خانه ی یکی مهمان آمده ، جاخوش کرده و انگار خیال رفتن نداشت !! صاحب خانه و زنش در پستو باهم حرف می زدند که این دیگر چه نوع مهمان آمدن است (!) که خانم خانه می گوید من فکری کرده ام و می رود توی اتاق و بچه را به بهانه خواباندن روی پاهایش گذاشته و لالایی میخواند که " لای لای بَچَم فیروزه مهمان یه روز دوروزه !!"
در این پست چند تا عکس از روزمره های نورائی می گذارم تا کمی حال و هوای وبلاگ عوض شود و این عکس ها هم بروند در آرشیو وبلاگ ثبت و ضبط شوند !! و ایضا یکی دو عکس دیگر ...
چند روز پیش خانه برادرم بودیم و ناگهان همسرشان اعلام کردند که شدیدا احساس نارحتی دارند و برادرم او را برد کلینیک و آقای دکتر یک معاینه کرده بود و گفته بودچیزی نیست و یک فقره آمپول تجویز کرده بود ...
قسمت اول را نوشته بودم و باید این قسمت هم نوشته می شد والا چند موضوع برای نوشتن دم دست دارم که حیف هستند که فراموش بشوند و باید در تاریخ دادو ثبت بشوند !!