-
شبانه
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 22:46
وقتی خانه رسیدم غذا روی اجاق گاز بود و کسی در خانه نبود ، سر سوزنی مقاومت کرده و بعد رفتم همه اش را خوردم ... اصلا فکر نمی کردم حذف شام از برنامه ی غذایی اینهمه ناممکن تشریف داشته باشد ... بعد کمی نشستم پای اینترنت و گشت و گذاری در چهارگوشه جهان کردم ... بعد بلند شدم تا بروم کمی قدم بزنم شاید ورزشی شده باشد ، بیرون...
-
در آستانه ی ویکند ...
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 16:24
شروع کرده ام به ویرایش چهار داستان قبلی ، البته همزمان دارم روی داستان پنجم کار می کنم ... داستان پنجم هم می تواند مختصر برگزار شود و هم اینکه مفصل !! داستان " کابوس شیرین " را دوباره می خوانم ، کلی غلط املایی و انشایی دارد !! در ضمن برایم باندازه ی یک کتاب ناآشنا ، تازگی دارد ... برای همین قسمت به قسمت با...
-
عشق ...
چهارشنبه 9 اردیبهشت 1394 22:13
-
بدون تصویر
سهشنبه 8 اردیبهشت 1394 23:24
امروز اتفاق خاصی افتاد ؛ عصر یکی از همکاران سخت مشغول بود و من داشتم از کنارش رد می شدم ، دیدم خیلی حواسش به کارش است ... موبایل را درآوردم و یک عکس از او گرفتم ... من وارد هیچ گروهی نمی شوم و هرکسی مرا اد بکند بلافاصله منهم رد می کنم !! تا اینکه یک گروه ساخته ایم که سه نفر عضو دارد ، سه همکار !! می دانند که نفر جدید...
-
93 هم آرشیو شد ...
دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 21:09
-
رویای کاذبه !!
دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 09:45
شنیده اید که می گویند " اگر در خواب هم ببینم باور نمی کنم !! " این همان رویای کاذبه است ، خواب دیشب من از این نوع خواب ها بود ؛ رویا بود چون شیرین بود ولی دروغ داشت توش از نوع شاخدار !! خواب دیدم یک دعوتنامه آمده است بمناسبت برگزیده شدن یکی از عکسهایم !! حالا کجا رفته بودم را نمی توانستم تشخیص بدهم ولی توی...
-
مرخصی پُرمشغله !!
یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 23:31
امروز را مرخصی رد کرده بودم ، هم اینکه چندتا کار بانکی داشتم و هم اینکه باید می رفتم چندنفر را می دیدم ... طبق معمول صبح بیدار شدم ؛ البته کمی زودتر از روزهایی که سر کار می روم ... سرد شدن هوا باعث شده بود مادرم دوباره پکیج را روشن بکند و دلیل زود بیدار شدنم گرم شدن اتاقم بود !! صبحانه را که خوردم کمی این دست و آن دست...
-
زکاةالددر !!
شنبه 5 اردیبهشت 1394 23:02
داری زکات حسن و ندانـــــی کــــرا دهی من مستحقم ای شه خوبان به من به من زکاة العلم نشره و زکاة الددر عکسه !! عکس های زیبایی از دشت های لاله در منطقه جلفا ، ره آوردی از دوست هنرمندم آقای واحدیان
-
اردیبهشت ...
شنبه 5 اردیبهشت 1394 15:56
-
اینی که هست !!
شنبه 5 اردیبهشت 1394 13:09
از بزرگی پرسیدند : " دلیل اینکه شعرای قدیم از بین رفتند چی بود !؟ " گفت : " برای اینکه احمقی پیدا نشد که به تملق شان دل خوش کرده به آنها جائزه بدهد !! " بنظر من یک دلیل اختراع برخی وسایل برای این بود که واقعیت بدون تملق و چاپلوسی مشخص شود ، مثل همین آینه یا همین ترازو که فحش و خواهش سرش نمی شود و...
-
یک بار مصرف !!
جمعه 4 اردیبهشت 1394 12:17
وقتی می شنوید یکبار مصرف چه چیزی در ذهنتان تداعی می شود !؟ شاید منظور این باشد که برای فلان کار بیشتر از یکبار مصرف نشود ، مثلا سرنگ در تزریقات !! یا این باشد که تعهد سازنده برای کیفیت و دوام محصول برای یک بار مصرف کردن آن است و تضمینی برای حفظ کیفیت برای صدبار مصرف ندارد !! اگر محصولی بعد از یک بار مصرف کردن خطر...
-
اندر حاشیه ...
جمعه 4 اردیبهشت 1394 11:57
اندر حاشیه ی برنامه " در حاشیه ... " چنین آمده است که هفت هزار نفر از پزشکان فرهیخته طی نامه ای اعتراض خود از پخش برنامه ی طنز " درحاشیه .. " اعلام داشته اند ... نیوتن گفته بود : " تاثیر واقعیت نهفته در کلام مساوی است با شدت برخورد غیرمنطقی فرد مقابل !! " مطمئنا شش هزار و نهصد و نود و نه...
-
تولد یک بی مرگ !!
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 15:52
خیلی چیزها در اطراف ما هستند که بی توجه از کنارشان رد می شویم ، مثل همین درختان کاج !! بعد یکهویی هوسمان می گیرد و دنبال میوه اش راه می افتیم ، بعد کم کم معتادشان می شویم ، ... گاهی اوقات که بیکاریم به جای زل زدن به در و دیوار ، زل می زنیم به آنها و می بینیم ارزش ساعتها نگاه کردن را دارند ، بعد عاشقشان می شویم ، باران...
-
تنهایی ...
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 22:31
-
دنیای مجردی !!
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 00:11
۲۷ کاری که پیش از شروع زندگی مشترک و در دورهی مجردی باید انجام دهید ... شما چه تعداد از این ۲۷ مورد را در دوران مجردیتان انجام دادهاید؟ 1) با دوست صمیمی خود به سفر بروید 2) آشپزی یاد بگیرید 3) استقلال مالی داشته باشید 4) با بزرگترین ترس خود مواجه شوید 5) تنها زندگی کنید 6) یکی از اهداف خود را به سرانجام برسانید 7)...
-
آخر دادو ...
سهشنبه 1 اردیبهشت 1394 23:49
پیری مثل پائیز است ، آنقدر نشانه دارد که نتوان ندیده گرفت ... امروز روز شلوغی داشتیم ، اول اینکه چند فقره بازنشسته داشتیم که یکی هم برادر خود من !! همه ی بازنشسته های امروز از نوع اداری و تیپ رئیس روسا بودند !! دیروز به یکی گیر داده بودم که کارگرها مراسم بدرقه و خداحافظی می گذارند تا با دوستان و کارخانه وداع آخر را...
-
دلخوشکی ها ...
سهشنبه 1 اردیبهشت 1394 08:24
دلخوشی ها کم نیست ؛ مثلا این خورشید، کودک پس فردا ، کفتر آن هفته . دیروز عصر که به خانه رسیدم ، روی تختم کلی اسباب دلخوشی گذاشته بودند ؛ از گز اصفهان تا پولکی و نبات زعفرانی گرفته تا سه فقره سررسید که برادر برایم فرستاده بود ... دلخوشکی های کوچک ولی شیرینی بود ، سررسیدها مطمئنا بدست کسانی خواهد رسید و آنها هم خوش بحال...
-
عوضی !!
دوشنبه 31 فروردین 1394 17:11
دور و بر آدم کلی آدم دیگر هستند ؛ که به زور تفهیم یا به لطف تفاهم آدم را قبول کرده اند ... خیلی ها دلشان به این قبول شدن در چشم دیگران دل خوش هستند و آن را نشانه موفقیت و شاید خوشبختی می دانند !! کافیست اتفاقی بیافتد ( از نوع عوضی !! ) و تا یکی دو روز که رفع ابهام بشود آدمی حساب کار دست اش بیاید که چند تا آدم عوضی در...
-
کش نوشت !!
دوشنبه 31 فروردین 1394 09:29
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻡ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭼﻪ ﻣﯽﮔﻮﻳﺪ؟ ﺟﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﻢ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻡ، ﺳﻘﻒ ﮔﻔﺖ: ﺍﻫﺪﺍﻑ ﺑﻠﻨﺪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ! ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﻔﺖ: ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﻨﮕﺮ! ﺳﺎﻋﺖ ﮔﻔﺖ: ﻫﺮ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﺳﺖ! ﺁﻳﻨﻪ ﮔﻔﺖ: ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺗﺎﺏ ﺁﻥ ﺑﻴﻨﺪﻳﺶ! ﺗﻘﻮﻳﻢ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﺎﺵ! ﺩﺭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻫﺪﻑ ﻫﺎﻳﺖ ﺳﺨﺘﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﻫُﻞ ﺑﺪﻩ ﻭ ﻛﻨﺎﺭ ﺑﺰﻥ! ﺯﻣﻴﻦ ﮔﻔﺖ: ﺑﺎ...
-
بهارگذشته ...
شنبه 29 فروردین 1394 21:15
-
ورزشی بنام قدم !!
جمعه 28 فروردین 1394 23:02
امروز دو نوبت قدم زنی داشتم ، صبح علی الطلوع بیدار شده بودم و هوس کردم کله ی صبحی بروم همین کوه بالای سرمان و تا مردم از خواب بیدار می شوند برگردم ، کم کم داشتم مصمم می شدم که شیطان از خواب پرید و نگذاشت ... بهرحال کمی هم حق با او بود ( فکر کرده اید که همیشه کمی حق با شیطان است !! ) ، یکی دو ماه دیگر ماه رمضان می رسد...
-
چشمان نگران طبیعت ...
جمعه 28 فروردین 1394 13:52
ایام گلگشت و گلزار فرارسیده است ، اردیبهشت ماه که می شود همه جا در نهایت زیبایی خود ظاهر می شود ، حتی جایی که بیشتر از یک درخت نیمه خشکیده ندارد !! خیلی جاها هم که زیبایی اش هدر می رود ، یعنی آنقدر زیبا می شود که نگاههای بیخیال هم بی نصیب نمی ماند ... این روزها خیلی ها برای پر کردن خود به دامن طبیعت نمی روند بلکه برای...
-
روزهای پر چانه زنی !!
پنجشنبه 27 فروردین 1394 23:45
طبق فشاری که از بالا می آید باید سازمان خصوصی سازی شرکت ما را بهمراه شرکت ماشین سازی تا آخر سال 93 به بخش خصوصی واگذار می کرد ، آنهم بهر طریق ممکن !! بهرحال نه مال پدرشان هست و نه برای گذاشتن یک آجر آن زحمت کشیده اند !! تقریبا از ششماهه دوم همه ی حرفها در کارخانه به فروش رفتن یا نرفتن ختم می شد !! از تخفیفات دهها...
-
شادترین های جهان ...
چهارشنبه 26 فروردین 1394 13:02
هفت کشور از 10 کشور جهان که شادترین و خوشبینترین مردم را دارند در آمریکای لاتین قرار دارند. این را یک نظر سنجی موسسه گالوپ نشان میدهد که در آن مردم 148 کشور مورد سوال قرار گرفتهاند. از این مردم پرسیده شده است که : آیا در روز گذشته، به خوبی استراحت کردهاند؟ آیا با آنها با احترام رفتار شده؟ آیا زیاد لبخند زدهاند و...
-
یعنی چه !؟
سهشنبه 25 فروردین 1394 14:02
خرید الکترونیکی سالهاست در دنیا راه افتاده است به هزار و یک دلیل (!!) و ملت ما راهی یافته است که در آن هزار و یک دلیل جایی ندارد !! البته ما ته همین چاه زندگی می کنیم و اگر شنیده ایم هزار و یک دلیل از زبان این و آن بوده است والا خودمان از همین جمعیت کورمال تشریف داریم ... یکی از دلایل منفی اساسی برای خریدهای اینترنتی...
-
قی اخلاقی !!
دوشنبه 24 فروردین 1394 13:39
داستان های کارگاه ما در نوع خود سریال جالب و متنوعی است در حد دِرِک و اوشین و ... که می توان هر روزش را یک قسمت کرد ، البته با نصب دوربین مداربسته خیلی از جمع ها و ادارات تبدیل به سریال های جالبی می شوند ولی کارگاه ما کمدی ترین آنها می شود ... یعنی همیشه در تصویر چند نفر در حال خنده هستند !! کارگاه ما بیشتر به فضای...
-
تعادل در زندگی ناموزون !!
یکشنبه 23 فروردین 1394 16:33
-
در حاشیه ...
شنبه 22 فروردین 1394 11:45
دیشب مهمان بودم ؛ خانه یکی از دوستان و قبل از رفتن به آنجا باتفاق یکی از دوستان که آمده بود دنبال من ، سری به مجتمع تجاری " لاله پارک " زدیم ، تا حظی از تماشا ببریم و اگر چیزی جلب مان کرد ما هم آن را جلب بکنیم ... دمدمای سوار شدن به ماشین بودم که باران شروع شد ، چند دقیقه بعد شدت گرفت و ناگهان به اوج رسید ،...
-
یوم الدغدغه ...
شنبه 22 فروردین 1394 11:23
دیروز روز زن بود ؛ شما بخوانید روز مادر !! برای همین نه بصورت حقیقی و نه بصورت مجازی من صدایم درنیآمد !!!
-
یک لحظه زیر پل ...
پنجشنبه 20 فروردین 1394 12:57
دیروز موقع بازگشت از کارخانه تقریبا تمام مسیر را خوابیده بودم ، نمی شد گفت چرت ، چون اساسی بود !! بعد که به خانه رسیدم در کمتر از نیم ساعت دو قرار و نصفی را گذاشته بودم و یک قرار هم بیقرار مانده بود !! کمی سرم را در نت گرم کردم و این را هم بگویم که در سال جدید سرگرمی ام در نت زیاد شده است و قبل از سر سوزی باید چاره ای...