گاهی آدم از شدت خستگی در حالیکه راه می رود می خوابد ( تجربه دارم ) و گاه از شدت خستگی در بستر راحت هم نمی تواند بخوابد !!
در چند روزی که گذشت مبتلا بودیم به فراق و از دست دادن دایی بزرگ ... داشته ها و اندوخته های آدمی یکی یکی می روند و افسوس که جای خالی برخی دیگر پر نمی شود ...
آدمهای زیادی در زندگی ما حضور دارند ، می آیند و می روند ... برخی چنان می روند که انگار نبوده اند !! برخی ولی می مانند حتی با غیبتهای طولانی !؟ انگار هنوز برای تمام شدن آنها زمان زیادی باقی مانده است !!
امروز صبح چند تا خُرده کار داشتم که فاصله بین هر کدام را چند دقیقه زمان پر می کرد ، کلانشهر یعنی برای هر کاری یک روز وقت تلف کردن !!؟
ادامه مطلب ...
جمعه برنامه ددر رفتن جور نشد و کمی در خانه مشغول بودیم و بعد قرار شد برای ناهار سنگک تازه بگیریم و برویم خانه مادربانو برای مراسم فوق نوستالوژیک « کوفته خوری !؟ »
ادامه مطلب ...