اصل بد نیکو نگردد ...

 

دیروز را روز خوبی می توان نامید (!!!) چرا که یا علی گفته و یکی از کارهای نیمه تمام را استارت مجدد زدم ؛ کارهای نیمه تمام در زندگی ما ساری و جاری هستند و شاید یکی از شاخص های فرهنگی ملت ما بحساب بیایند ...

  

ادامه مطلب ...

کشور تخم مرغ دزدها ...

 

وقتی حرف از اختلاس و دزدی و ... می آید همه ذهن شان می رود طرف چند فقره دانه درشت اقتصادی !! کسانی که اعدام بشوند یا نشوند !! زندان بروند یا نروند !! و ... !! مقامات مسئول از هر دستگاهی که باشند باید شرمسارانه سرشان را بدوزند به زمین تا سیاهی روی پیشانی شان بزرگتر از پیشانی شان بشود !!

  

ادامه مطلب ...

بیادمان می آورد ...

 

زندگیِ روزمره ، لنگ لنگان ولی باشتاب ، در ناموزونترین وضعیت دارد به پیش می رود و این دفتر هی ورق می خورد و ورق می خورد ... گاهی اوقات اتفاقاتی هستند که ما را برمی گردانند تا دوباره نگاهی به پشت سر بیاندازیم ... فرقی نمی کند چه اتفاقی باشد (!؟) یک مراسم ساده برای تولد و یا دیدن چند عکس یهوئی !!

  

ادامه مطلب ...

بدفرهنگی ها ...

 

دیروز آخر هفته بود و ویکندهای ما غالبا پر از مراسمات مربوط به درگذشتگان می باشد ، از شام غریبان گرفته تا سوم و ی جاها شب هفت و بالاخره چهلم و سالگرد و ... خدا را شکر که جامعه فرهیخته به این فکر نیافتاده است که برای امواتشان چندمین سالگرد بگیرند والا چه آشی می شد !!!؟؟

  

ادامه مطلب ...

یک روز پر دیدار ...

 

پریشب خانه ی مادرم بودیم و دیروز صبح بعداز تماشای قسمت هایی از برنامه حالا خورشیداز خانه خارج شده و بطرف مرکز شهر رفتیم ، کمی بعد بانو به طرف محل کار خودش رفت و من رفتم دنبال کارهای نیمه تمامی که هیچگاه نمی خواهند تمام بشوند !!

   ادامه مطلب ...