و چند تا عکس ...

 

چند روز پیش داشتم از یک منظره ی اتفاقی عکس می گرفتم که دیدم کسی که از بغلم رد می شد به دوست اش گفت : " چند دقیقه بعد می بینی که عکس اینجا در گوشی ها دست به دست می شود !! " شاید او هم حق داشته باشد ولی ثبت لحظه ها می تواند با مقاصد مختلفی بوده باشد و روی هم رفته کار خوبی است (!؟)

  

ادامه مطلب ...

آخر هفته !!

 

دیروز یک عالمه مشغول بودم ... سر صبحی داشتم خواب نجاری می دیدم و برای همین بلافاصله که بلند شدم رفتم سراغ نیمه کاری های تخت و کمد و البته نه کارهایی که منجر به سر و صدا بشوند ، بلکه فقط داشتم محاسبه می کردم !!

 

ادامه مطلب ...

اشتباه !

 

دیروز یک تک پا رفتم شهر تا یکی دو کار کوچک انجام داده و برگردم ، شاید گفتن اش بد نباشد (!) در اندازه هایی که داشتم دو فقره اشتباه بود و دو تا ازتیکه ام دی اف ها را بردم کارگاه دوستم تا برایم کوچک بکند ...

  ادامه مطلب ...

و امروز ...

 

امروز بعد از یکی دو هفته الک فلک کردن و برنامه ریختن و طرح دادن و اندازه درآوردن و پیش این و آن رفتن و نظر گرفتن و ... ایضا رفتن به فروشگاهها و طرح دیدن و ... و مایوس شدن از کمک کسانی که همیشه بعد از اتفاق می آیند و می گویند چرا به ما خبر ندادی !؟!؟ خودم رفتم سراغ خرید ام دی اف !!

  

ادامه مطلب ...