ویکند !!

 

 نیم روز پنجشنبه را در خانه بهمراه نورا بودم ... سر و کله زدن با بچه یک تمرین نفسگیر برای تقویت حوصله و بالا بردن صبر است !! اصولا کودک مخصوصا وقتی خیلی کوچک است ، چیزی نمی خواهد ؛ یعنی نمی تواند بخواهد ! و این تعهد بزرگتر است که برایش وظیفه تعیین می کند که چه لازم دارد!!؟  چه باید بکند !!؟

 

کاش بزرگترهای این کشور هم کمی تعهد اجتماعی داشتند و آن وقت به جای اینکه آن ابتر بیاید و از کرامت ارباب رجوع حرف بزند !! و یا آن ابله بیاید و از میز خدمت برای مردم حرف بزند !! بیایند و بدون اینکه کسی بیاید و شکایت بکند (!) خود به وظایفی که دارند عمل بکنند ...

 

خودش می آید و پیدایت می کند !!

 

این روزها ، روزهای اطعام و احسان می باشد ... در هر کوی و گذری هر کس به قدر توانی که دارد و البته این توان فقط شامل مسائل مالی قضیه نمی شود و بیشتر راه اندازی و پیش بردن قضیه را شامل می شود ( پخش کردن سخت تر از تهیه کردن است !! ) ، دست به کاری می زند !!

  

ادامه مطلب ...

دختر آبی !!

 

در این چند روز فضای مجازی بدلیل اینکه دیگر چیزی برای گفتن نداشت ، جمع شده بود اطراف مقوله ی دختر آبی !! و هر بار که وارد دنیای مجازی می شدم  می دیدم افرادی که نه هویت معلومی دارند و نه خط و نه مشی معلومی (!) در حواشی آن حرافی کرده و جالب تر اینکه مردم را دعوت به حرکت دسته جمعی می کردند !!

  

ادامه مطلب ...

تاسوعا ... عاشورا !!

 

در دو روزی که گذشت ، هوای تبریز بیشتر شبیه هوای اواخر آبان ماه بود !! با باد شدیدی که می وزید و مردم را وادار به استفاده از پوشش پائیزی می کرد ... گاهی اوقات آسمان خودش برخی ملاحظات را به مردم تحمیل می کند !!

   ادامه مطلب ...

کشور بی دین ها !!

 

یک جائی بودیم و یکی منبر گذاشته بود که همین کشور روسیه که نه خدا دارند و نه دین و ...(!) و همینطور تخته گاز گرفته بود و می رفت و چون این عبارت را چند بار تکرار کرد من تحمل نیاوردم و گفتم : " شما روسیه سفر کرده اید !؟ یا مدتی در آنجا ساکن بودید !؟ " گفت :" نه ... "

  

ادامه مطلب ...