مردم آزاری !!

ساعت ۱/۴۵ دقیقه بامداد است ، در بیرون ماشینی رد می شود و صدای بلندگویش را تا انتها باز کرده و حال پخش می کند و همزمان صدای سرنشینان داخل خودرو هم می آید ...
  ادامه مطلب ...

زندگی

زندگی رسم خوشایندی ست ...

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود ...

 (سهراب سپهری)


ادامه مطلب ...

دو دیدار ...

امروز نوراخانیم باتفاق مادرش رفت مهد و من کار و سفارش ضروری داشتم و باید می رفتم چاپخانه دوستم ... قسمتی از مسیر را با مترو  رفتم ...

  

ادامه مطلب ...

و رفت ...

مایه افتخار برخی از دوستان نزدیکم (!) که همیشه نگاه مبهوت شان به بالاتر از خودشان می باشد ، رفت و فرصت نشستن روی ویلچر را نداشت ...

 

ادامه مطلب ...

والیبال ...

امروز بعد از ظهر خانه مادر بودیم ، دیروز از تهران برگشته بود و از ساعت ۴ که سوار هواپیما شده بودند تا ۷/۳۰ در هواپیما بودند و بدلیل باد و گرد و خاک و ... پرواز ممکن نبود !؟

 

ادامه مطلب ...