آدم های قدیم ...

 

دیروز مهمان تشریف داشتیم و از همان ابتدای ورود و از همان استکان اول چایی و حتی چند ثانیه قبل از نشستن (!؟) حرفهای معمول شروع شد و دامنه صحبت ها هم که تقریبا چند سال نوری از فضای شناخته شده (!؟) بیشتر می باشد و اگر نوک شمشیر بطرف دولت باشد (!) هر حرفی از هر زبانی خوشتر است !!؟

 

ادامه مطلب ...

به وقت میزبانی ...

 

لطف خدا یک چیزی هست که نه قابل اندازه گیری هست و نه قابل تخمین (!؟) هر موردی که باندازه رسد و البته به وقتش ، لطف خداست !!

 

ادامه مطلب ...

لاچین و سبلان

برخی شعرهای زیبا و خاص ، هر از گاهی ، به بهانه ای ، راهی پیدا می کنند و دوباره دیده و خوانده می شوند ... شعرهای مفتون امینی و یکی دو کتابی که از او دارم هم اینکونه هستند ... در جابجایی کتاب ها ، امرروز چشمم به کتاب شعری از مفتون امینی افتاد و تورقی کردم و شعر بلند لاچین را دوباره خواندم ؛ سرپایی ...!

  ادامه مطلب ...

دست و دل ...

 

روح همه ی رفتگان غریق رحمت باشد ... من یکی از پدر بزرگ هایم را دیده بودم که پدر مادرم بود و یکی از آنها که پدر پدرم بوده باشد چند سالی قبل از آمدن من فوت شده بود ؛ عموی بزرگم ، که روحش شادتر ، گاهی به شوخی ، به من می گفت : " کاش چند سالی بیشتر زنده می ماند و تو را می دید !؟ " ( این را نه در مقام تعریف بلکه بنوعی کنایه از بابت شلوغی و ... بکار می برند ! )

 

ادامه مطلب ...

خواب خوب ...

 

این روزها یکی از ملزومات داشتن آرامش ، داشتن حداقل یک شب خواب خوب و سنگین و عمیق می باشد !؟ تحقق این خواب بصورت عادی ، برای همه ممکن نیست و لازم است از موارد مکمل استفاده شود ؛ مثلا یک خواب آور

 

ادامه مطلب ...