روز قصه های طولانی ...


دیروز روز شلوغی داشتم ، ولی باعث نشد روز خوبی نداشته باشم ، اول صبحی یک اتفاقی افتاد و باعث شد تا یکی از همکاران که مسئول یک قسمت دیگر است بیاید و کمی صدایش را برای من بلند بکند و برای همین چپ و راست کوبیدم و رفت دنبال کارش ، برای ناراحت شدن کم تقصیر بود و شاید هم حقش بود ولی بعد پشیمان شدم که چرا از خشم او سوءاستفاده کرده و کمی زیاده از حد زیر مقابله به مثل کردم !!!!!

 

ادامه مطلب ...

طرح مبلمان دادو ...

 

دو روز بود توی افکارم هی طراحی می کردم و می بریدم و می چسباندم و ... بالاخره امروز در یک بازه ی زمانی تنگ و تاریک ( بدلیل اینکه بازدید داشتیم و ارباب آمده بود به رعیت ها سرکشی بکند !! ) طرحم را به انجام رساندم و حالا ماند پیاده سازی طرح که نباید زیاد سخت باشد !!

 

ادامه مطلب ...

...

 

 

شایع شده است که :


شایع شد که نصف حقوق های بهمن ماه را امروز خواهند داد و مابقی را چند روز دیگر !! عکس العمل دیگران که معلوم است ملت منتظر عکس العمل من بودند که

  ادامه مطلب ...

هفته ای که گذشت ...

 

اوضاع تایپ کردنم خوب نیست ، یعنی سرم که روی کی برد می ماند و بلند می کنم و چشمم می افتد توی مونیتور یک گله ی نور می دوند توی چشمانم و اذیت می شوم ، البته حالا وضعیت خوب شده است ها ...

 

ادامه مطلب ...