چند هفته ای هست که شدیدا مشغولم و چون یکی دو جا حضور دارم برای همین وقت برای سرزدن به دوستان ندارم !! چند روز پیش یکی از دوستان پیام داده بود و سراغم را می گرفت و من هم از سر شوخی نوشتم که توی قرنطینه هستم !!! این روزها سرماخوردگی بوی کرونا می دهد چه برسد به کلمه قرنطینه !!
امروز صبح باتفاق مادربانو و خواهربانو و خودمان (!) رفتیم مهاباد ... بازار مهاباد در میان بازارچه های دور و برمان از نظر جذابیت و قدرت فریب (!) رده ی دوم را دارد ... جلفا به خاطر دسترسی راحت تر ، امتیازش را بالا برده و ردیف اول را دارد !! جمعه گذشته ساعت 3 بعد از ظهر رفتیم جلفا و ساعت 10 شب در خانه بودیم !!
ادامه مطلب ...
اصطلاح شوگرددی تازگی هادر ایران هم رواج پیدا کرده است ولی مطمئنا با این اوضاع اقتصادی موجود رواج فرهنگی آن خیلی زمان بر خواهد بود !؟!؟ ولی می توان جریان شوگرددی را یک جور دیگر نگاه کرد ... لازم نیست همیشه چشمانمان را بشوریم و جوری دیگر ببینیم (!؟) گاهی می توان موضوعات را شست و دوباره به آنها نگاه کرد (!؟)
همیشه برای آدمها در طول زندگی دوراهی هایی در سر راه پیش می آید که می تواند با عقل و منطق آن لحظه اش (!) یکی را انتخاب بکند ... این انتخاب می تواند نتایج مثبت یا منفی کوتاه مدت داشته باشد و هم اینکه نتایج مثبت و منفی در طولانی مدت !! همیشه چیزی که در کوتاه مدت از آن رضایت داریم متضمن رضایت در طولانی مدت نخواهد بود !!!
ادامه مطلب ...
چند روزی هست که به دعوت دوستی رفته ام در یکی از انتشاراتی های قدیمی و در مجموع معروف (!؟ ) ، در مجموع معروف یعنی اینکه آدم هم در بدی معروف باشد و هم در خوبی (!) و این یعنی رمز موفقیت در کشور ما !! برخی ها هستند که یک طرف چهره اجتماعی شان که طرف ارباب رجوع باشد، خوب هست و طرف دیگر که با بازار کار باشد، بد هست !! در این حالت آدم در نهایت معروفیت ( دو سرِ معروفیت ) قرار دارد و در این شرایط قرار گرفتن کار هر کسی نیست و باید از نظر شخصیتی بتوانی صفر بودن (!) را با جان و دل لمس بکنی !!
ادامه مطلب ...