در هر گوشه از شهر ، البته گوشه های کمی معتبرتر (!) نمادهای شهری برای خودشان جا خوش کرده اند !! این نمادها گاه تماماً آموزشی هستند !! و گاه از نوع یادآوری که آنهم نوعی آموزشی است !! و گاه نشان دادن قسمتی از تاریخ است که باز آموزشی است !! یعنی ما هر کاری می کنیم جنبه ی آموزشی دارد برای آنها که همراه ما هستند و برای آنها که بعد از ما می آیند ...
پشت هر ایده ی آموزشی ، از هر رقمی که باشد (!) یک تفکری خوابیده است که بهتر است از نوع تفکر بیدار باشد (!)
دیروز حوالی ظهر از خانه بیرون آمدم برای کمی قدم زدن ، هوا خیلی بهاری بود و دلچسب ... توی یکی از خیابان های خیلی اصلی و پرتردد (!) چند وقتی هست که نمادی گذاشته اند که من نمی دانم چه چیزی را می خواهد نشان بدهد !!! شاید علم آموزی !؟ شاید مطالعه !؟ و شاید هم نوعی مصرف گرائی !؟
هر روز من این نماد را چندین بار می بینم و همیشه به همه ی مواردی که ذکر کردم فکر می کنم !! ولی دیروز پیاده بودم و فرصتی داشتم تا از چند زاویه به آن نگاه بکنم و به چیزهای دیگری فکر بکنم !! مثلا این بار مدادها را مثل راههای مختلف فکری می دیدم و سمت و سوئی که کودک در آن بالا نشسته بود هم برایم جالب بود !!
سلام
چه نگاههای متفاوت و جالبی
البته منم از یک زاویه دیگه بهش نگاه کردم:
افراد مختلفی از قوم ها و نژادهای مختلف(اشاره به رنگ متفاوت مدادها) در سرتاسر دنیا، قلم فرسایی میکنن و زحمت میکشن و مینویسن، تا ما بخونیم (پسرکِ کتاب به دست) و یاد بگیریم ..
سلام

باید خیلی خواند ...
یا مثلاً :
نگاه نکن "که" میگوید (رنگ متفاوت مدادها) ،
نگاه کن "چه" میگوید (پسرک کتابخوان)
برم بازم فکر کنم بیام!!
به به !!
