از مزایای ماه مبارک یکی هم اینکه کلاس های دانشگاه بانو ، آنلاین شده بود و من یادم رفته بود که پنجشنبه ها ، نورا با من باید بماند ...
ادامه مطلب ...
اصولا اتفاقات همیشه در اطراف ما هستند ، آنها بر جهان ناخوآگاه ما راه دارند ... بیشتر اتفاقاتی که برای مردم رخ می دهد از نوع اتفاقات نادر (!؟) نیستند بلکه از نوع اتفاقات قادر هستند ؛ حالا چرا قادر !؟ چون قادر بر وزن نادر است ، همین !!
ادامه مطلب ...
در مسیرم بطرف چاپخانه دوستم با یک منظره ناجور مواجه شدم ... یک تریلی در حال پارک کردن بود و البته می خواسته زیاده از حد کیپ جدول پارک بکند ( چون یکی دو روزی بدلیل عدم امکان ارسال با تریلی های پلاک ایرانی و تخلیه بار به تریلی های پلاک ترکیه ، نیاز به خوابیدن داشت !! ) و برای همین قسمتی از تنه یک درخت را کنده بود و وقتی من رسیدم باتفاق یک نفر سریع در حال انداختن آن در پیادهرو بودند تا دیده نشود !!!
ادامه مطلب ...
وکالت دادن یعنی آگاهانه (!؟) اختیارات خود در مورد یا مواردی را به دیگری موکول کردن ؛ ولی در توکل به خدا این موارد شامل جریانات ناخودآگاه هم می شود !؟
ادامه مطلب ...
توی BRT ابستاده سفر می کنم ، ایستگاه ما جزو اولین ایستگاههای اتوبوس می باشد و همیشه صندلی خالی دارد ولی ایستگاه بعدی انگار جلوی خانه سالمندان میباشد ، در هر نوبت چند تا پیرمرد لرزان و افتان (!؟) سوار می شوند و تنها دلخوشی من انتخاب پیرمرد خوشگل و دلنشینی (!؟) هست که جایم را به او تعارف بکنم
ادامه مطلب ...