-
شانس زندگی ...
پنجشنبه 5 مرداد 1402 11:28
نوراخانیم با اصرار زیاد و چندماهه ( !؟) بالاخره مادرش را مجاب به خریدن دو فقره جوجه کرده بود ، یکی از آنها جوجه رنگی بود و دیگری جوجه معمولی ... من طبق معمول مخالف بودم ولی روال جامعه ما جور دیگری و جای دیگری ، جورچین می شود !؟ متاسفانه زندگی شهری و صنعتی به مردم تحمیل می کند که دوست داشتن حیوانات یعنی گرفتار ساختن...
-
اول صبح ...
دوشنبه 2 مرداد 1402 08:32
امروز صبح وقتی در ایستگاه مترو پله برقی را پایین می آمدم و مثل یک پله برقی ندیده ها (!؟) لذت می بردم ... مرد مسن تر از منی پشت سرم پله ها را دو تا یکی می کرد که زودتر به پایین برسد ... کنار کشیدم تا مجبور به کاستن سرعتش نشود ، از من رد شد و در حالیکه سرعتش را به جهیدن سه پله باهم اضافه می کرد گفت :« حالا قطار می رسد...
-
اتفاقات روزمره !!
یکشنبه 1 مرداد 1402 10:16
دیروز در یکی از گروه هایی که برای همکاران بازنشسته بود ، اد شده بودم !! احتراما گفتم چند روز بمانم و بعد لفت بدهم که زیاد ناهنجاری تولید نشود !! خیلی از ماها هم می خواهیم در لیست خود افراد زیادی به عنوان دوست داشته باشیم !؟ و هم اینکه نمی خواهیم برای اینهمه آدم که در لیست داریم وقت بگذاریم !؟ و چه فضایی بهتر از این...
-
یک قدم مانده به ...
شنبه 31 تیر 1402 22:10
امروز عصر لهستانی های بیش انگیزه ، در کشور خود و در میانتماشاچی های پرشور ، سامورایی های ژاپن را خلع سلاح کرده و خود را فینالیست کردند !! شکست ها در این سطح از بازی ها ، چیزی از بزرگی تیم ها نمی کاهد ... البته هواداران مشتریان پر و پا قرص هستند و حق دارند کمی بیش از حد انتظار داشته باشند !! ژاپن تا دقیقه آخر ، بهترین...
-
یا ایها السوئدیون !!
جمعه 30 تیر 1402 17:06
یک سرچ ساده اینترنتی نشان می دهد کشور سوئد که فرصت کافی در تاریخ سازی داشته (!) هزاران سال قبل از ماد و عیلام و هخامنش ، تمدنش را تا پانزده هزار سال قبل کشانده است !!؟ آنها که بالای درخت زندگی می کردند کی بودند !؟ این کشور سلطنتی که یکی از قدیمیترین سلاطین هستند ، کشور را به مشروطه چی های اسکاندیناوی اجاره داده اند تا...
-
گاهی عجیب ...
چهارشنبه 28 تیر 1402 10:15
در محضر آقای پزشکی تقریبا شناخته شده در شهر ، اتفاقی ، نشسته بودیم ... ریا نشود (!؟) آمده بودند تا همینجوری سفارش خرید چندتا تابلو فرش هم زمینه بدهند (؟!) و من نشسته بودم چایی ام سرد شود و بخورم و کمی از حال و هوای طبیعت با دوستانم حرف بزنیم ... چند تا هم لطف کردند و به آمدن محرم و اینکه حالا دور دست یکعده می افتد تا...
-
آدم خراب ...
سهشنبه 27 تیر 1402 10:37
و گفت :« حتی ساعتی که خراب است در بیست و چهار ساعت ، زمان را ، دو بار درست نشان می دهد !! » و امروز در سایه سرعت و اشتباه (!؟) هر روز آدمیانی را می بینیم که در طول بیست و چهار ساعت ، حتی یک نشانه از آدمیت ، از خود نشان نمی دهند ... و هر روز از هم می پرسیم :« به کجا می رویم !؟ » و چه سوال بیهوده ای !؟ چون نه برای جواب...
-
یکشنبه فینالی ...
دوشنبه 26 تیر 1402 12:11
ما به شانس همان اندازه اعتقاد داریم که به وجود چیزی به نام ناخودآگاه (!) اگر ناخودآگاهی هست ، پس برخی اتفاقات ندانسته سراغ ما می آیند و خوشآیندی آنها شانس ماست و بدآیندی آنها بدشانسی ما !؟ یکی از رشته های من دوست داشتنی در عهد نوجوانی ، تنیس بود !؟ و کمی هم دنبالش رفتم و بعد یک نصیحت گوی دلسوز از من خواست راه دیگری در...
-
موسیقی عبوری ...
پنجشنبه 22 تیر 1402 12:34
من خیلی وقت است که دیگر سر و کاری با موسیقی ندارم و همان اندازه هم که گوش کرده ام تا آخر عمرم کفاف می کند !! هر از گاهی در ماشین این و آن ( موسیقی مثلا غیرمجاز ! ) و یا از طریق رادیو آوا ( موسیقی مثلا مجاز ! ) در ماشین خودمان ، اجراها و موسیقی هایی را می شنوم و نبض موسیقی کشور در دستم هست !!؟ وقتی به چاپخانه دوستم...
-
مهربانی ...
چهارشنبه 21 تیر 1402 19:27
به مهربانی بیاندیش ، ثروتی پایان ناپذیر !! دیروز بعد از ظهر، بین چند کار عجله ای (!؟)، فرصتی شد تا چند ساک و کیف که خرت و پرت های سالهای دور و نزدیکم را در خود نگه می دارند ، را مرتب کنم و بعد ببرم بگذارم تا کمی هم در انباری بمانند ...موفق نشدم وسایل زیادی را دور بریزم ، حتی یک فندک خراب که یادگاری از کسی ، یا...
-
گوشگیری ؟!
چهارشنبه 21 تیر 1402 01:22
عنوان پست ترجمه تخت اللفظی عبارتی ست ترکی ، « قولاخ بورماخ !! » یک وقت هایی آدم دور برمی دارد و بی توجه به اطراف حرفی می زند و ناکهان یکی گوش اش را می گیرد و سر جایش می نشاند ... ظهر با اتوبوس های BRT ، در حال بازگشت به خانه بودم ، این اتوبوس ها مجهز به کولر هستند و در تابستان خیلی حال می دهند ... مخصوصا که اتوبوس در...
-
لذت جویی !
سهشنبه 20 تیر 1402 17:37
به هر لذتی رسیدن ، به دنبالش طلبِ لذیذ تر را دارد ، هدفی که دیروز برایمان رسیدنش رویا بود ، امروز به دست آوردنش عادی می گردد!؟ و این باعث سیری ناپذیری ماست. ( سازگاری لذتی ) چشم پوشی از لذت ، خود موجب لذت است!؟
-
تفاوت مناظر ...
دوشنبه 19 تیر 1402 20:29
اگـــــــر دستم رسد بر چرخ گردون بپرسم این چرا چون است و آن چون یکـــــــی را داده ای صد گونه نعمت یکــی را نان جو آغشتـــه در خون !؟ شما اگر چشم داشته باشید ، می بینید !؟ و این دیدن در هر کجا که باشید ، فرقی ندارد ، برایتان آموزنده است ؛ تلخ و شیرین هیچ فرقی ندارد ؟! خیلی ها به جای چشم دو تا سوراخ دارند که مثل دوربین...
-
و این دور باطل !!
دوشنبه 19 تیر 1402 02:40
اتفاقات همیشه برای ما ناخواسته است ، چون ما در هر زمینه ای در حال « اوج اوجا دویون نه ماخ » !؟ ( گره زدن سر کلاف ها !! ) هستیم و اگر ول کنیم سر کلاف از دستمان در می رود و دیگه بدتر ... ما آن فراغت کافی را نداریم که در آینده دورمان که همین فردا باشد ، بفکر پیشگیری باشیم !؟ اگر اغراق نباشد ، هشتاد درصد مشکلات ما ، از هر...
-
حادثه !!
پنجشنبه 15 تیر 1402 21:15
دیروز عصر در خانه بودم و برادرم خبر داد که مادرم رفته بود خانه دوستش و آنجا در موقع خروج از آسانسور ، پایش پیچ خورده و زمین خورده است و منهم سریع رفتم آنجا ... اتفاق در ساده ترین شکل رخ داده بود و در بدترین وضعیت ما را گیر انداخته بود ... در ساختمان های بی قاعده و با مهندسی ایرانی (!؟) که سازنده و طراح و مجری و ......
-
والیبال !!
چهارشنبه 14 تیر 1402 11:54
امروز ساعت ۳ صبح ، ایران با فرانسه بازی داشت و متاسفانه بازی را ۳-۰ به حریف واگذار کرد ... مطمئنا فرانسه تیم قدر و با سابقه ای هست و همیشه احتمال باخت در مقابلش هست (!؟) ولی اینکه در این دوره از مسابقات ، تیم ژاپن از نه بازی نه تا برد به دست بیاورد و ایران از نه بازی هفت تا باخت داشته باشد ، کمی مشکوک می زند ؟!...
-
نماد آزادی !؟
سهشنبه 13 تیر 1402 18:57
راستی را ، در فرانسه بزرگ و آزاد ، چه خبر است !؟ آیا زمستان سختِ اروپا ، یقه فرانسه را در تیرماه گرفته است !؟ یا برده داری نوین ( استفاده از کارگر ارزان قیمت مهاجر یا پناهنده !! ) برده ها را به شورش واداشته است ... غارت مغازه ها و آتشبازی خیابانی ... بزودی نوبت آلمان و انگلستان هم خواهد شد !؟
-
روزی بنام دماوند !!
سهشنبه 13 تیر 1402 18:54
در تقویم ملی ، سیزده تیرماه را روز ملی دماوند ثبت کرده اند !؟ و من بخاطر دماوندِ بزرگ و بزرگوار (!) هر روزی که نامش بیاید و یادها و خاطراتم زنده شوند ، را گرامی می دارم ...
-
آرامش ...
دوشنبه 12 تیر 1402 20:53
باید هر کسی از آرامش یک تعریف داشته باشد ؛ ابتدا می خواستم بنویسم شاید که دیدم نوشتن شاید بیش از اندازه بدیهی نویسی است و برای همین کمی کشدارش کردم !؟ و برای همین هر کسی راهی برای رسیدن به آن طی می کند ... در طول تاریخی که بشر توانسته علاوه بر خودش برای دیگران نیز نسخه بنویسد !؟ یکی از این نسخه های پر فروش در مورد...
-
زندگی فروتنانه
شنبه 10 تیر 1402 17:42
شما هم شنیده اید که می گویند :« کوهنوردی تنها و رزشی هست که سکو ندارد ! » تا بحال فکر کرده اید که این جمله مثبت است یا منفی !؟ اصولا کلمه ورزش یک رتبه بالاتر از نرمش قرار دارد ؛ در حقیقت آن چه که سکو ندارد ، نرمش است !؟ ورزش دیوار به دیوار خود ، رقابت را همراه دارد ... و رقابت سکو می طلبد !؟ اگر کوهنوردی سکو ندارد...
-
تو برای وصل کردن آمدی !!
جمعه 9 تیر 1402 17:42
دو ماه بیشتر است که برای راه اندازی و نصب تلفن و مودم و فیبر نوری و ... مبلغی درخواست کردند و من هم بلافاصله واریز کردم ... قرار شد جمع بندی بکنند و بیایند برای راه اندازی !!؟ تازه دو ماه بعد کم کم صدای پایشان آمد و کار دو روزه در یکی از برج ها به دو هفته کشید و بعد از آن آسیاب به نوبت تا اینکه قرار بود دوشنبه گذشته...
-
و فدیناه بذبح عظیم ...
جمعه 9 تیر 1402 10:13
دیروز عید قربان بود ، عید قربان یکی از بزرگترین اعیاد برای مسلمانان و احیانا برای ادیان الهی ( یهود و مسیح ) محسوب می شود ... خاصه برای یهودی ها که مدعی هستند ادیان قبل از حضرت موسی (ع) هم ارث آنها می باشد و بی دلیل هم نیست چون نسبت آنها زودتر از مسلمانان به حضرت ابراهیم (ع) می رسد... عید قربان یکی از آن اعیاد خاص هست...
-
از هم می آموزیم ...
پنجشنبه 8 تیر 1402 11:25
امروز کمی پیاده روی داشتم و باید چند تا قیمت می گرفتم ، به یک یراق آلات فروش مراجعه کردم و وسیله ای را پرسیدم از پشت مغازه چندتایی آورد و روی میز گذاشت ، مدل قدیمی بودند و پرسیدم از مدل جدیدها ندارید ؟ جواب داد از اینها دیگر نمی آید ، منهم از قدیم چندتایی دارم ... نگرفتم و راه افتادم ... تقریبا بعد از آن مغازه ، همه...
-
روز عرفه
چهارشنبه 7 تیر 1402 09:47
روز عرفه در سالهایی که گذشت بیشتر از هر چیز ما را یاد پدر می اندازد ، یاد و خاطرش را به روز خوبی سنجاق کرد ، امروز سالگرد درگذشت پدر است ... روحش شاد حوالی ساعت ۱۱ پدر برای دکتر وقت داشت و برادر بزرگم او را برده بود دکتر ، هر از گاهی می گفت اینجام درد می کند ( اشاره به قفسه سینه اش !) دکتر هم از آشناها و دوستان قدیمی...
-
۱_۲_۳_۴
دوشنبه 5 تیر 1402 17:58
۱_ امروز را روز جهانی مبارزه با مواد مخدر نامیده اند و پیامک و هشتک نه به مواد مخدر برای من نیز آمد ... انشالله پیش بسوی جهانی بدون مواد و موارد مخدر (!؟) ولی پول زیادی در این تجارت خوابیده است و یکطرف هم مصرف کننده های نگون بخت و پولدار هستند و هر طور نگاه می کنم ، مبارزه به جایی نخواهد رسید !!؟ ۲_ من گاهی اوقات وسط...
-
هلوسیا
یکشنبه 4 تیر 1402 19:45
یک سری به خانه مادرم زدم و در خانه نبود !! رفته بود خانه همسایه اش ... این از آن رفتارهاست که کم کم منقرض می شود !!؟ تل ویزیون را باز کردم و والیبال هلند و صربستان را نشان می داد ، فکر کنم دیروز پریروز بود که ایران مقابل هلند بازی را واگذار کرد ، البته در ست پنجم !!! بازی تقریبا مساوی هلند و صربستان هم بعد از یک...
-
وزن بودن !!
یکشنبه 4 تیر 1402 11:21
مرحوم مغفور ، شادروان ، جنت مکان ، جناب سهراب خان سپهری در اندرون شعر بلندی ، بیتی چپانده بودند که من زیاد استفاده می کنم ( روحش شاد ! ) : ریگی از روی زمین برداریم ، وزن بودن را احساس کنیم ! درک این شعر می تواند حس خوبی برای خوب بودن (!؟) و در جایگاه خود بودن (!؟) به انسان بدهد ... گاهی اوقات دوستان در مورد برخی چیزها...
-
ددر یهویی ...
شنبه 3 تیر 1402 10:39
از همان سالهای دور مجردی ، من با یک خاصیت خوب برای دوستانم تعریف شده بودم (!؟) همیشه دم دست بودم ... یعنی هرکسی هروقت لازم داشت ، می توانست مرا پیدا بکند !؟ یک دوست خوب ، همه صفات خوب را باهم ندارد ، گاهی داشتن چند خوبی می تواند چندین بدی را پوشش بدهد و یک رابطه ضعیف را سی سال پیش ببرد !؟ پنجشنبه عصر دوست بانو که همسر...
-
مرگ برای همسایه !!
پنجشنبه 1 تیر 1402 20:50
امروز صبح خیلی زود از خانه بیرون رفته بودم ، یک سفارش عجله ای داشتم که دوستم با احترامات فائقه ، هل داده بود به من ... سفارش دهنده یک خانم کارمند بود !!؟ یک طرح برای من فرستاده بود و می گفت که در سایز آ_پنج کار کرده ام ، من توی گوشی نگاه کردم و دیدم آنقدر مربع هست که نیاز به اندازه گرفتن نباشد !؟ عصر دیروز بعد از دیدن...
-
سوخت ...
پنجشنبه 1 تیر 1402 07:07
مرد عابدی که سالهای سال به تعبد و زهد روزگار گذرانده بود ، فرزند خردسال خود را به مکتب می فرستد ... در بازگشت از مکتب کودک گریان بود و پدر جریان را می پرسد ... کودک می گوید امروز در مکتب ، استاد « بسم الله » را معنی کرد و من از عظمت و درک آن معنا ، دگرگون شدم ... صبح رسید و کودک به صبح نرسید !! عابد بر سر می زد و گریه...