398 22
  • خرداد 1398 24
  • اردیبهشت 1398 27
  • فروردین 1398 30
  • اسفند 1397 19
  • بهمن 1397 22
  • دی 1397 22
  • آذر 1397 26
  • آبان 1397 24
  • مهر 1397 28
  • شهریور 1397 22
  • مرداد 1397 25
  • تیر 1397 24
  • خرداد 1397 27
  • اردیبهشت 1397 32
  • فروردین 1397 26
  • اسفند 1394 27
  • بهمن 1394 30
  • دی 1394 29
  • آذر 1394 27
  • آبان 1394 32
  • مهر 1394 32
  • شهریور 1394 36
  • مرداد 1394 30
  • تیر 1394 37
  • خرداد 1394 40
  • اردیبهشت 1394 46
  • فروردین 1394 37
  • اسفند 1393 27
  • بهمن 1393 40
  • دی 1393 36
  • آذر 1393 40
  • آبان 1393 41
  • مهر 1393 36
  • شهریور 1393 34
  • مرداد 1393 34
  • تیر 1393 29
  • خرداد 1393 43
  • اردیبهشت 1393 43
  • فروردین 1393 45
  • اسفند 1392 41
  • بهمن 1392 43
  • دی 1392 37
  • آذر 1392 47
  • آبان 1392 46
  • مهر 1392 46
  • شهریور 1392 45
  • مرداد 1392 46
  • تیر 1392 47
  • خرداد 1392 41
  • اردیبهشت 1392 48
  • فروردین 1392 42
  • اسفند 1391 43
  • بهمن 1391 39
  • دی 1391 30
  • آذر 1391 38

آمار : 550894 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • تا جرعه آخر !! جمعه 23 مرداد 1394 21:48
    در این هفته ای که گذشت و تعطیلات تابستانی ما بود ، ساعات کنار هم آنقدر تنگاتنگ گذشتند که نه فرصت مروری دوباره بود و نه تعریفی بیکباره !! هر از گاهی هم اگر فرصتی بود به گذاشتن چند عکس سپری شد ... حالا که چند پست عقب تر برگشتم دیدم توصیفات و تعریفات برنامه دماوند در همان پلور و هنوز در اول تعریف مانده است !! حالا شاید...
  • نماد کهنه و نو !! جمعه 23 مرداد 1394 20:16
  • موزه قاجار ... پنج‌شنبه 22 مرداد 1394 15:53
    امروز روز گرمی بود ، برای خنکی هوای تبریز در تابستان باندازه ی یک تاریخ (!) شاهد و گواه داریم و اگر این روزها این چنین گرم می شود بخاطر حضور مهمان های زیاد است که نرسیده هوای شهرمان را چشم می زنند !! امروز در نیمه اول روز رفتیم موزه آذربایجان ... و بعد سر راهمان سری به مسجد کبود زدیم که دیشب موفق نشده بودیم ، یک عده...
  • به بهانه ی میزبانی ... چهارشنبه 21 مرداد 1394 19:16
    امروز مهمان داشتم ، هم از نوع حقیقی اش و هم از نوع مجازی اش !! مهمان مجازی از دوستان وبلاگی بود و حقیقی ها هم که اوضاعشان معلوم تر ... برای حقیقی ها نان تازه خریدم که مشغول باشند و رفتم بیرون سراغ مهمان مجازی ... البته سر راهم سری به یکی از دوستان توی بازار زدم ، فرصتی بود از نوع مغتنم !! تازه شاکی شده بود که چرا خبر...
  • مفتون امینی .. سه‌شنبه 20 مرداد 1394 11:36
    وقتی که آمدم همه پراکنده شدند ، برای مژده بردن وقتی که رفتم همه جمع شدند برای یاد آوردن و بسی از خود پرسیدم که آیا من مژده دادنی بودم که آیا من یاد آوردنی هستم آه ! زندگی من ، همه اندیشیدن به سزاواری ها بود و چه ناسزا گذشت ...
  • انتخاب ؛ خوب ، بد ، زشت !! سه‌شنبه 20 مرداد 1394 11:10
    دوستم برای گرفتن بلیط رفته بود ، بهرحال بی برنامگی های ما بنوعی نظم و انضباط خاصی دارد و شاید همین نظم دروغین و تقلبی است که ما را به آن چسبانده و نمی گذارد از دستش خود را خلاص بکنیم ، تماس گرفت و ساعت حرکت اتوبوس را خبر داد ؛ یک خبر هم گفت : " دو تا صندلی در ردیف آخر را گرفتم ! " دیده اید برخی ها دوست دارند...
  • راهی که رفتنش با ماست ... دوشنبه 19 مرداد 1394 20:34
    برنامه دماوند چند روز پیش مثل خیلی دیگر از برنامه های کوه رفتن ما از نوع یهویی بود ، و دماوند کوهی ست بزرگ که هیچوقت به برنامه های یهویی روی خوش نشان نمی دهد ، بزرگی گفته اند و ابهتی !! برنامه ی ما صعود از جبهه جنوبی یا به تعبیری دیگر مسیر عمومی صعود به دماوند بود ، مسیری که این روزها همیشه در آن کوهنورد دیده می شود ،...
  • ... یکشنبه 18 مرداد 1394 10:10
    در بگشایید شمع بیارید عود بسوزید پرده به یکسو زنید از رخ مهتاب شاید این از غبار راه رسیده آن سفری همنشین گم شده باشد
  • ... شنبه 17 مرداد 1394 08:08
    باران می بارد باران باران فراوان دریا در جوش جنگل خاموش نیست کسی پیـدا در راه بیـابان با من انـدوه با گل انـدوه با همه انـدوهی همچون مه پیچـان می خواهم حرفی گفتـن می خواهم راهی جستن
  • با دماوند خاموش ... جمعه 16 مرداد 1394 19:04
    کوله پشتی من همیشه کنا ردیوا رچشم به راه رفتن است ... وقتی به خانه برمی گردد همانجا کز می کند تا نوبت رفتنی دیگر !! البته گاهی زیپ اش باز می شود برای اینکه چیزی در آن جا نمانده باشد که گند بزند به سلیقه ی ناجور کوهنوردی من !! همیشه قبل از برنامه هایی که اجرا می کنم ، یک دلشوره در من پیدا می شود که چه چیزی را باید...
  • در طول مشاوره ... چهارشنبه 14 مرداد 1394 23:04
    دوستی زنگ زده بود برای مشاوره وقت می خواست ... گفته بودم که به دلیل مسافرت خارج از کشور تا سه ماه به کسی وقت نمی دهم ولی چون آشنا بود و قبول کرد زیرمیزی کمی اضافه بدهد برای همین قبول کردم و پریروز چیزی حدود 3.5 ساعت در خدمت دوست بودم ... دوستی که شرح حالش رفت دانسته رفته بود توی یک هچل از نوع ندانسته !! و حالا چند...
  • تربیت نسل آینده چهارشنبه 14 مرداد 1394 19:59
    مطلبی در مورد فرهنگ تربیتی و آموزشی در ژاپن که بوسیله ی دوستی ارسال شده بود و حیفم آمد اینجا درج نشود ... یک: دانش آموزان همراه با مدرسین هر روز به مدت ربع ساعت به نظافت مدرسه می پردازند و این کار باعث تربیت نسلی متواضع و حریص بر نظافت می گردد دو: هر شهروند ژاپنی که سگ داشته باشد، همیشه کیف و کیسه های خاصی برای...
  • یادآوری ... سه‌شنبه 13 مرداد 1394 11:53
    دیشب باتفاق دوستی با عیالات متحده اش رفتیم سراغ فست فود لیمون ... البته یک دوست دیگر سعی کرده بود با ارسال یک فیلم از نوع تخریبی (!) مرا از خوردن فست فود بازدارد ولی به کمک حس ششم فیلم ارسالی اش را باز نکرده دیلیت کرده بودم !! خلاصه اینکه توی راه سرم به حرف زدن مشغول بود وششدانگ حواسم به خاطره تعریف کردن و ناگهان...
  • این روزها ... دوشنبه 12 مرداد 1394 20:00
    این روزها نوشتنم نمی آید ... کمی فکر می کنم و زیاد می خوابم !!
  • ما آمدیم ... شنبه 10 مرداد 1394 14:00
    پنجشنبه عصر در یک برنامه ی انفجاری قرار شد برویم ددر ، قصدمان رفتن به سرعین بود و یک حضور دورهمی از نوع رفقا در آپارتمان فامیلی یکی از دوستان (!) اخیراً ساخت و ساز در سرعین خیلی بالا گرفته و تا چند سال دیگر بیشتر شبیه اروپا خواهد شد و ملتی که در تحریم کمرشان خم شده (!) می روند و آنجا آپارتمان می خرند تا هر وقت رفتند...
  • عازم ... پنج‌شنبه 8 مرداد 1394 18:08
    دیشب اینترنتم باز ی درآورد و منهم بیخیال شده و رفتم و خوابیدم ... امروز سر ظهری زنگ زدند و دعوت شدیم برای ددر سرپایی به سرعین !! برویم ببینیم اگر شانس داشتیم یک عکس از جبهه ی جنوبی سبلان بگیریم و کمی با دوستان دورهمی بگذرانیم ...
  • اهداف پیش رو ... سه‌شنبه 6 مرداد 1394 13:42
    مثل چند سال گذشته که ماه رمضان در دل تابستان جا خوش کرده است ، بعد از کوه روی های بعد از افطار و بالا رفتن آمادگی جسمانی ، هوس یک برنامه ی نسبتاً سنگین کوهنوردی به سرم می زند ، که در این زمینه وسوسه های دوستان ناباب هم مزید بر علت است ... سال گذشته برنامه ی صعود به علم کوه را داشتم که یکی از ماندگار ترین خاطرات...
  • ... دوشنبه 5 مرداد 1394 22:03
  • اضطراب مرگ ... یکشنبه 4 مرداد 1394 16:53
    امروز اولین خبری که با ان مواجه شدم ، مربوط به مرگ یکی از همکاران اسبق بود که حدود ده یازده سال پیش بازنشسته شده بود ، خبر خیلی سریع پیچیده شده بود و این خود نوید سرزندگی در ارتباطات محیط کاری می تواند باشد ، قبلا یک مطلبی در مورد ضریب فراریت شایعه نوشته بودم !! خبر فوت همیشه به گوش می رسد و البته گاهی هم به چشم می...
  • دیدنی و خواندنی ... شنبه 3 مرداد 1394 16:47
    دیروز عصر رفته بودم قدم زنی ، از یک جایی رد می شدم و چشمم به این کلاه ایمنی افتاد که با زنجیر به نرده ها قفل شده بود ، به چند مورد که می توانست اتفاق بیافتد فکر کردم ولی جوابی نبود ... بالاخره با خودم گفتم : " احتمالا طرف آن را اینجا بسته است که برای فردایی که می آید جایش رزرو مانده باشد !! " بعد هوس کردم یک...
  • مفید برای خواندن ... جمعه 2 مرداد 1394 13:48
    این روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food) ، این جنبش می‌گوید که مردم باید به آهستگى بخورند و بیاشامند، وقت کافى براى چشیدن غذایشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سریع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به...
  • با شهریار ... پنج‌شنبه 1 مرداد 1394 23:56
    زندگی خسته کند گــــــر همه یکسان گذرد رنــــــج هم گر به تنـــــوّع رسد آسان گذرد غم به غم رفــــع کند عدل خدا ، وین تبدیل گرنه تعدیـــــل کند ، وه چه به انسـان گذرد در همین خوف و رجا ، خفته کم و کیف حیـات که گه آســـــان روَد و گاه هراســــــان گذرد ابر هم زحمت و آزار بُوَد بـــــــــی موســــــم رحمت است آن که به...
  • ترافیک چهارشنبه 31 تیر 1394 13:10
    دیروز روز خوبی بود ولی فرصتی نداشتم تا چیزی یادداشت بکنم ، ولی دو مورد خیلی پررنگ تر بود ، یکی در مورد ناهنجاری بیمه های موجود در کشور که هر از گاهی ( مخصوصا اواخر ماه با بازنشسته شدن برخی از آشناها ) فشار مرا بالا می برد ( البته بعضی از همکارها کلاً فشار بالا تشریف دارند !!) و دیگری ترافیک سنگین و کارشناسی ای درپیتیِ...
  • دیگران نوشت !! دوشنبه 29 تیر 1394 12:19
    مادرم (اطرافیان) روزی هشتصد هزار بار می گوید ازدواج کنم! و بی شک اگرمن روزی با کسی ازدواج کنم که باهم به مهمانی های احمقانه ای برویم که مردان یک طرف جمع شوند و از سیاست و کار بگویند و زنان یک طرف جمع شوند ازمانیکور و انواع رژیم غذایی و ساکشن و پروتز و جُک و سریال های ترکیه ای ماهواره و مادر شوهر و خواهر شوهر حرف...
  • خریدستان ... یکشنبه 28 تیر 1394 19:17
    امروز دوستم که ساکن رشت است ، سر و کله اش پیدا شد ... چهار روز است اینجا دارد می خورد و می خوابد و صدایش درنمی آید !! دیروز تلفنی ردیابی اش کرده بودم ... اول صبحی دوباره کمی قدم زنی داشتم تا اگردوستی آشنایی روی شانس بود ، مرا زیارت بکند!! شهر تقریبا نیمه خلوت است ، میزبانان همه در مسافرت هستند و میهمانان شهر را روی...
  • قاب ... شنبه 27 تیر 1394 22:54
  • روزِ نو ... شنبه 27 تیر 1394 14:06
    صبح که بیدار شدم در خانه کسی نبود ، برنامه ی خانه ی ما در روزهای تعطیل مشخص است و تنها بازمانده همیشه من هستم !! تمایلی به خوردن صبحانه نداشتم ، انگار دیر زمانی بود که با آن غریبه بودم ، به خوردن یک لیوان چای بسنده کردم ... به صدای زنگ های اس ام اس و پیام بیدار شده بودم و الا جا برای خواب داشتم ، پیام های تبریک عید که...
  • عید مبارک شنبه 27 تیر 1394 00:01
  • افطار آخر ... جمعه 26 تیر 1394 22:05
    ماه رمضان امسال هم آمد و امروز با خیال راحت تمام شد ، همیشه دغدغه ی اول و آخر این ماه برای خود داستانی می شود ، گاهی اوقات بالای کوه منتظر می ماندیم ببینیم آخرین اخبار رویت هلال که حوالی ساعت 11 شب معلوم می شود چه نقشه ای برای ما کشیده است ولی حالا با خیال راحت می رویم که داشته باشیم عید فطر را ... دیروز رفته بودم...
  • پیارسال ، امروز ، ... پنج‌شنبه 25 تیر 1394 20:12
  • 3589
  • 1
  • ...
  • 75
  • 76
  • صفحه 77
  • 78
  • 79
  • ...
  • 120