این روزها به هرکسی می رسی ، روانشناسی خوانده است ! نمیدانم از سهل الوصولی مدرکش هست یا از رواج بازارش !؟ کلاسش هم که ظاهرا بالاست و تراپی هم سر زبانهاست ...
یکی از جذابیت های کشنده در دوران ما ، حضور در فضایی مملو ازدروغ می باشد ... خاصیت عمومی دروغ شیرین بودن است که بعد ار لو رفتن ، شدیدا تلخ می شود ! ولی همین تلخی ها هم می تواند جزو عادات انسان قرار بگیرد و کم کم آدم به آن عادت بکند و به جای خالی اش دلتنگ بشود !
در یکی دو روز گذشته ، اتفاقی مهمان بازی های آسیایی والیبال بودم ، یک بازی با چین تایپه را دیدم و یکی هم که دیروز مقابل استرالیا ...
کاش سیستم زندگی جوری بود که آدم فقط در صورت خودخواسته می توانست به گذشته رجوع بکند و برای یادآوری چیزهایی که دوست دارد و نیاز دارد و اینطوری نبود که بصورت خودکار و ناخواسته و یا حتی دیگران خواسته , برخی یادآوری ها رخ بدهد و انسان با گذشته اش مواجه بشود !
امروز عصر آمدم خانه مادرم ، برادرم از تهران آمده اند و سرراهم نوراخانیم زنگ زد که برای دیدن دخترعمویش برای ساعت ۶ قرار گذاشته است ، منهم آمدم تا قاتی بازی شان بشوم ...