زمان های قدیم دوربین عکاسی زیاد متداول نبود و کمتر خانه ای از این موهبت تکنولوژیکی بهره مند بودند !! در آن زمان های دور دائی جان مرحوم ما که بعدها فرنگ نشین شد ، هر از گاهی دوربین به دست می رفت و عکاسی می کرد ؛ مثلا حوالی سالهای 35- 40 !! و بقول قدیمی ها آلبومهای خاطره انگیزی داشت !! که برخی از عکس هایش هم سیاسی می زد !!
در هر گوشه از شهر ، البته گوشه های کمی معتبرتر (!) نمادهای شهری برای خودشان جا خوش کرده اند !! این نمادها گاه تماماً آموزشی هستند !! و گاه از نوع یادآوری که آنهم نوعی آموزشی است !! و گاه نشان دادن قسمتی از تاریخ است که باز آموزشی است !! یعنی ما هر کاری می کنیم جنبه ی آموزشی دارد برای آنها که همراه ما هستند و برای آنها که بعد از ما می آیند ...
چند روز پیش مسیرم از کنار ارک تبریز افتاد !! خیابان غربی ارک تبریز را تبدیل به پیاده گذر کرده اند یکی دو مغازه را بعد از سالها از سر راه برداشته اند !! ولی این محوطه هنوز باندازه ی بیست سال کار لازم دارد !!! یعنی برخی نسل ها ازاین محل فقط خرابه بیاد خواهند داشت !! و شاید منظور متولیانش هم همین بوده باشد !؟!؟
خیلی وقت ها پیش یک مدیرعامل بدقلقی داشتیم که در حد مدیرعامل نبود ولی معلوم بود که یک مدیرتولید موفق و کاربلدی بود !! یکی از معایب فرهنگ ما این است که وقتی یکی در یک رده ای خوب عمل بکند بجای اینکه شرایطش در آن رده را خوب بکنند رده اش را بالا می برند و در آن رده ی بالا ، موفقیت های قبلی اش هم زیر سوال می رود !!