نه ... نمی شود !!

یک سفارش گرفته بودم و از همان ابتدا یک گره کور در آن بود !! بالاخره از یک طرف جور درنمی آمد ... اشکال اصلی هم از طرف سفارش دهنده بود ... و بیش از حد عجله داشت و همین عجله کردن باعث می شد تا در هر ایستگاه توقفی داشته باشد ...

  ادامه مطلب ...

درد !

 دو روز گذشته را با درد معده گذراندم ... البته آلارم هایش را از چند روز قبلتر می توانستم حس بکنم و در نهایت پریروز کمی شدیدتر و دیروز را در نهایت شدت گذراندم ... بقول شاعر : چِل سال بیش رفت که من درد می کشم !!

  ادامه مطلب ...

King - Queen

 روزگار غریبی ست ...

   ادامه مطلب ...

سکته خفیف !!

 

امروز رفته بودم مرکز شهر برای یکسری کارهایی که نفعی برای من نداشت و همه اش از ناحیه خدمت به دیگران به من رسیده بودند !! و البته توی مسیر کمی هم با خودم حرف می زدم ...

  ادامه مطلب ...

کوفته را نان تهی کوفته است !!

 

مردی خسته از راه رسیده و شب در خانه ای مهمان می شود و صاحبخانه خبر می دهد که اتفاقا خانم کوفته درست کرده است !! و ... و مرد که مثل من بدغذا بود و اتفاقا کوفته را اصلا دوست نداشت ضمن قرائت شعری می رساند که :  " کوفته در سفره من گو مباش !!  /   کوفته را نان تهی کوفته است !! "

 

ادامه مطلب ...