ددر نیم روز ، دیروز ...

 

دیروز حوالی ظهر بود که از خانه زدیم بیرون ، باتفاق دوستان برادربانو و قرار شد یک دوری بزنیم ؛ در همنی حوالی !! نزدیکترین دوری که بشود دور شهر چرخید را انتخاب کردیم و راه افتادیم ... هوا که ابری بود و آسمان دلگیر ، کم کم چهره ی مسیر عوض می شد و ما همچنان می رفتیم ...  فعلا چند تصویر برای شروع برنامه را داشته باشید تا بعد !!

  ادامه مطلب ...

یک بیادآوردن ...

 

امروز صبح که برای خرید نان از خانه بیرون رفتم ، خیلی ریز داشت می بارید و معلوم بود که این آهسته باریدن تداوم خواهد داشت ، یادم آمد داستان های رشت و بارش های چند روزه و قدم زدن های طولانی زیر باران و چه کیفی می داد بعد از خیس شدن در زیر باران و نم کشیدن در حد حمام کردن ، در یک جای گرم و نرم (!) ، یکی دو ساعتی خوابیدن !!

  

ادامه مطلب ...

شاخص های اجتماعی اعتماد ...

 

دیروز پرسپولیس در ژاپن بازی داشت و نمی دانم از روی چه انگیزه ای (!!) قرار شده بود این بازی بصورت همزمان در مدارس کشور پخش بشود !؟ لابد فکر کرده بودند که بازی یک تیم باشگاهی ( از نوع دواتی !! ) در این سطح از باشگاههای آسیا (!) می تواند بهانه ی خوبی برای همسوئی ملی باشد !!

  

ادامه مطلب ...

آدمِ کی بودن !؟

 

مغازه دوستم بودم که یکی وارد شد ، برخی ها ظاهرشان را چنان مرتب می کنند که مثلا تابلوئی از درونشان باشد ولی برخی ها ساده و عمومی لباس می پوشند و نمی شود از ظاهرشان فهمید که صاحب چه دیدگاهی هستند !! فردی که ذکرش می رود یک تیپ خیلی مذهبی برای خودش درست کرده بود و نوع راه رفتنش هم فرق می کرد !!

 

ادامه مطلب ...