شنبه ای که گذشت یک مراسم خیلی مهم و حیاتی داشتیم ... مهم بود چون تعلق داشت به نورا خانم و حیاتی بود برای اینکه در حیاط مهدکودک برگزار می شد ! شنبه جشن اتمام دوره مهد کودک بود که با عنوان فارغ التحصیلی ، مد شده است !؟
من در مورد چندنفر خیلی با احترام برخورد می کنم و همیشه در حرفهایم و خاطراتم ، تک جمله هایی از آنها ذکر می کنم و یکی دو مورد خیلی بولد شده درزندگیم که باعث می شوند تا جریان شکرگزاری ام خشک نشود را مرتبط باآنها می دانم و یکی از دلایل خوشبختی ام را وجود آنها در زندگی ام می دانم و از این حرفها ...
ادامه مطلب ...
بعضی روزها خیلی خاص هستند ، خاص بودن شان لحظه ای نیست ! کار یکی دو نفر نیست ! مانند یک حادثه عظیم ، برآمده از برآیند خیلی چیزهاست ...
ادامه مطلب ...
هنوز چیزی نشده ، دو ماه از سال گذشت و نوبت خرداد آمد ... در بین ماههای سال خرداد از همه بدنام تر است و به نظر من ماه مخصوص سیاستمداران می باشد و در این ماه حتی خرده سیاستمدار هم در برنامه هایش موفق می شود ...
ادامه مطلب ...
پارسال همین حوالی بود که خبر گم شدن هلیکوپتر حامل رئیس جمهور و همراهان در همه جا پیچید ، من بعد از ظهر خوابیده بودم و ساعت 5 از خواب بیدار شدم و زیرنویس شبکه خبر را خواندم و به یکی دو نفر زنگ زدم ولی جواب ندادند و بلافاصله یک استوری گذاشتم و تنها نوشتم " شهادت قسمت تو می شد ای کاش ! "
ادامه مطلب ...