ساعت ۱/۴۵ دقیقه بامداد است ، در بیرون ماشینی رد می شود و صدای بلندگویش را تا انتها باز کرده و حال پخش می کند و همزمان صدای سرنشینان داخل خودرو هم می آید ...
ادامه مطلب ...
زندگی رسم خوشایندی ست ...
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود ...
(سهراب سپهری)
امروز نوراخانیم باتفاق مادرش رفت مهد و من کار و سفارش ضروری داشتم و باید می رفتم چاپخانه دوستم ... قسمتی از مسیر را با مترو رفتم ...
ادامه مطلب ...
امروز بعد از ظهر خانه مادر بودیم ، دیروز از تهران برگشته بود و از ساعت ۴ که سوار هواپیما شده بودند تا ۷/۳۰ در هواپیما بودند و بدلیل باد و گرد و خاک و ... پرواز ممکن نبود !؟