اخیرا مهران مدیری در یکی از برنامه هایشان برخی واقعیت ها را به طنز گفت و کسانی هم که حاضر بودند به آن کمی ته مزه ی خنده و کف زدن اضافه کردند تا احیانا مستقیما چشم کسی را درنیاورده باشد ... هر چند اگر گوش شنوائی باشد صد برابر این حرفها را در جاهای دیگر می زنند !!
ادامه مطلب ...
در یادداشتی نوشته بودم که یک خواب دیگر هم دیده ام که در نوع خودش درج کردنی و جالب می باشد !! فکر کردم اگر امروز یادداشت نکنم و مدرسه ها باز بشوند (!) یادم برود و برای همین باختصار هم که شده می نویسم تا بماند.
این قسمت از خواب اول را تمام بکنم تا بهانه برای نوشتن خواب دوم جور بشود ... در بخش دوم نوشته بودم که بهمراه یکی از طریق یک کریدور بیمارستانی برای آوردن دارو رفته بودیم ... کسانی که منتظر بودند تا داروها را به ما تحویل بدهند قیافه شان کلا با آدمهایی که دیده بودم فرق داشت !!
ادامه مطلب ...
در این یکی دو روز کل وبلاگ 97 را برای پرینت گرفتن آماده کردم و همین حالا تمام شدم !! بنظرم این بهترین و بموقع ترین کار در این زمان می توانست باشد !! انتقال نوشته ها از دنیای مجازی بی اعتبار به روی کاغذ که اعتبار محکم تری برای محفوظ ماندن دارد ...
ادامه مطلب ...
کمی کلنجار رفتم تا از باقیمانده ی شربت اکسپکتورانتم عکسی بگیرم که نشد !! هنوز یک جرعه از آن باقی مانده است و نمی دانم چه خوابی برایم تدارک خواهد دید !! هنوز قسمت سوم و اعلای خواب اول را تعریف نکرده ام ... دو روز پیش هم که خانه ی مادرم بودیم تلویزیون بدلیل مصادف شدن با سالروز وفات امام موسی کاظم (ع) فقط فیلم های ایرانی و غلط انداز نشان می داد !!
ادامه مطلب ...