این روزها وقتی اخبار گوش می دهم ، مخصوصا در زیرنویس ها ، در هر گوشه ای از دنیا ، خبر ناگواری وحود دارد تا مردم کشور ما ، بیشتر باور کنند که اعضای همدیگر هستند ...
ادامه مطلب ...
دیروز در شیفت پرستاری ام ، در خانه مادرم بودم و از سر ناچاری (!؟) پای تی وی ، مادرم مثل خیلی های دیگر ، مخصوصا والدین پیر ، نسبت به موبایل حساستر است تا تی وی !؟
ادامه مطلب ...
رفته بودم مهد دنبال نوراخانیم که بردارم و ببرم خانه مادرم ... نوراخانیم هنوز داخل بود و قصد آمدن نداشت !! و کمی بعد سلانه سلانه آمد ... از دور انگار زیر چشمش را با ماژیک رنگ کرده بود !!؟
ادامه مطلب ...
« آللاه قدیم کیشی لره رحمت ائلسین !! » خدا آدمهای قدیم را رحمت بکند ... در این جمله درست است که کلمه «کیشی »آمده است و بمعنی مرد استفاده می شود ولی در اصطلاح عامه ؛ همچنان که در ترکیه امروز استفاده می شود کیشی به عنوان « شخص » استفاده می شود !!
طرفهای صبح بود که چشمهایم را باز کردم و دیدم یک اژدهای بزرگ بالای سرم ایستاده است ... دستم را دراز کرم تا افسار رخش را بگیرم که دیدم بجای افسار رخش ، پایه میز را گرفته ام !! و کمی بعد متوجه شدم که این اژدها ( یونی کورن ) ، بادکنک هلیومی نوراخانیم هست که توی پذیرایی برای خودش می چرخد !؟