دیروز آنقدر در اینستا چرخیده بودم که خواب هایم هم اینستایی شده بودند !! البته بعد از یک بازی سنگین و خسته کننده ی والیبال (!) و سر و کله زدن با نوراخانیم برای خوابیدن (!) خواب می توانست باندازه ی کافی سنگین شده باشد ...
ادامه مطلب ...
خیلی جوانتر که بودیم همه از 2000 حرف می زدند و انگار می خواهد چه بشود (!؟) الا اینکه یک عدد تقریبا رُند و توی چشم برو بود !! برایش داستان ها ساختند و ترانه ها خواندند و آنهم بی سر و صدا آمد و رفت پیش بقیه عددها نشست تا بگوید مشکلات خودتان را پای من نریزید و از من مشکل گشائی نخواهید !!
چند وقت پیش بنرهای کنسرت گروه دالغا در گوشه و کنار به چشم می خورد ، تا اینکه سفارش دادیم تا بالدیز خانیم ببیند می تواند بلیط پیدا بکند !! البته از نوع دعوتی همیشه خوب است !؟
ادامه مطلب ...
امروز هفتم دی ماه روز تاسیس نهضت سوادآموزی بود !! من در جائی به آن برنخوردم و شیر پاک خورده ای ( حتی شیر پگاه !! ) هم این روز را به من تبریک نگفت !! بهرحال من دو سال در این سنگر بوده ام و باارزش ترین سنگری ست که حضور یافته ام !!
ادامه مطلب ...