" سهراب سپهری " را می شود دائما همراه داشت و دائما خواند ... ولی دریغا که آشنایان همیشه آدرسش را غلط نشان دادند تا برای خودشان جا باز بکنند !! ... شعر سهراب از آن دسته شعرهاست که از شدت زلالی (!) رسوب نمی کند و می شود حتی برای قرن های آینده هم از آن استفاده کرد و آیندگان شاید ، در غیاب کارشناسان قورباغه ای ( دوزیست !) ، آن را بهتر بخوانند و بفهمند ...
رفته بودم بازار و سری به یکی از دوستانم زدم ، قیافه اش چیز دیگری نشان می داد و خودش هی به خاکی می زد !! کمی بعد متوجه شدم انگار در قسمت رمزارزها (!) کمی اوضاع باب میلش نبود !!
امروز کار خاصی نداشتم و رفتم مرکز شهر برای چند کار معوق !! و یکی دو خرید هم داشتم که از این سو به آن سوی بازار در تردد بودم ... به هر کسی هم که می رسیدم می پرسیدند :" فلان جا خبری نبود !؟" می گفتم : " نه !! " ... شهر بیدار شده بود ولی کارمند روشن کننده دستگاه اینترنت هنوز خواب مانده بود !!
یکی از نشانه های بد-فرهنگی در جامعه ما نگاه غلط به مسئله جنسیتی می باشد که تقریبا همه به آن اذعان دارند ؛ حتی کسانی که تا خرخره در این نگاه غرق می باشند !! و این نگاه غلط در محاورات روزمره و مَثَلها و داستانها و ... باندازه کافی وجود دارد !!؟