-
آخر هفته های فوتبالی ...
پنجشنبه 29 فروردین 1398 21:12
وارد سوپری محله شده و دیدم که تلویزیون دارد فوتبال نشان می دهد ... سپاهان با سایپا !! از سوپری پرسیدم : " تلویزیون شما چرا همش فوتبال پخش می کند !؟ " خانمی که تازه متوجه فوتبال شده بود ، خریدش را متوقف کرد و گوشی را باز کرد و به پسرش ( یا شوهرش ! ) زنگ زد که : " فوتبال می دهد ! بی نصیب نمان !؟ "...
-
بیایم یا نه !؟
چهارشنبه 28 فروردین 1398 13:50
بالاخره باید یکی تکلیف باران را مشخص بکند که چه مقدار و در چه زمانی ببارد !؟ نمی شود که گاهی ببارد و گاهی نبارد !! برای کم بارانی مدیریت بحران تشکیل بشود یا برای بارش زیاد و سیلاب و ... !؟ امروز تبریز بارانی است و گاهی تند می بارد و گاهی آرام ، رعد و برق هم داریم و از پشت شیشه خیلی هم دلچسب است ... 25 فروردین تا 25...
-
آتش در نیستان !!
سهشنبه 27 فروردین 1398 18:55
دیروز یکی از نمادهای اروپائیان که سالانه میلیون ها بازدید کننده داشت و یکی از ارزشمندترین بناهای کشور فرانسه بود در آتش سوخت !! هنوز خبری در رابطه با دلیل این آتش سوزی انتشار نشده است و این در نوع خود خیلی عجیب است !! این گونه ساختمان ها تقریبا بصورت تمام وقت و با دقت تحت کنترل هستند و هرگونه اتفاقی را می توان در اسرع...
-
فراموشی !!
دوشنبه 26 فروردین 1398 19:25
امروز اولین جائی که مراجعه کردم بانک ملت بود !! من بین تمام بانک ها از همان اول با بانک سپه هیچ وقت کارم نیافتاده است طوری که سال گذشته وقتی یک چک بردم بگیرم و کد ملی ام را وارد کردند با تعجب گفتند : " شما تا حالا به بانک سپه مراجعه نداشتید !؟ " گفتم : " نه ... " گفتند : " چون هیچ شناسائی نسبت...
-
زمان در ما !!
دوشنبه 26 فروردین 1398 11:33
چند روز پیش به یکی از دوستان زنگ زدم و یک قرار سرپائی تا بیاید و همدیگر را سر خیابان محله شان ببینیم ... بهمراه پسرش آمده بود ، پسری که حالا برای خود مردی شده بود (!) مهندسی پزشکی می خواند (!) اینهم یک رشته ی خوب که پدر و مادرها برای فرزندان خود لقمه می گیرند تا آینده ی خوبی برایش بسازند !! نظرات من این روزها برای...
-
بی قدر بر صدر نشستن ، دلچسب نیست !!
شنبه 24 فروردین 1398 20:49
حکیمی پسران را پند همی داد که جانان پدر ، هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید، و سیم و زر در سفر بر محل خطرست، یا دزد بیکبار ببرد یا خواجه بتفاریق بخورد. اما هنر ، چشمه زاینده است و دولت پاینده، و اگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولتست هر جا که رود قدر بیند و بر صدر نشیند و بی هنر لقمه...
-
نیم قرن پیش در چنین روزی !!
شنبه 24 فروردین 1398 14:30
زمان های قدیم دوربین عکاسی زیاد متداول نبود و کمتر خانه ای از این موهبت تکنولوژیکی بهره مند بودند !! در آن زمان های دور دائی جان مرحوم ما که بعدها فرنگ نشین شد ، هر از گاهی دوربین به دست می رفت و عکاسی می کرد ؛ مثلا حوالی سالهای 35- 40 !! و بقول قدیمی ها آلبومهای خاطره انگیزی داشت !! که برخی از عکس هایش هم سیاسی می زد...
-
نمادهای سرراهی !!
شنبه 24 فروردین 1398 14:07
در هر گوشه از شهر ، البته گوشه های کمی معتبرتر (!) نمادهای شهری برای خودشان جا خوش کرده اند !! این نمادها گاه تماماً آموزشی هستند !! و گاه از نوع یادآوری که آنهم نوعی آموزشی است !! و گاه نشان دادن قسمتی از تاریخ است که باز آموزشی است !! یعنی ما هر کاری می کنیم جنبه ی آموزشی دارد برای آنها که همراه ما هستند و برای آنها...
-
گاهی باید سوی نگاه را تغییر داد !!
چهارشنبه 21 فروردین 1398 19:17
چند روز پیش مسیرم از کنار ارک تبریز افتاد !! خیابان غربی ارک تبریز را تبدیل به پیاده گذر کرده اند یکی دو مغازه را بعد از سالها از سر راه برداشته اند !! ولی این محوطه هنوز باندازه ی بیست سال کار لازم دارد !!! یعنی برخی نسل ها ازاین محل فقط خرابه بیاد خواهند داشت !! و شاید منظور متولیانش هم همین بوده باشد !؟!؟ هوس کردم...
-
آدم بی برنامه !!
چهارشنبه 21 فروردین 1398 18:52
خیلی وقت ها پیش یک مدیرعامل بدقلقی داشتیم که در حد مدیرعامل نبود ولی معلوم بود که یک مدیرتولید موفق و کاربلدی بود !! یکی از معایب فرهنگ ما این است که وقتی یکی در یک رده ای خوب عمل بکند بجای اینکه شرایطش در آن رده را خوب بکنند رده اش را بالا می برند و در آن رده ی بالا ، موفقیت های قبلی اش هم زیر سوال می رود !! خلاصه...
-
میلاد امام حسین (ع) مبارک
سهشنبه 20 فروردین 1398 12:36
امروز سوم شعبان ،سالروز میلاد امام حسین (ع) را روز پاسدار نام گذاشتند ... و کم نبودند پاسدارانی که واقعا در این راه ماندند و رفتند ! دیروز در خبر شنیدم که آمریکا برای چندمین تلاش در طول این سالها ، نام سپاه پاسداران را در رده نیروهای تروریستی قرار داد!! گاهی اوقات برخی نام ها ، بدور از فعالیت هایی که در زیر آن نام...
-
زیرسازی فرهنگی !!
سهشنبه 20 فروردین 1398 01:25
امروز عصر قرار بود برویم خانه ی برادر بزرگ ... عموزاده ها هر روز سراغ نورا را می گیرند و ما هم برای عید دیدنی نرفته بودیم !! از طریق اسنپ ماشین گرفتم و کمی بعد یکی آمد !! قبول کردن تغییر در ابتدا ، برای خیلی مسائل (!) ، با مقاومت همراه است ... این مقاومت ممکن است از ناحیه کسانی باشد که طبق عادت و درآمدی که داشته اند...
-
بلایای انسانی !!
دوشنبه 19 فروردین 1398 15:02
ما عموما مردم ظاهر بینی هستیم و کاری با واقعیتها نداریم و همیشه دوست داریم واقعیت ها را به درصدهای کوچکتر تبدیل کرده و با انداختن آن به گردن دیگران (!) همچنان پاک و منزه بمانیم !! در خبرها منتشر شد که در مراسم خاکسپاری و وداع بااستاد مشایخی (!) برخی ها از فرصت پیش آمده استفاده کرده و کیف و موبایل برخی از حضار را...
-
روز شرف الشمس !!
دوشنبه 19 فروردین 1398 13:36
باز روزها گذشتند و نوبت روز آفتاب رسید !! امسال هم مثل سالهای گذشته فرصتی شد تا در سایه ی این معجزه ی بزرگ (!) دلخوش باشیم به معجزه ای کوچکتر ؛ بیادآوردن !! که در این روزها خود کم معجزه ای نیست ... مثل سال قبل نشستم و نوشتم ، برای و بیاد دوستان ، عزیزان و ... ، بغیر از لیستی که بانو داده بود (!) لیستی نداشتم و دوست...
-
شاید خوشتان بیاید !؟
یکشنبه 18 فروردین 1398 15:53
چند وقت پیش در اینترنت گردی هایم به چند خط نقاشی برخوردم و اتفاقا صفحه ها را باز کردم و ...از آن روز به بعد یک روز در میان و گاه روزانه برایم پیام می آید که شاید شما از اینها هم خوشتان بیاید !! و من باز می کنم و خوش بحال می شوم !! این سایت که pintrest نام دارد ( اگر صحیح نوشته باشم !) یک مجموعه عکس و تصاویر گرافیکی می...
-
پرروئی تا کجا !؟!؟
شنبه 17 فروردین 1398 15:44
اخیرا مهران مدیری در یکی از برنامه هایشان برخی واقعیت ها را به طنز گفت و کسانی هم که حاضر بودند به آن کمی ته مزه ی خنده و کف زدن اضافه کردند تا احیانا مستقیما چشم کسی را درنیاورده باشد ... هر چند اگر گوش شنوائی باشد صد برابر این حرفها را در جاهای دیگر می زنند !! دیروز دیدم که جائی نوشته بود برخی از چهره های اصلاح طلب...
-
خواب نو ...
جمعه 16 فروردین 1398 17:12
در یادداشتی نوشته بودم که یک خواب دیگر هم دیده ام که در نوع خودش درج کردنی و جالب می باشد !! فکر کردم اگر امروز یادداشت نکنم و مدرسه ها باز بشوند (!) یادم برود و برای همین باختصار هم که شده می نویسم تا بماند. تا جائیکه یادم اجازه می دهد آن شب در تی وی همه چیز ختم به جنگ بود !! یک طرف " تنگه ابوقریب " نشان می...
-
آنچه با ما می کند دارو نهانی می کند !! (بخش نهایی)
پنجشنبه 15 فروردین 1398 19:18
این قسمت از خواب اول را تمام بکنم تا بهانه برای نوشتن خواب دوم جور بشود ... در بخش دوم نوشته بودم که بهمراه یکی از طریق یک کریدور بیمارستانی برای آوردن دارو رفته بودیم ... کسانی که منتظر بودند تا داروها را به ما تحویل بدهند قیافه شان کلا با آدمهایی که دیده بودم فرق داشت !! یک سری پرستار کودک که بهمراه هر کدام یک...
-
سبقت البته با اجازه !!
پنجشنبه 15 فروردین 1398 10:28
در این یکی دو روز کل وبلاگ 97 را برای پرینت گرفتن آماده کردم و همین حالا تمام شدم !! بنظرم این بهترین و بموقع ترین کار در این زمان می توانست باشد !! انتقال نوشته ها از دنیای مجازی بی اعتبار به روی کاغذ که اعتبار محکم تری برای محفوظ ماندن دارد ... و اممما چند ریزنوشت !! این روزها دیگر خبری از سیلاب نیست ، هوا هم که...
-
یک جرعه باقی ست ...
سهشنبه 13 فروردین 1398 16:31
کمی کلنجار رفتم تا از باقیمانده ی شربت اکسپکتورانتم عکسی بگیرم که نشد !! هنوز یک جرعه از آن باقی مانده است و نمی دانم چه خوابی برایم تدارک خواهد دید !! هنوز قسمت سوم و اعلای خواب اول را تعریف نکرده ام ... دو روز پیش هم که خانه ی مادرم بودیم تلویزیون بدلیل مصادف شدن با سالروز وفات امام موسی کاظم (ع) فقط فیلم های ایرانی...
-
دربی پایتخت ...
شنبه 10 فروردین 1398 20:19
نداشتن تلویزیون یعنی اینکه از برنامه ها خبر نداشته باشی و یهو برسی به چیزی !! مثلا من منتظر مهمان بودم و در کامپیوترم مشغول بودم که چشمم به آیکون ورزش 3 افتاد و باز کردم و دیدم استقلال و پرسپولیس دارند بازی می کنند ... ناگفته نماند که هر وقت گزارشگر کلمه سرخابی ها بکار می برد من زیر لب می گفتم مرغابی ها !! پرسپولیس...
-
اول اعتقاد بعد انتظار !!
شنبه 10 فروردین 1398 15:47
یک جائی نوشته بود که معجزه برای کسانی رخ می دهد که به آن اعتقاد داشته باشند !! شاید جمله ی کاملی نبوده باشد ولی همینقدری هم که هست می تواند مقبول باشد !! توی اتوبوس نشسته بودم که یکی بدون مقدمه به من گفت : " پیاز هم از دلار سبقت گرفت !! " گفتم : " پیاز هم مثل آجیل ، هر کسی توانش را دارد می خرد و می خورد...
-
آنچه با ما می کند دارو نهانی می کند !! (بخش دوم)
پنجشنبه 8 فروردین 1398 19:22
خلاصه اینکه حضور در آنجا برایم خیلی نگران کننده و وحشت آور بود !! کسانی که در زنجیر بودند آدمهای خیلی خاص و دارای طبقه بندی اجتماعی خاص بودند و از هر قماشی هم بودند ؛ از بازیگر سرشناس تا سیاستمدار و تاجر و نظامی و ... وقتی که آرام بودند و تشنجی نداشتند خیلی موقرو سنگین بودند و حرفهای بزرگ بزرگ می زدند ، ولی وقتی قاتی...
-
آنچه با ما می کند دارو نهانی می کند !!
پنجشنبه 8 فروردین 1398 16:03
روح رفتگانتان شاد ، دائی فرنگ نشین ما نه تنها عادت به خوردن دارو نداشت بلکه اصلا دارو برایش تعریف نشده بود و برخلاف مادرش که همیشه یک کیف دارو بهمراه خودش داشت ،رحظی از مصرف دارو نبرده بود !! یکبار که ایران آمده بود کمی احساس سرسنگینی داشت و اطرافیانی که نشسته بودند و همه شان هم حاذق بودند (!) انواعی از دارو ها را...
-
بنویسیم که خوب است !!
چهارشنبه 7 فروردین 1398 20:42
یکی دو روز است که می خواهم بنویسم ولی فرصتش جور نمی شود !! هم بچه داری و هم مهمان داری و هم اینکه گیربکس گلویم اشکال پیدا کرده است و درگیر سرفه های مردافکن (!) هستم !! امروز بعد از ظهر در خانه بودم و نشستم تا از فرصت خوابی که برای نورا پیش آمده بود سوءاستفاده کرده و پای کامپیوترم باشم !! البته ظهر که بیرون رفته بودم...
-
سالی که نکوست از حوادث اش پیداست ...
یکشنبه 4 فروردین 1398 16:45
یک جائی باید این بازی تمام بشود و نقطه از سر خط شروع بشود ... نمی شود که در کشور اینهمه کارشناس داشته باشیم و اینهمه مشکل !! همین آقایونی که وقتی دستشان از ریاست و میز و ... خالی است و کلی کارشناس تشریف دارند ؛ دیده می شود که زمانی که متصدی و متولی می شوند ، همچی هم ... نیستند !! و این برمی گردد به همان مثل قدیمی که...
-
حال نو ، فال نو ...
جمعه 2 فروردین 1398 11:38
-
عیدتان مبارک ...
پنجشنبه 1 فروردین 1398 13:00
سال 97 هم تمام شد ... و ما ملتی هستیم بزرگ که همه چیز را پشت سر می گذاریم ، خوب یا بد مهم نیست !! مهم این است که تمام می شوند ... ما ملتِ نقطه سرخط هستیم !؟ ... چند ساعتی ست که سال 98 شروع شده است با همه ی چشم اندازهای خوب و بدی که خواهد داشت ... و سال 97 هم به تاریخ پیوست ، ناشکری نباید کرد که شیرینی هایی هم داشت و...
-
یک وعده تا سال جدید ...
چهارشنبه 29 اسفند 1397 23:53
امروز روز خوبی بود ... با همه ی داش قومی که داشت !! ما مثل داریم که وقتی می خواهیم بگوئیم ایرادش چیست ؟ می گوئیم : " داشی وار ، قومی !؟ " ( یعنی شن داره یا ماسه !؟ منظور اینکه تمیز و پاک شده است !!) زندگی این روزهای ما تماما داش قوم دارد ولی ما به رویش نمی آوریم ... دیشب خانه ی قینانا خانیم بودیم و پیشاپیش...
-
آخرین تیر زمستان !
چهارشنبه 29 اسفند 1397 00:56
از دیروز بارش باران داشتیم و کم کم این بارش از باران به برف تبدیل و تمام شب تا صبح برف می آمد ، البته هوا هم برای برف باریدن خوب بود و هم برای آب شدن !! امروز هم تقریبا تا عصر همین بارش را داشتیم و دستفروش های کنار خیابان ها بدجور غافلگیر شده بودند و ایضا کسانی که خریدهایشان به دقایق 90 مانده بود ... یکی در اتوبوس...