امروز صبح هوس سنگک کرده بودیم ... برای همین حوالی ساعت 7 صبح رفتم تا نان تازه بخرم !! از حوالی 8 به بعد که مردم سحرخیز به نانوایی ها هجوم می آورند ، نان خریدن برای خودش داستانی می شود !!
سهراب سپهری
امروز با اتوبوس راهی شهر شدم ، کار خاصی نداشتم ولی نمی شود شهر را سر خود رها کرد !! و به نقل و قول این و آن و اخبار جهت دار (!) خوش بود ... زندگی روزمره با همه ی تکرارهای خسته کننده اش (!) نیاز به نظارت روزمره دارد و هی باید نبض اش را گرفت و تب اش را کنترل کرد ...
ادامه مطلب ...
امروز را در تقویم بنام روز کوروش گنجانده اند !!! هفتمین روز از هشتمین ماه سال !! با اینهمه دوری از نظر زمانی یافتن یک مناسبت مناسب کار سختی باید باشد (!) ولی یک دوره ای کار به جایی رسیده بود که خودم تاریخ می نوشتم و می دانم اصلا کار سختی نیست !! مخصوصا که خوانندگان بیشتر از اینکه اهل مطالعه باشند (!) جزو جماعتِ سیاست زده باشند !!
ادامه مطلب ...
چندی پیش بانو از قفسه کتاب ، کتابی برداشت و وقتی پرسیدم می خواهی چکار !؟ ( نخندید ، یعنی سوال بیجایی بود !!؟ ) گفت می خواهم بخوانم ... راستش را بخواهید امروزه آنقدر مردم ؛ حتی خود من (!) سرمان توی موبایل هست که آدم نمی داند کتابهایش را چکار بکند !؟!؟
ادامه مطلب ...