ما مشغولیم ....

 

 این روزها مشغولیم ... مثل همیشه عمومی و البته کمی هم خاص تر (!) خیلی جاها می رویم و کلی عکس هم می گیریم ولی راهمان به پای کامپیوترمان نمی خورد ... دیروز عصر باران آمد و نزدیکی های صبح تبدیل به برف شد ولی تا ظهر همه چیز تمام شد و آفتاب در بالاترین جایگاهش در آسمان نشسته بود !! ولی هوا سرد شده است ...

   ادامه مطلب ...

سرچ در گذشته !!

 

قرار بود مدارک شناسائی را وارد پیشخوان بیمه آینده ساز بکنم و در همین راستا رفته بودم توی کامپیوترم بگردم ببینم از عکس ها و مدارک اسکن شده چی دارم !! خلاصه اینکه از این کامپیوتر گردی چیزهای زیادی دیدم و خوش بحال شدم ... چند تا عکس هم کنار گذاشتم تا برای صاحبانشان بفرستم و یاد ایامی بشود ...

  ادامه مطلب ...

ثبت شدیم !!

 

امروز دوباره به مرکز ثبت احوال مراجعه کردم برای دریافت شناسنامه ی دخترم !! انسان ها ندانسته متعلق می شوند به حدود و حغرافیای سیاسی و سند می خورند و ثبت می شوند !!!  اگر روی نقشه دو وجب بالاتر بدنیا آمده بود باید شناسنامه ی روسی می گرفت و اگر چند میلیمتر بالاتر بدنیا آمده بود ، حالا شناسنامه ی گرجی داشت !!


 

ادامه مطلب ...

شباهت های اشتراکی

 

وقتی نوزادی بدنیا می آید کسانی هستند که نقش خانم مارپل را بازی می کنند !! در برخی خانواده ها این تشخیص های اشتراکی شاید زیاد مهم نبوده باشد ولی دیده شده است که گاهی این شباهت سازی ها تاثیرات منفی زیادی بجا می گذارد !!

   ادامه مطلب ...

سر خاک ...

 

من اگر به اختیار خودم باشد از بین مراسمی که برای متوفی برگزار می شود ، سر خاک رفتن و تشییع و تدفین را بیشتر دوست دارم (!!)  تا شرکت در مراسمات بعدی که عموما برای تسلی بازماندگان می باشد و احیانا رفع تکلیف اجتماعی و البته با سفره های رنگین تر !!

  

ادامه مطلب ...