یک جای کار می لنگد ...

 

یکی از دوستان خارج نشین ، از وقتی که رفته و جای خودش را یک جورایی سفت کرده و ماندگار شده است تازه افتاده به دور شعار دادن و ای وای وطن و از این حرفها ... طبق معمول ما هم اگر همراهی نکنیم می شویم همدست دزد و اختلاس گر و ...!؟

  ادامه مطلب ...

غم در پی غم آید ...

 

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق

هر دم از نـو،  غمـــــــی آید به مبارک بادم

 

ادامه مطلب ...

لذت و شادی

 

امروز صبح این مطالب را در فضای مجازی دیدم و خوشم آمد و خواستم دراینجا هم بیادگار بماند  ، البته نه گوینده ( مصاحبه شونده ) را شناختم و نه خواستم که بشناسم ...

 

ادامه مطلب ...

نمایشگاه خط

 

امروز عصر به سفارش دوستی و فرصتی که یهویی جور شد ، سری زدم به یک نمایشگاه خط ... نام نمایشگاه برازنده اش بود ؛ " کرشمه های دلبرانه " ، نمایشگاه خط شکسته بود !

 

ادامه مطلب ...

کار بانکی ...

 

چند روز پیش یکی از پسرعمه هام زنگ زد و از من خواست برایش ضامن بشوم تا وام بگیرد ، بهرحال بعد از سالها از بازنشسته شدن یکی سراغ مرا گرفته بود ... در زمان اشتغال من یکی از نفراتی بودم که با توجه به محدودیت تعداد ضمانت ، همزمان تا هفت نفر را ضمانت کرده بودم و روی پرونده ام نوشته بودند ممنوع الضمانت تا زمان بازنشستگی !!

 

ادامه مطلب ...