تحولات روزمره !!

 

یک چند وقتی بود که مراسم آش پزان مان متوقف شده بود ... امروز هوس کردم بروم کمی سبزی بخرم برای پختن آش !! سبزی پاک کردن یک خاصیتی دارد و سبزی پاک شده خریدن یک مزایایی !! ولی روی هم رفته هر کاری را باید طبق روالش انجام داد !!

  

ادامه مطلب ...

من می دانم !!

 

یک ضبط صوتی از سالهای کمی دورتر در خاندان ما حضور داشت با انواعی از داستان ها (!) ... این رادیو ضبط را دائی جان در سالهای اول انقلاب از سوئد برای مادربزرگم  آورده بود تا در گرفتن امواج رادیوئی مشکلی نداشته باشد !! نسل امروز از رادیو خیلی کم سر درمی آورد و تقریبا می شود گفت نسل بعد از هفتاد ، نسل FM می باشند !!!

   ادامه مطلب ...

روزگار چهل سالگی !!

 

در روزگاری نه چندان دور، چهل پنجاه سالگی، سن قرار و آرام بود.
چهل پنجاه  ساله  جزو بزرگان فامیل و خانواده بود.
برای خودش احترام و برو و بیایی داشت.
 زندگیش کاملا تثبیت شده بود و امنیتی داشت و ثباتی..!


  ادامه مطلب ...

دنیای خواب ها !!

 

دیروز مهمانی صبحانه ی خانه ی دوستم بود و در پست قبلی نوشته بودم که حضرات نسوان مهمان بودند و ما هم که بیرون مانده بودیم و داشتیم بیرون گردی می کردیم ... برگشتنی با یک بسته بعنوان " گوشت قربانی " آمده بودند !!

  

ادامه مطلب ...

قسمت روز جمعه ای !!

 

امروز نورا خانیم بهمراه مادرش به یک صبحانه  ی دم ظهری مهمان خانه ی دوستم بودند و دوستم پیام داده بود که دنبالم می آید تا با هم برویم کوه ... البته با چند شکلک همراه کرده بود و منهم فقط یک ددر جاده ای تصور کرده بودم !!

  

ادامه مطلب ...