-
خط معماری ...
جمعه 16 آذر 1397 21:43
توی این خط معماری هم اگر توجه داشته باشید (!) خانه ی والضالین (!) با متراژ بزرگتر است ...
-
گذشته ها ...
پنجشنبه 15 آذر 1397 15:09
یک تفکر تازه ای هست که تاکید می کند از نگاه به گذشته و یادآوری ها باید حذر کرد و رو به جلو باید رفت !! این تفکر این روزها در دنیای مجازی بیشترتر به چشم می خورد و همین بیشتر دیده شدنش می تواند ذهن را به کنکاش بکشد !؟!؟ آیا گذشته قسمتی از زندگی ما نیست !؟ آیا در زندگی ما گذشته و حال و آینده بصورت یکپارچه تعریف نمی شود...
-
درهم نویسی ...
سهشنبه 13 آذر 1397 23:34
امروز روز خوب و شلوغی بود ، با افکاری متفاوت ؛ از آشوب ذهنی بالا تا یک آرامش تقریبا عمیق ... روز را با نیت رفتن و پرس و جو کردن و احیانا خرید یا ثبت نام برای خودرو شروع کرده بودیم و عصر را با شرکت در یک محفل ادبی نسبتا سنگین به شب رساندم ... کشوری رو به تعالی !! این عنوان را وقتی با دوستم در کانادا ، تلفنی حرف می زدم...
-
شبگردی ...
سهشنبه 13 آذر 1397 22:56
بعد از شام هوس کردم برویم و بعد از باران عصرگاهی کمی در پارک قدم زنی بکنیم ، و کمی بعد زنگ زدیم تا ببینیم مادربانو و اهل خانه برای همراهی می آیند یا نه که آنها قبل از ما از خانه بیرون زده بودند و در جائی به هم رسیدیم ... هوا مه آلود بود و خیلی دلچسب و البته کمی هم سرد ، آنها که با ماشین بیرون آمده بودند قصد قدم زنی...
-
قدم شبانه ...
سهشنبه 13 آذر 1397 21:29
عصر رفته بودم به مجلس فضولی !! هر گونه بداشت بکنید آزادید ولی درست اش این است که هردو هفته یکبار مجلس فضولی خوانی برپاست !! ملا محمد فضولی یکی از بلندپایه ترین شعرای منطقه ی خاورمیانه است که به سه زبان ترکی ، فارسی و عربی شعر سروده است و من از سر کنجکاوی رفته بودم تا ببینم کمّ و کیفِ این مجلس چگونه می باشد !؟!؟ حالا...
-
تحمل کردن !!
سهشنبه 13 آذر 1397 16:13
این روزها شاید غریب ترین واژه در میان مردم جامعه ی ما همین " تحمل کردن همدیگر " بوده باشد !! مردم بواسطه ی افکار مختلف و درگیری های مختلفی که دارند دارای سمت و سوهای فکری متفاوتی شده اند و هر کسی هم دوست دارد در فرصتی که دارد و در موقعیتی که هست ، به طرف هدف خود برود و البته در این راه همه چیز را هم با خود...
-
با کد ذخیره می کنیم !!
شنبه 10 آذر 1397 23:05
چند وقتی بود که مادرم می گفت : " شب پنجشنبه یا جمعه بیائید تا مسابقه ی برنده باش ( برنده شو !! ) را ببینید !! " و ما نه تنها برای آن دو شب برنامه مان فول بود بلکه علاقه ی چندانی به رویت جمال و حرکات محمدرضا گلزار نداشتیم !! و خلاصه اینکه پنجشنبه ی قبل مادرم برای شام خانه ی مادربانو آمده بود و تبلت آوردند و...
-
یادش گرامی ...
جمعه 9 آذر 1397 20:00
در خبر آمد که بازیگر نقش اوشین در سن 94 سالگی درگذشته است !!! تقریبا از ابتدای پخش سریال " سالهای دور از خانه "بود که برادرم که یکسال از من بزرگتر بود رفت خدمت سربازی و همزمان با پایان آن ، سربازی اش تمام شد و دو سال یکی از مشغولیت های حساس آن زمانِ مردم (!) نگاه کردن به آن سریال بود ... یادم نمی رود که شنبه...
-
سفر مهاباد ...
چهارشنبه 7 آذر 1397 16:59
چندی پیش یک سری زدیم به مهاباد و بازارچه اش که معروف ترین در منطقه است !! در این بازارچه گشتن مزایای زیادی دارد ، هم آدم را تشویق به خرید می کند و هم از خرید دلزده می کند !! طولانی بودن نسبی مسیر هم باعث می شود که آدم خسته شود و فکرش از مسائل روزمره دور شود !! هر چند گرانی در همه جا گردنکشی می کند و امروز در تیتر...
-
وی فرمود ...
چهارشنبه 7 آذر 1397 14:59
شاید شما هم این تجربه را در کودکی داشته اید که مثلا دندانتان درد می کرد و بی تابی می کردید و والدین بعد از مختصر دوا و درمان خانگی ( مثلا نمک آب چرخاندن در دهان و حتی تجویز یک مسکن !! ) در جواب بی تابی شما می گفتند : " سعی کن به آن فکر نکنی تا خوب بشود !! " این جمله ی فکر نکن دقیقا آدمی را تحریک به فکر کردن...
-
همایش عاشق ها
سهشنبه 6 آذر 1397 23:11
امروز عصر اختتامیه کنگره ی بین المللی عاشق ها بود و من از یکی دو روز قبل خبر داشتم ، محل برگزاری هم در سالن همایش های بین المللی تبریز بود که در شهرک جدید خاوران درست شده است !! البته باید صحیح تر نوشت که هنوز به پایان نرسیده مورد استفاده قرار می گیرد ، تا بعدترها نتوان یقه ی کسی را گرفت !! یکی از همکاران اسبق که ریشه...
-
و چند تا عکس ...
دوشنبه 5 آذر 1397 21:54
چند روز پیش داشتم از یک منظره ی اتفاقی عکس می گرفتم که دیدم کسی که از بغلم رد می شد به دوست اش گفت : " چند دقیقه بعد می بینی که عکس اینجا در گوشی ها دست به دست می شود !! " شاید او هم حق داشته باشد ولی ثبت لحظه ها می تواند با مقاصد مختلفی بوده باشد و روی هم رفته کار خوبی است (!؟) گاهی اوقات کار یک ساعت تعریف...
-
فعلا برویم شب نشینی تا بعد ...
یکشنبه 4 آذر 1397 21:21
و باز زلزله شد ... دیروز روز خوبی بود ؛ عید هم که بود !! هوا هم واقعا عیدانه بود ... در چند روز گذشته ما باران نداشتیم ولی هوای مه آلود و نم نم بارانی که ریزدانه هایش را اگر روی هم می گذاشتیم شاید هر صد تایش یک قطره باران می شد !! ولی روی هم رفته می شد جزو روزهای بارانی حساب کرد ... صبح چند ساعتی در چاپخانه ی دوستم...
-
آخر هفته !!
جمعه 2 آذر 1397 06:44
دیروز یک عالمه مشغول بودم ... سر صبحی داشتم خواب نجاری می دیدم و برای همین بلافاصله که بلند شدم رفتم سراغ نیمه کاری های تخت و کمد و البته نه کارهایی که منجر به سر و صدا بشوند ، بلکه فقط داشتم محاسبه می کردم !! کمی بعدتر که صبح شد دوستم تماس گرفت برای یک طراحی ساده ی برچسب برای یک شرکت (!!) ابتدا یک عکس موبایلی فرستاد...
-
اشتباه !
چهارشنبه 30 آبان 1397 07:57
دیروز یک تک پا رفتم شهر تا یکی دو کار کوچک انجام داده و برگردم ، شاید گفتن اش بد نباشد (!) در اندازه هایی که داشتم دو فقره اشتباه بود و دو تا ازتیکه ام دی اف ها را بردم کارگاه دوستم تا برایم کوچک بکند ... اشتباهات می تواند از راههای مختلفی پیش بیایند ، گاهی از اندازه گیری غلط و گاه از تغییرات متوالی دادن در طرح ها ،...
-
و امروز ...
یکشنبه 27 آبان 1397 21:02
امروز بعد از یکی دو هفته الک فلک کردن و برنامه ریختن و طرح دادن و اندازه درآوردن و پیش این و آن رفتن و نظر گرفتن و ... ایضا رفتن به فروشگاهها و طرح دیدن و ... و مایوس شدن از کمک کسانی که همیشه بعد از اتفاق می آیند و می گویند چرا به ما خبر ندادی !؟!؟ خودم رفتم سراغ خرید ام دی اف !! یک زمانی اکثر کارهایم به پی دی اف (!)...
-
خاطراتِ زیر خاکستر ...
شنبه 26 آبان 1397 19:35
حوالی ظهر بود که سری به بازار زدم و باز از آن خیابان دلارفروش ها گذشتم ... این بار خیلی هم شلوغ بود ولی قیافه ها نشان نمی داد که اتفاق آنهاپسندی رخ داده باشد !! جسته و گریخته می شد فحش و نفرین هایی که نثار دولت می کردند را شنید !! بهرحال وارد یک بازی شده اند که فقط طرف بُردَش به نفع آنهاست و نوسانات این چند روز اعصابی...
-
خانه تکانی برای مهمانی ...
شنبه 26 آبان 1397 17:41
دیروز برای شام چند تا از دوستان مهمان مان بودند و برای همین مجبور شدم کمی کار عقب مانده را کمی جلوتر بیاندازم !! و یکی از آنها تمیز و مرتب کردن بالکن بود و انصافا بعد از اینکه برش سنگ های آنتیک را آنجا انجام داده بودیم ، تا خرخره پودر سنگ داشت !!؟ و بعد از آن کمی به مرتب کردن و مرمت کردن زیرپائی های کنفی پرداختیم ......
-
اوضاع دلاری امروز ...
پنجشنبه 24 آبان 1397 11:54
دیروز خبر رسید که دو نفر از سکه خرها را بدلیل افساد در نظام اقتصادی (!) اعدام کردند ... خبری که 20/30 هم آن را پررنگتر پخش کرد و انگار همین دو نفر بازار چند ماه گذشته را بهم ریخته بودند و همه چیز زیر سر آنها بوده است !!؟ از آنکه اینهمه سکه به آنها فروخته بود و لابد غولی بود بزرگتر از اینها (!) خبری نبود !!؟ و خیلی از...
-
فضابینی ...
پنجشنبه 24 آبان 1397 11:39
دیروز سر راهم سری به جناب فوتورافچی زدم ... از دور که نزدیک می شدم دیدم چند فقره مشتری دارد ، گمان کردم کلاس عکاسی دارد که با دست اشاره کرد که بیا ... کلاس بود ولی نه از نوع کلاس های عکاسی خودش !! شاگردانش از هنرستان آمده بودند و قرار بود کلاس آشنائی با تلسکوپ و عکاسی با تلسکوپ و ... آموزش داده شود !! هنوز شاگردانش...
-
یک از هزار بودن !
سهشنبه 22 آبان 1397 10:37
تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید تو چراغ خود برافروز ، که یکی چراغ روشن ، ز هزار مرده بهتر !! البته در داستان معروف بچگی ها ، « قصه ی جیددان » ، این نور از خانه ی دیو می آمد !! === توی فیلم وسترن دیشب ، چند فقره اسب دزد ، گله اسب را به رودخانه رساندند و یکی گفت ؛ حالا چطور اینهمه اسب را از رودخانه رد کنیم ؟ و...
-
خرد جمعی !! جهل جمعی !!
شنبه 19 آبان 1397 18:20
وقتی بازار کلماتی که به گروه خون فرهنگی جامعه نمی خورد ، رواج پیدا می کند (!!) خواه ناخواه این فکر جرقه می خورد که عده ای بسیار اندک و بسیار شیاد (!) از این کلمات زیبا تله می سازند تا با سرگرم کردن مردم ، به منافع بیشمار و غلط خود برسند ... دیروز برای یک زیارت پائیزی رفتیم طرف رود ارس و با توجه به قرار داشتن در پائیز...
-
ددر نیم روز ، دیروز (2)
پنجشنبه 17 آبان 1397 13:36
برنامه ی ددر دیروز خیلی سرپائی بسته شد و برای همین در بدوبدوی تدارکات بودیم ، با توجه به سردی هوا ، خوردن یک پیاله سوپ داغ می توانست سورپرایز خوبی باشد و برای همین قابلمه ی سوپ هم رفت روی اجاق گاز و آماده شدیم تا زنگ بزنند و بیایند دنبالمان و برویم ... ددر پائیزی بهتر است برای بودن در ماشین تنظیم بشود ، سردی پائیز از...
-
ددر نیم روز ، دیروز ...
پنجشنبه 17 آبان 1397 11:56
دیروز حوالی ظهر بود که از خانه زدیم بیرون ، باتفاق دوستان برادربانو و قرار شد یک دوری بزنیم ؛ در همنی حوالی !! نزدیکترین دوری که بشود دور شهر چرخید را انتخاب کردیم و راه افتادیم ... هوا که ابری بود و آسمان دلگیر ، کم کم چهره ی مسیر عوض می شد و ما همچنان می رفتیم ... فعلا چند تصویر برای شروع برنامه را داشته باشید تا...
-
یک بیادآوردن ...
سهشنبه 15 آبان 1397 14:51
امروز صبح که برای خرید نان از خانه بیرون رفتم ، خیلی ریز داشت می بارید و معلوم بود که این آهسته باریدن تداوم خواهد داشت ، یادم آمد داستان های رشت و بارش های چند روزه و قدم زدن های طولانی زیر باران و چه کیفی می داد بعد از خیس شدن در زیر باران و نم کشیدن در حد حمام کردن ، در یک جای گرم و نرم (!) ، یکی دو ساعتی خوابیدن...
-
شاخص های اجتماعی اعتماد ...
یکشنبه 13 آبان 1397 22:24
دیروز پرسپولیس در ژاپن بازی داشت و نمی دانم از روی چه انگیزه ای (!!) قرار شده بود این بازی بصورت همزمان در مدارس کشور پخش بشود !؟ لابد فکر کرده بودند که بازی یک تیم باشگاهی ( از نوع دواتی !! ) در این سطح از باشگاههای آسیا (!) می تواند بهانه ی خوبی برای همسوئی ملی باشد !! البته اگر وزیر ورزش این پیشنهاد را داده باشد ،...
-
آدمِ کی بودن !؟
شنبه 12 آبان 1397 16:18
مغازه دوستم بودم که یکی وارد شد ، برخی ها ظاهرشان را چنان مرتب می کنند که مثلا تابلوئی از درونشان باشد ولی برخی ها ساده و عمومی لباس می پوشند و نمی شود از ظاهرشان فهمید که صاحب چه دیدگاهی هستند !! فردی که ذکرش می رود یک تیپ خیلی مذهبی برای خودش درست کرده بود و نوع راه رفتنش هم فرق می کرد !! برای پیگیری سفارشش آمده بود...
-
سرگردانی ...
جمعه 11 آبان 1397 14:54
-
شب بخارا
پنجشنبه 10 آبان 1397 13:30
یکی دو روز پیش بود که در صفحه ی انیستای دوستی یک پوستر دیدم که نشان می داد " شب بخارا " در تبریز برگزاریِ یک نشست دارد !! زمانش هم جوری بود که به زمان بیکاری عصرم می خورد و اگر کار خاصی پیش نمی آمد می توانستم سری بزنم !! حوالی ساعت 17 بود که وارد سالن همایش شدم ، شهرداری در محوطه شاهگلی یک ساختمان اداری دارد...
-
ثبت لحظه ...
پنجشنبه 10 آبان 1397 12:22
وقتی آدم توی این مسیر می افتد که وقایع خاص روزانه اش را ثبت بکند !! کمی حساس می شود به آنچه باید انتخاب بکند تا به نوشتن خودش ارزش زمانی و مکانی و احیانا فکری و عقیدتی بدهد (!) و همین انتخاب ها باعث می شوند تا همان حساسیت کمی بالاتر برود و بالطبع به همان اندازه هم باید چشم و گوش و سایر امکاناتش را آماده تر نگهدارد ......