رو به آفتاب ...


دو هفته پیش قراری داشتیم برای رفتن به مرکز آفتاب گردان و تخمه ، شهرستان خوی !! بنا به دلایلی برنامه اجرا نشد تا اینکه قرار شد دیروز در یک برنامه نیم روزی سری به آنجا بزنیم ، همکار بازنشسته ی دوستم که اهل خوی می باشد از دوستم دعوت کرده بود و برای همین کمی تا قسمتی مهمان محسوب می شدیم ...

  ادامه مطلب ...

شکار آفتابگردان ها ...

 

امروز باتفاق دوستان رفته بودیم شهر خوی !!  

زادگاه عارف بزرگ ، شمس ، که بعدها به شمس تبریزی معروف شد !!

زادگاه فقیه بزرگ آیت الله خویی !!  

شهر آفتابگردان و تخمه ...  

  

 

امشب برای شام دعوتم و برای همین کارهای زیادی باید برای رسیدن به مهمانی بکنم ، تعریف بماند برای پست بعدی ...


تلخ و شیرین ...


دیروز که به خانه رسیدم ، طبق معمول نای روشن کردن چراغ ها را هم نداشتم !! نه اینکه خسته از کار باشم ، بعد از گرفتن یک دوش گرم و سرد (!) چنان در ماشین چرت می زنم که از خواب شبانه ام سنگین تر می شود ، آن وقت برای پیاده شدن از ماشین مشکل دارم چه برسد به کارهای پیش پا افتاده ...

ادامه مطلب ...

" دزد راستین "


در یک دزدی بانک در، گانک ژو چین، دزد فریاد کشید:
 « همه شما در بانک، حرکت نکنید. پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد. » 
 

ادامه مطلب ...