-
بزمی در زورخانه !!
پنجشنبه 2 خرداد 1398 10:25
چند روزی هست که بعد از سحری خوابم نمی آید و کارم سخت می شود !! چون قبل از سحری نصف سهمیه خوابم را استفاده می کنم و سه ساعتی می ماند برای بعد از سحری (!) و اگر هم می خوابم ، خواب بحساب نمی آید مثلا از 5 ساعت غلت زدن رویهم رفته 2 ساعت با خلوص 60% نمی دهد !! امشب هم از آن شب ها بود ، از وقت اذان تا ساعت 6 بیدار بودم و...
-
حرامی ها !!
سهشنبه 31 اردیبهشت 1398 18:26
امروز سر راهم سری زدم به چاپخانه ی دوستم و یکی دو مورد قیمت کردم !! یکی از دوستان زنگ زده بود تا کارهای چاپی کارگاهشان را به من بسپارد !! و البته این روزها بازار کاغذ و چاپ آنقدر قاراشمیش شده است که هر کسی نمی تواند وارد آن بشود !! و کسی که این روزها در بازار بداقتصاد ایران هنوز سرپا مانده است باید مصداق شعر معروف...
-
تبلیغات خوب !!
دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 17:14
یکی از دوستانت فیلمی گذاشته بود که از قرار معلوم اداره ارث و میراث استان فارس تهیه کرده بود و با هلی شات تصاویر بسیار زیبایی از بالای حافظیه گرفته بودند !! فکرکنم یک فیلم زیر یک دقیقه بود که دراینستا پست شده بود و من چندین بار آن را نگاه کردم و کیف اش را بردم !! من هم دو تا اسکرین شات از فیلم گرفتم تا در اینجا بگذارم...
-
تبلیغ بد !!
دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 16:53
شاید چند وقت پیش نوشته بودم که برای تهیه شیر خشک نورا خانم ، یک موردی پیش آمده بود !! من این قوطی شیر را با قیمت 23هزار تومان از یک داروخانه !! 25.5هزار تومان از داروخانه ی دیگر !! و 28هزار تومان از داروخانه ی دیگری تهیه کرده ام !!! و البته که زیاد مهم نیست ، شاید هم شناور بودن قیمت دلار (!) و کاردرست بودن وارد کننده...
-
اخبار دنیای مجازی !!
دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 16:43
در اخبار دنیای مجازی دیدم که دختر خانم پورشه سواری با پسری تصادف کرده و متاسفانه عابر فوت نموده بود !!! وقتی پلیس برای توقیف ماشین و راننده اقدام کرده بود دختر گفته بود : " قیمت ماشین من خیلی زیاد است ، برای چه می خواهی توقیف بکنی !؟ دیه ی مرده را می دهم !! " مطمئنا این دختر پورشه سوار بایستی نسبتی با...
-
و کمی صبر ...
دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 16:37
این روزها روزگار سرعت و عجله است و با این تواصیف داریم انسانی ترین دوران را تجربه می کنیم !! و عجله نشانه ی نزدیک بینی انسان است و محصولش استرس است (!) و در مقابلش صبر قرار دارد که انسان را دوراندیش و آرام می کند ... انسان ها در تنوعی از افکار و رفتارها هستند و شاید همین توجه به تفاوت ها آنها را عجول تر می کند تا به...
-
ادامه پست قبلی ...
دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 15:59
این کاکتوس زیبا هم امروز گل داد !!
-
گل های عجیب کاکتوسی !!
یکشنبه 29 اردیبهشت 1398 00:21
امروز برای افطار رفته بودیم خانه برادربزرگ !! البته داستان افطاری رفتن ما خیلی یهوئی شد والا برنامه اینگونه است که زمانی برویم که برادرزاده ی سرباز در خانه باشد !! حدود دو ساعتی به افطار مانده بود که رسیدیم !! برنامه های افطار گونه ایست که اگر وقت اذان مهمان برویم بایستی بلافاصله افطار کرده و مااستطعتم بالقوه بخوریم و...
-
خواب های پریشان ...
شنبه 28 اردیبهشت 1398 12:40
این روزها باز خوابهایم پریشان شده اند و چون می تواند دلایل زیادی داشته باشد (!!) زیاد حساس نشده ام ولی هر کدام دارای جذابیت های ویژه ای بودند که با وجود تلخی در برخی ها باز جالب بودند !! دیشب توی خوابم توی یک کارگاه ریخته گری کار می کردم و حین کار به تلی از خاکستر برخوردم !! دو فقره آدم بودند که زیر خاکستر مانده بودند...
-
و پایان لیگ ...
جمعه 27 اردیبهشت 1398 15:22
و اممما از برکات ماه مبارک رمضان یکی اینکه در دو روز ، دو بازی مانده از لیگ یکجا برگزار شد و هیچ فرقی هم نداشت با اینکه هر روز دو بازی بشود و اینهمه استرس و اتلاف به وقت مردم وارد بشود !! البته ریزه خواران سفره ی فوتبال زیاد بچشم نیامدند !!! هفته قبل تهران بودیم و بازی ها را دورادور می شنیدیم و می دیدم !! ماشین سازی...
-
اوقاتی بنام بازنشستگی ...
پنجشنبه 26 اردیبهشت 1398 11:58
آدم بازنشسته که می شود ، ابعاد زندگی اش دستش می آید !! زمان اشتغال انسان محدود به کار و فعالیتی است که او را از گستره ی زندگی اش غافل می کند ولی بازنشسته شدن مشغله های شلوغ را کنار می زند و یک عالمه افق در زندگی پدیدار می شود ؛ هرچند نیمه ابری و غیرواضح !!؟ انسان در هر زمانی آینه هایی برای دیدن خود دارد ، و در زمان...
-
پایتختی ها !!
سهشنبه 24 اردیبهشت 1398 11:45
مردم یک کشور با همه ی نزدیکی هایی که باهم دارند ، در مناطق خود سلایقی را اجرا می کنند که برای سایر هموطنان شاید عجیب و غریب بنظر بیاید !! هرچند همه فکر می کنیم که توی یک کشور هستیم ولی هر کسی در لاک منطقه ی خودش هست !! و همین امر و شناسائی و شناخت پیدا کردن به آن برای بالادستی های فرهنگی خیلی مهم است !! در این چند...
-
غیبت داشتیم ، موجه !!
سهشنبه 24 اردیبهشت 1398 00:26
چند وقتی بود که حال مادرخانم برادرم در تهران خوب نبود و البته می شود گفت ناجور بود !! و تحت نظر ویژه بود و ما هم منتظر رسیدن خبر بودیم !! البته همه می دانند که رفتن و ماندن دست خداست ( هرچند تعداد کمی واقعا اعتقاد دارد !! ) ولی یک شرطی دارد و آن اینکه دست دکترها نیافتاده باشد (!) چون اینها اگر بتوانند قبل از فوت بیمار...
-
وقت نداریم و یک عالمه حرف ...
پنجشنبه 19 اردیبهشت 1398 12:01
این روزها که می گذرد، اصلا هم شاد نیستم که می گذرد... زندگی امروزی ما بدجور تولید حرص می کند ... مثلا همین دیشب بازار بزرگ و سرپوشیده ی شهر دوباره آتش گرفت !! آنهم از کجا !؟ از سرای خرت و پرت فروشان ، سرایی که جز دردسر چیزی ندارد ، خودش هم آتش نگیرد آتش به سلامت مردم می زند ... انبارهای پر از آت و آشغال برای تولید و...
-
اتفاق پاس می کنیم ...
سهشنبه 17 اردیبهشت 1398 11:52
دو روز گذشته را در بیمارستان سپری کردیم !! اتفاقها همیشه در اطراف ما هستند و تعداد زیادی از این اتفاقات می توانند تبدیل به حادثه بشوند و از میان این حادثه ها تعدادی می توانند ما را درگیر بکنند !! مشغله های ما زیاد هستند و غالبا کم ارزش و گاه ارزشمند !! ولی روند زندگی بگونه ایست که ما مدام باید از خانه که تقریبا جای...
-
به بهانه بدرقه ...
یکشنبه 15 اردیبهشت 1398 12:11
دیشب مهمانی داشتیم که عزم برگشت به پایتخت را داشت و برای همین باتفاق رفتیم تا از ترمینال بدرقه اش کنیم ... محل ترمینال قدیمی تبریز که سالهاست به پروژه ی ساخت یک مرکز خرید اختصاص داده شده است و کم کم دارد افتتاح نشده ، تاریخی می شود !! ترمینال بعدی را خارج از شهر زدند و بعدها ترمینال اصلی را درست کردند که دورادور و توی...
-
دیوارهای بلند و سقف کوتاه !!
شنبه 14 اردیبهشت 1398 12:58
این روزها کمتر کسی هست که نیاز به انجام کارت به کارت برای انتقال پول نداشته باشد ؛ در حوزه تجارت و معامله که جائی برای قسم خوردن ندارد !! و در زندگی روزمره هم با این اقساط عادلانه ای که وجود دارد، دیوارهای پرداختی مردم عادی هم گاها بالاست !! یکی از اقساط بانکی من متعلق به بانک مسکن می باشد و تاکنون سرم به سقف پرداخت...
-
میان آب و آتش !!
شنبه 14 اردیبهشت 1398 12:32
خیلی ها دوستدار نوعی زندگی هستند که اگرچه مدتش کم باشد ولی بی دغدغه و راحت و بی دردسر باشد !! ولی تاریخ بشری چنین چیزی را نشان نداده است و اگر نشان داده است در پشت پرده اش دردسرها و دغدغه ها و ناراحتی ها را دوبله حساب کرده است !! یک عبارت شعارگونه ای هم داریم که می گوید : " آز یاشا ، انسان یاشا ! " ( کم...
-
یک گالن شعور !!
پنجشنبه 12 اردیبهشت 1398 15:59
دیعصر باتفاق یکی از دوستان نیم ساعتی محله گردی داشتیم و بعد من آمدم خانه !! کمی بعد زنگ زد و خبر داد که از وقتی که از هم جدا شده ایم در صف بنزین مانده است و مردم با ماشین و با گالن (!) آمده اند تا بنزین بگیرند که از فردا سهمیه بندی و گران می شود !!! ملت ما همیشه نشان داده است که در صحنه می باشد !! البته داستان گران...
-
روزی برای نروژی ها !!
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 12:49
به گواهی تاریخ زمانی که ما دارای امپراطوری عظیمی بودیم ( خوب و بدش را کاری نداریم !! ) ملتی در شمالی ترین نقطه ی این کره خاکی در توحشی طبیعی زندگی می کردند ، انسان هایی که فرق چندانی با حیوانات قطبی نداشتند ، به جز در داشتن عقل !! ولی امروزه ما حسرت داشته های آنها را می خوریم و آنها می آیند و از گذشته ی ما عکس می...
-
سفری به گلشن راز !!
سهشنبه 10 اردیبهشت 1398 23:53
سر ظهری یهوئی تصمیم گرفتیم مثل سال قبل سری به شبستر بزنیم و کمی آرد سنتی بخریم برای ماه رمضان !! من بیرون از خانه بودم و تا بانو باتفاق مادربانو و ایضا نورا خانم به سر قرارمان برسند ، یک عکس از مسجد صاحب الامر گرفتم بیادگار !! این مسجد که قبلا هم نوشته ام متعلق به شاه طهماسب اول و اولین شاه شیعه مسلک صفوی می باشد و...
-
سوال یک مهندس ؟
دوشنبه 9 اردیبهشت 1398 21:10
تخمین هزینه ساخت ایران مال ؛ شروع عملیات اجرا سال ۱۳۹۰ 1700000 متر مربع ضرب در 20000000 ریال بر متر مربع، کل هزینه خوشبینانه تمام شده = 34000000000000 ریال بر اساس رقم ارایه شده در ویکی پدیا، کل هزینه ساخت = 22000000000000 ریال جهنم، با همین بیست و دوهزار پیش بریم!! بودجه کل کشور ایران در سال ۱۳۹۷ =...
-
و گاهی اتفاق !!
یکشنبه 8 اردیبهشت 1398 10:27
بعد از ظهر سری به فوتورافچی زدم و ساعتی پیش او بودم تا اینکه یکی از اقوام مادری از سراب زنگ زد و گفت : " می خواهم از یک دکتر وقت بگیرم ولی به تلفن جواب نمی دهند !! " و من شماره را گرفتم و چند بار امتحان کردم و آخر سر راه افتادم تا بروم ببینم چه خبر است !؟ از سالهای دور خیابان هفده شهریور جدید بدلیل قرار...
-
ماشین های کلاسیک و زندگی های نو !!
شنبه 7 اردیبهشت 1398 14:26
چند روز پیش نشسته بودیم و حرف از قیمت تمام شده ی برای کتابی در مورد ماشین های کلاسیک کلکسیون یک نفر آمد !! من هم چند وقتی بود که مشغول این مورد بودم و برای همین پاسخ به من ارجاع شد و من چند قلم نمونه کتاب نشان دادم تا ببینند که چه نوعی می پسندند تا قیمت تخمینی در همان حوالی داده شود !! توی قفسه ی کتاب های من گاهی...
-
آدم خوب ؛ آدم بد !!
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398 20:26
توی راه بودیم و از هر دری حرفی بود !! منهم از پنجره ی بغلی رفته بودم در دوردست ها برای خودم می چرخیدم ... کوههای اطراف مسیر را کمابیش رفته بودم و برای همین وقتی به آنها نگاه می کردم سعی میکردم تصور کنم که از بالای آنها همین جاده را دارم نگاه می کنم !! در مورد یکی حرف می زدند و ایضا خانم اش که آدم های خیلی خوبی هستند...
-
مَثَل آباد ...
سهشنبه 3 اردیبهشت 1398 12:27
گفته بودند : هر که را طاووس باید ، جور هندوستان کشد !! و یک مثلی هم ما داریم که می گوید : هر کس در زمستان هوس ماهی بکند باید تحمل نشستن روی یخ را هم داشته باشد !! و ایضا گفته اند : هر که خربزه بخورد باید پای لرزش هم بنشیند !! این مثل هاتقریبا نزدیک به هم هستند و می شود بطور مشترک استفاده کرد و گاهی هم می شود بصورت...
-
اردیبهشت خزانی !!
دوشنبه 2 اردیبهشت 1398 15:48
دیروز جلفا بیش از اندازه خلوت بود ... یکی از بزرگترین دلخوشی ها در جلفا یافتن جای پارک برای ماشین است !! دیروز انگار نه انگار که تعطیل بود ؛ انگار نه انگار که بهترین موسم جلفا رفتن بود !! اوضاع اقتصادی سال گذشته که در نوع خود بی نظیر بوده و کمر خیلی ها را شکست ! در سه ماهه ی گذشته خودش را در مناطق آزاد و فروشگاههایی...
-
اردیبشهت زمستانی !!
دوشنبه 2 اردیبهشت 1398 14:13
جمعه قرار گذاشته بودیم که اگر هوا خوب بود یک سر برویم تا جلفا ... که هم برای خودمان ددری شده باشد و هم برای نوراخانم اولین ددر بیرون شهری رقم بخورد ... اردیبهشت از هر رقمی که باشد دلچسب است !! شنبه شب تماسی داشتم با یکی از دوستان که در جلفا انبار دارند و اوضاع هوای جلفا را پرسیدم !! چون شب قبلش توی اینستا عکسی گذاشته...
-
و باز نیمه شعبان رسید ...
شنبه 31 فروردین 1398 16:53
بین تمامی عکس هایی که در آلبوم دارم و شاید هم بدلایلی دیگر ندارم یک عکسی از جمکران دارم که در نوع خودش هم زیبا و هم پرخاطره است !! خیلی زود زود هم به چشمم می خورد ، یعنی در یکی دو جا ذخیره شده است و هرگاه دنبال عکسی بگردم ، این را هم می بینم !! چند سال پیش بود و همراه سه تن از همکاران جوانتر ، به یک سفر چند روزه رفتیم...
-
فروردینِ تمام !!
شنبه 31 فروردین 1398 15:15
دیروز بعد از ظهر باران و تگرگ شدیدی داشتیم و شب هم که دوباره داشت می بارید ... فروردین یک حُسنی که دارد این است که هر اتفاقی بیافتد بحساب خُلق و خویِ فروردینی می گذارند و قبول می کنند !! حتی دو باخت اخیر تراکتور هم از این قضیه جدا نبود !! دیشب هم تا صبح می بارید و قطع می کرد و وقتی ما خواب بودیم آسمان به کار خودش...