خواب و بیداری !!

 

ابتدا از بیداری بگویم که شیرین تر بود و واقعی تر !! دیروز حوالی ساعت 10 - 11 ، ساعت شروع برنامه های ددری ما !! ، با یکی دو تماس قرار شد باتفاق برادربزرگ برویم بچه هایش را که یک هفته بود در مرند مهمان شده بودند را بیاوریم !!

   ادامه مطلب ...

اتفاقات تکراری !

دیروز پر از اتفاقات تکراری بود !! من از این روزها زیاد دارم ... گاهی می شود که چند نوبت پشت سر هم یک جور غذا می خورم ؛ مثلا خانه خودمان برای ناهار قورمه سبزی می خوریم و عصر سرزده دعوتمان می کنند برای شام در خانه مادرم و آنجا هم قورمه سبزی می دهند !! و البته من قورمه سبزی تکراری را چنان می خورم که انگار چند ماه است قورمه سبزی نخورده ام !!

  ادامه مطلب ...

انتخابات سیاسی ، امتحانات ورزشی و اینترنت!!

 

دیروز باتفاق نوراخانیم رفته بودیم پارک گردی !! البته با یکی از دوستان هم هماهنگ کردم تا بیاید و شاپسر را بیاورد تا کمی باهم بدوند و  بچرند !! از شانس ما با رعایت تمام پروتکلی ها (!) آدمها روی هم راه می رفتند !! ما هم یکی از آنها !!

  

ادامه مطلب ...

ددر یهوئی !!

 

ما هم مثل خیلی از مردم همیشه در صحنه (!) می نشینیم و یهو برنامه می گذاریم و اجرا هم می کنیم و اتفاقا این قبیل برنامه هایمان خوب از آب درمیآید ؛ چون فشرده هستند و جایی برای اشتباه ندارند !! ما اهل از حالا بنشین و برای سه ماه بعد برنامه بریز نیستیم !! بلد نیستیم !! یاد هم نداده اند !!! چون بلد نبوده اند !!

 

ادامه مطلب ...

طوفان فراموشی ...

 

گاهی اوقات پیش می آید که در برخی برخوردها که ماشاءالله کم هم نیستند (!) به جریانی بنام فراموشی معکوس برخورد می کنم که گاه برای من جالب است و گاه برای طرف مقابل و گاه برای هر دو طرف تعجب برانگیز !!

  

ادامه مطلب ...