تمامِ نیمه تمام !!


همیشه یک جای کار می لنگد ... و این خاصیت دنیاست انگار !! چند مورد شکایت برای پایان غیرمنتظره و مدل تلویزیونی داستان روژان برایم رسیده است ، آنهم از نوع سریال های ماه رمضانی که غالبا 29 روز به دار است و یک روز آخر به بار می شود !!


داستان روژان قسمتی نیمه مستقل از یک مجموعه است که به سایر داستان های مجموعه مرتبط است و در داستان های دیگر خودش را نشان خواهد داد ... و باید در جایی بصورت نیمه تمام ، تمام می شد !!


مثل خیلی از زندگی ها که کوتاهی عمر اجازه نمی دهد تا پایان خوشش را ببیند و همیشه جایی که نباید اجل سر می رسد !!!  شاید بدنامی مرگ از بی برنامه گی زندگی ها باشد !!


زندگی بر اساس وظیفه !!


دیروز رفته بودم برای حضور در یک همایش ، از قرار معلوم اساس همایش برای این بود که برگ سبزی باشد در دفتر یادداشت برگزاری همایش ها وگرنه نه مطلب قابل استفاده ای مطرح شد و نه حظی بالاتر از تجدید دیدار با برخی از آشنایان قدیمی در همایش موجود بود !!

 

ادامه مطلب ...

قسمت من خانه نشستن نبود !!


بد عادت شده ام به ننوشتن ، وقتی نوشتن با ننوشتن زیاد فرقی نمی کند ، آدمی هوس می کند ننویسد ، هرچند من بخاطر اینکه خطم خوب بشود می نویسم !!

 

ادامه مطلب ...