یک جامعه شناس گفته بود که در قرن 17 اگر یک نفر راهش را گم می کرد و توی یک جزیره سرگردان می ماند می توانست با حداقل ها زندگی را دوباره ادامه داده و چراغ امیدش را برای مدتی روشن نگه دارد ، که نماینده ی این مردم در داستان رابینسون کروزئه نمایش داده شده بود و ...
بحث امروز ما سر این بود که تعطیلات را کجا برویم ... آرزوهای نامتناسب با واقعیات روزمره چیزی ست که مردم شدیدا با آن درگیر هستند و البته که هر کسی در این میان می تواند مقصر باشد جز خود مردم ...
ادامه مطلب ...
در مورد کامپیوتری که در کارخانه دارم ، شاید باندازه ی گربه ها نوشته ام !! اِند افسردگی است و کار کردن با آن برای افزایش تحمل و بالا رفتن اعتماد به نفس خیلی خوب است ، حالا چشم و کمر را باید به پایش داد ، جای خود دارد ...
ادامه مطلب ...

