دیشب خانه رفتنی پزشکی که دو روز قبل زنگ زده و پیام گذاشته بودم تماس گرفت که وقت دارم و خواستم می توانم عصر بروم پیش اش !! گفتم : " پریروز که زنگ زدم مشکلم دندان بود و می شد دهانم را تا بناگوش باز بکنم تا دو دستی تشریف ببرید داخل ولی حالا بعلت آبسه باندازه ی یک قاشق حامل سوپ دهانم باز می شود ، اگر می توانید کاری بکنید بیایم !!؟ "
یادش بخیر یکی از کلاس های مربوط به کایزن ، استاد باریکالا (!) آنقدر از " اونو " تعریف کرده بود که پنجشنبه ها صلوات اضافی که می آوردیم می فرستادیم به روح " اونو " ...
شانسم کشیده است و از بعد از شام جمعه یکی از دندان هایم که 65 بار توسط افراد مختلف عصب کشی شده است (!!) آبسه کرده و شدیدا درد می کند !! از دیروز یک جمع خیر راه افتاده اند و بسته های پیشنهادی مختلفی در مورد دندان و مراجعه به دندانپزشک به من می دهند ...

