تجدید دیدار ...

آدمهای زیادی در زندگی ما حضور دارند ، می آیند و می روند ... برخی چنان می روند که انگار نبوده اند !! برخی ولی می مانند حتی با غیبتهای طولانی !؟ انگار هنوز برای تمام شدن آنها زمان زیادی باقی مانده است !!

   ادامه مطلب ...

صبحانه با یک‌ مولتی میلیاردر !!

امروز صبح چند تا خُرده  کار داشتم که فاصله بین هر کدام را چند دقیقه زمان پر می کرد ، کلانشهر یعنی برای هر کاری یک روز وقت تلف کردن !!؟

  

ادامه مطلب ...

کوفته پیمایی !!

جمعه برنامه ددر رفتن جور نشد و کمی در خانه مشغول بودیم و بعد قرار شد برای ناهار سنگک تازه بگیریم و برویم خانه مادربانو برای مراسم فوق نوستالوژیک « کوفته خوری !؟ »

  

ادامه مطلب ...

نورائیات ...

 

دمدمای غروب بود و خورشید داشت بساطش را جمع می کرد تا برود ، این روزها غروب را تمام قد تماشا می کنیم !!؟

  ادامه مطلب ...

غرق در نوستالوژی !؟

 

مقداری از آزادی که انسانی بتواند در جامعه به دلخوشی های غیرمتعارفش برسد ، جای شکر دارد !؟ ولی اینکه این آزادی بقدری باشد که بتواند این دلخوشی نامتعارف را جار بزند و ... جای صبر و تلاش بیشتر دارد !؟  و مقداری از آزادی که نامتعارف و متعارف در کنار هم قرار بگیرند ، از حوصله فکر جامعه خارج است !؟

   ادامه مطلب ...