وقتی بازار کلماتی که به گروه خون فرهنگی جامعه نمی خورد ، رواج پیدا می کند (!!) خواه ناخواه این فکر جرقه می خورد که عده ای بسیار اندک و بسیار شیاد (!) از این کلمات زیبا تله می سازند تا با سرگرم کردن مردم ، به منافع بیشمار و غلط خود برسند ...
ادامه مطلب ...
برنامه ی ددر دیروز خیلی سرپائی بسته شد و برای همین در بدوبدوی تدارکات بودیم ، با توجه به سردی هوا ، خوردن یک پیاله سوپ داغ می توانست سورپرایز خوبی باشد و برای همین قابلمه ی سوپ هم رفت روی اجاق گاز و آماده شدیم تا زنگ بزنند و بیایند دنبالمان و برویم ...
ادامه مطلب ...
دیروز حوالی ظهر بود که از خانه زدیم بیرون ، باتفاق دوستان برادربانو و قرار شد یک دوری بزنیم ؛ در همنی حوالی !! نزدیکترین دوری که بشود دور شهر چرخید را انتخاب کردیم و راه افتادیم ... هوا که ابری بود و آسمان دلگیر ، کم کم چهره ی مسیر عوض می شد و ما همچنان می رفتیم ... فعلا چند تصویر برای شروع برنامه را داشته باشید تا بعد !!
امروز صبح که برای خرید نان از خانه بیرون رفتم ، خیلی ریز داشت می بارید و معلوم بود که این آهسته باریدن تداوم خواهد داشت ، یادم آمد داستان های رشت و بارش های چند روزه و قدم زدن های طولانی زیر باران و چه کیفی می داد بعد از خیس شدن در زیر باران و نم کشیدن در حد حمام کردن ، در یک جای گرم و نرم (!) ، یکی دو ساعتی خوابیدن !!
ادامه مطلب ...
دیروز پرسپولیس در ژاپن بازی داشت و نمی دانم از روی چه انگیزه ای (!!) قرار شده بود این بازی بصورت همزمان در مدارس کشور پخش بشود !؟ لابد فکر کرده بودند که بازی یک تیم باشگاهی ( از نوع دواتی !! ) در این سطح از باشگاههای آسیا (!) می تواند بهانه ی خوبی برای همسوئی ملی باشد !!
ادامه مطلب ...