و باز هم موسی صدر !

 

هر تحول خاصی که در خاورمیانه صورت می گیرد ، یک نام را دوباره بالا می آورد ... امام موسی صدر !؟

 

ادامه مطلب ...

شادمانی از ترس !؟


یکی از دوستان و یا شاید از دشمنان (!)  یک عکسی گذاشته بود که این عکس شما را به یاد چه چیزی می اندازد ؟ منهم یک عکس فرستادم که فعلا یاد این عکس !! و بعد برگشت و چند تا به من بد و بیراه گفت ...البته حق داشت و سن اش به آن سالها قد نمیداد و فکر می کرد که بیشتر از پدرش می فهمد در حالیکه خرج زندگی اش را در این سن و سال ، هنوز ، پدر احمقش می دهد !!

 

ادامه مطلب ...

دومینوی خاور میانه ...

 

امروز ، بعد از حدود دو دهه ، اتفاقی که بعد از مرگ حافظ اسد باید می افتاد ، افتاد و بشار اسد جوان و دست و پا بسته (!؟) از حکومت خداحافظی کرد ...

 

ادامه مطلب ...

بماند به یادگار ...

 

امروز سنگکی سر کوچه ما را بسته بودند و از نحوه عدم جمع آوری میز بیرون معلوم بود که به شرط برداشتن کت شان مغازه را بسته اند و فرصتی نداده اند !!؟

 

ادامه مطلب ...

تا کجا فریاد ...

 

چند روز پیش در انیستا یک استوری گذاشته بودم در مورد خرابی یکی از پل های بظاهر مکانیزه شهر ، که از بدو تاسیس همیشه یک طرف آن خراب است و در حال تعمیر است و ... هر بار که از آنجا رد می شوم و خراب بودنش را می بینم یک عکس استوری می کنم و چون آشنایانی دارم که دورادور صفحه ام را می بینند ، می دانم که به دست مسئول هم می رسد !!

  ادامه مطلب ...