انگشت حماسه ساز !!

 

این روزها نوراخانیم یاد گرفته است (!) که مثلا اجازه بگیرد ... برای همین انگشت اشاره را بلند میکند و می گوید : بعله !؟ و کارش را می کند ... در بین کلماتی که بصورت کامل و جامع بیان می کند یکی همین بعله هست و دیگری نوو که همان نه می باشد و از کارتونش یاد گرفته است !!

   ادامه مطلب ...

مهمان ویژه !!

 

دیشب خانه مادربانو مهمان تشریف داشتیم ... البته شبهای پنجشنبه ما همیشه آنجا هستیم ولی دیروز دوست برادربانو از ترکیه امده بودند ایران و قرار بود شام آنها هم باشند و ایضا شب هم می ماندند تا امروز صبح بروند ولایت شان !!

   ادامه مطلب ...

چهل تکه

 

امروز دنبال یک متنی می گشتم برای ارسال به دوستی ... به یک فایل برخوردم که سالهای دور مطالب زیادی را مثلا گلچین کرده بودم !! خدائیش همه شان ارزش چندبار خواندن داشتند و مال روزگار پررونق وبلاگ نویسی ها بود !!! نوشته ای که در ادامه می آید متعلق به یکی بود از وبلاگستان که در آمریکا ساکن بود ... متن جالب و قلمی خوب داشت ، عزتش مستدام !!
  
ادامه مطلب ...

و در این روزهایی که گذشت ...

 

روزهایی که می گذرانیم از یک منظر خیلی یکنواخت هستند  با نوری شبیه آسمانِ گرگ و میش دَمِ عصری ( با همه ی جست و خیزهای روزانه !! ) و از منظری دیگر در هر لحظه زیر نورباران ( انگار که در بلاد کفر بوده باشی و در جایی که آنها به آن دیسکو می گویند !! ) تا بیننده در پس تماشایش به دنبال چه چیزی بوده باشد !؟

   ادامه مطلب ...