در یک دزدی بانک در، گانک ژو چین، دزد فریاد کشید:
« همه شما در بانک، حرکت نکنید. پول مال دولت است و زندگی به شما تعلق دارد. »
مردی را دستگیر کرده پیش ناپلئون می برند ، جرمش را می پرسد و می گویند اقدام به دزدی دریایی کرده است ...
با خشم به مرد نگاه کرده و به او می گوید : " تو خجالت نمی کشی در محدوده و قلمروی من دزدی دریایی می کنی ؟ "
مرد جواب می دهد : " قربانت شوم ، کار من و شما عین هم است ، فقط چون من یک کشتی دارم نامم دزد است ، اگر مثل شما هزار کشتی داشتم مرا هم فاتح خطاب می کردند !! "
===
داستان لشکرکشی های این دوره و زمانه هم چیزی بیش از این داستان آموزنده نیست ، آنکه خانه ای خراب می کند نامش تروریست است و آنکه کشوری را به خاک و خون می کشد و تاسیسات زیربنایی اش را تخریب می کند نامش مدافع حقوق بشر است !!
روز تعطیل از کله ی سحر بیدارباش زده بودم و خوابم ته کشیده بود ... تقصیر دو ساعتی بود که ناغافل در بازگشت از کارخانه خوابیده بودم ؛ وقتی بیدار شدم از همه جای ساختمان صدا می آمد !! سراسیمه سرک کشیدم و دیدم برق رفته است و همه در تکاپوی روشنایی و ... هستند !!
