امروز دو خبر بد در فضای مجازی به چشمم خورد و البته یکی دو خبر خوبِ محتمل و غیرقطعی که می تواند رودست هر دو خبر بزند ولی روسیاهی چیزی نیست که با شستن و رنگ کردن فراموش بشود !؟
قرار بود داستان یکی از خاطرات خیلی خاص پدربزرگم را بنویسم ، ولی بعد از اینکه تقریبا 90درصد قضیه ی مربوط به خاطره را نوشتم و آماده می شدم تا سر و ته خاطره را هم بیاورم ، به فکرم زد که کمی بیشتر مایه بگذارم و بقیه زندگی اش را هم بنویسم و ببینم تا کجا پیش می رود ،
ادامه مطلب ...
امروز در اخبار جراید مجازی و نیز از طریق برخی دوستان نزدیک به جراید ، خبری خواندم در رابطه با مرگ خودخواسته یکی از طنزنویس های ، کمی تا قسمتی مطرح ، در حوزه سیاست ... زندگی شخصی هر طنازی به حوزه ای که در آن کار کرده است ، نزدیکتر است !؟
ادامه مطلب ...
امروز باتفاق خانواده برادر بزرگم آمدیم سقز برای خرید چند قلم از بزرگان جهیزیه برادرزاده ، در عصری زندگی می کنیم که قاچاقچی اعتبار بیشتری از نمایندگی رسمی کارخانه را دارد !؟ علی برکت الله ...
ادامه مطلب ...